تـــصـــوف و عـــرفـــان

(تــزکــیــه و احــســان)

قلب ، بـهترین مفتی است

در حدیث شریف روایت شده است:
«اِستَفْتِ قَلْبَکَ فَاِنَّ القَلْبَ خَیْرُ المُفْتِی»
هرگاه برایت مسئله‌ای پیش آمد از دلت بپرس چرا که «دل» بهترین مفتی است.

معمولاً دل انسان صاف است و به راحتی گواهی می‌دهد که امر در حال انجام، درست است یا اشتباه.

بعضی مواقع پیش می‌آید که شخص با دیگری در نزاع است که مثلاً این شئ از من است در حالی که دلش خوب می‌داند که حق با او نیست و چون دنباله‌رو خواهشات خود است چه بسا با کمک یک وکیل به صورت رسمی برنده‌ی آن نزاع هم شود، امّا بعد از پیروزی در جدال، دل وی هم چنان او را ملامت می‌کند و می‌گوید: ای بدبخت! حق دیگری را خوردی و بر او ظلم نمودی در حالی که بر حق نبودی.

اگر انسان همیشه متوجّه دل خود باشد تمام غم و غصّه‌های دنیا تمام خواهد شد و بر هیچ‌کس، کوچک‌ترین ظلمی نخواهد شد، امّا افسوس که حرف کجاست و عمل کجاست!

شخصی در مسئله‌ای از علماء و مفتیان استفسار می‌کند امّا جوابی را دریافت می‌کند که مطابق میلش نیست، سپس صورت مسئله را تغییر می‌دهد و آن را نزد مفتی دیگری می‌فرستد، از قضای روزگار این بار هم جواب باب دلش نگشته است، سپس برای مرتبه‌ی سوّم آن را نزد دیگری می‌فرستد و مطابق خواسته‌اش جواب می‌گیرد و بر آن عمل می‌کند! آیا این عمل بر شریعت است؟! آیا این شخص تابع شریعت است؟! یا تابع نفس خویش است؟!

همه دوست دارند امور شرعی مطابق خواسته‌ی ایشان باشد! به همین خاطر اگر کسی دوست دارد واقعاً تابع شریعت باشد قبل از استفتا از مفتیان مربوطه، اوّل از دل خودش بپرسد و از او فتوا بگیرد، چراکه دل انسان، راستگو و شفاف است و مشوره و فتوای اشتباه نمی‌دهد.

برگرفته از کتاب به سوی آرامش از آثار حکیم الامت مولانا اشرف‌علی تهانوی رحمه الله

حسام الدین
سه شنبه ۱۳۹۹/۰۵/۲۱
5:48 PM

قیمت دل

خداوند تبارک و تعالی در قرآن عظیم‌ الشأن ارشاد می‌فرماید:

ان الله اشتری من المؤمنین انفسهم و‌اموالهم بان لهم الجنة (توبه)
هرآینه خداوند از مؤمنان جان‌ها و مال‌هایشان را خریده است به این که بهشت برایشان باشد

خداوند بهشت را «قیمت نفس» قرار داده است، امّا مشاهده‌ جمال خویش را «قیمت دل» قرار داده است! لذا هر انسانی که دل خود را وقف او تعالی نماید، در فردای قیامت، خداوند دیدار خود را نصیب وی می‌گرداند.

وجوه یومئذ ناضرة الی ربها ناظرة(قيامه)
در آن روز صورت‌هايي شاداب و مسرور هستند که به پروردگارشان نظاره می‌کنند

در حدیث شریف روایت شده است: در فردای قیامت افرادی هستند که ایستاده و به طرف ذات لایتناهی می‌نگرند و شادمان می‌گردند و خداوند نیز به ایشان می‌نگرد و خوش می‌شود. بسیار خوش اقبال هستند این افراد که در صحرای محشر در بهترین حالت ممکن، ایستاده هستند.

خداوند بهشت و جهنّم را آفرید و نگهبانانی را بر آن گماشت؛ کعبه، خانه‌ی خویش را نیز آفرید و آن را هم تحت تکفّل و سرپرستی عدّه‌ای قرار داد، امّا هنگامی که دل را آفرید، خود در آن جای گرفته و آن را سپرد دیگری ننمود؛ اوست مالک دل‌ها هر طور بخواهد آن را می‌چرخاند،

گویا دل انسان مسلمان همانند غنچه‌ای است که اگر بشکفد، الله تعالی از آن جلوه می‌نماید؛

لذا بر همه‌ ما الزامی است که تمام امور خود را از او بخواهیم و همیشه دعا نموده و فریاد بزنیم «یا ربّ کریم» دل ما را همیشه در بین دو انگشت بلاکیف خود به بهترین صورت ممکن بچرخان تا بتوانیم از محبّت کامل تو در تمام زندگی بهرهٔ وافر ببریم.

بیداری دل منوط به ذکر خداوند است هر کسی که به ذکر خداوند مشغول باشد، دلش بیدار می‌ماند؛ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم ارشاد می‌فرمایند: مثال کسانی که خداوند را ذکر کرده و کسانی که او تعالی را ذکر نمی‌کنند به مانند انسان زنده و مرده است؛ اگر انسانی از ذکر و یاد خداوند غافل گردد، بدانید که خواب غفلت بر دلش طاری گشته است.

ای دل غافل چه خوش خوابیده‌ای
گوئیا از خویشتن رنجیده‌ای

یکدمی از خواب غفلت سر بدار
با تعقّـل بین وضـع روزگار

خواب خرگـوشی بنه بیدار باش
گرگها بین در کمین هوشیار باش

تیز کرده بهر جـانت نیش‌ها
تا به بیند جسمت از آن ریش‌ها

دشمنی سهل است بر جانت کنند
بلکه قصد دین و ایمانت کنند

گر بخواهی باشی زینها در امان
کن توکّل بر خـداوند جهـان

ما سوای اللّه را ز قلبت دور کن
این دلت بایاد حق معمور کن

گر بخواهی باشی جانا در امان
کن عبادت بر خداوندگار جهان

حافظت باشد در این دهر دنی
در امانی از عدو و رهزنی

باشی اندر روز محشر سرفراز
راضی از تو آن کریم کارساز

آتش دوزخ شود بهرت حرام
در بهشت جاودان سازی مقام

باش انسان به فکر خویشتن
بس بود اندر کمین‌ها اهرمن

در زبان عربی به دل «قلب» می‌گویند و خودِ قلب را بدین جهت قلب می‌گویند چون همیشه در حال تپیدن است؛ بسا اوقات پیش می‌آید که به یک‌مرتبه «دل» تغییر حالت داده و شاهراه هدایت را رها و سر از ویرانه‌های ضلالت در می‌آورد! به همین خاطر پیامبر اکرم (ص) این دعا را به امّت خویش تعلیم فرموده‌اند:

«یَا مُقَلِّبَ القُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ»
ای گردانندهٔ دل‌ها، دلم را بر دینت استوار گردان.

برگرفته از کتاب به سوی آرامش از آثار حکیم الامت مولانا اشرف‌علی تهانوی رحمة الله علیه

https://t.me/mulanafeghhi

حسام الدین
یکشنبه ۱۳۹۹/۰۵/۱۲
5:51 PM

ایمان بـهترین مصلح قلب

💫 خداوند تبارک و تعالی ایمان را برای اصلاح قلب قرار داده به همین منظور، محلّ ایمان را در قلب نهاده است؛ حتّی محبّت الله و رسول اکرم در قلب قرار دارد.

💫 از جوشش این محبّت‌هاست که اعمال شکل می‌گیرد؛ تمام تحریک‌ها نیز در دل است و این تحریک‌ها مسبّب فعالیّت انسان می‌گردد. ابتدا ایمان وارد قلب شده، جای گرفته و رشد می‌کند، سپس تاثیرات آن بر سایر اعضای بدن محسوس می‌گردد. بعد از آن دست، پا، گوش، چشم و سایر اعضاء مؤمن شده و هیچ کاری را بر خلاف شریعت انجام نمی‌دهند.

💫 امّا اگر خدای ناکرده بی‌ایمانی و بی‌اعتقادی در دل رسوخ پیدا کند، تمام اعضا و جوارح حتّی مغز انسان «بی‌ایمان» می‌شود! به همین ترتیب نیّت خراب شده و مغز به چیزهایی فکر می‌کند که مطابق خواهشات نفسانی بوده و با شریعت در تضاد است؛ امّا اگر کسی به ندای درون قلبش گوش فرا دهد، خواه ناخواه به طرف دعوت انبیاء کشیده شده و نور ایمان در قلبش روشن می‌شود.

💫 از آن جایی که قلب همانند ظرف پاکی می‌ماند، ایمان سریع در آن نفوذ کرده و رخنه می‌کند و بالتّبع اعمال انسان نیز متأثّر می‌گردد. اگر در دل خوشی و سرور باشد آثار آن پر واضح بر چهره نمایان می‌گردد و شخص بیننده از درون انسان مطّلع می‌شود، «چهره» انعکاس درون است و بیننده به راحتی می‌تواند حدس بزند که این خوشی یا ناخوشی مستور بر چهره، واقعی است یا خیر!

💫 سرچشمه‌ی خوشی، ناخوشی، محبّت و دشمنی در دل است، اگر دل درست شود تمام امور مربوط به او نیز درست می‌شود و اگر دل خراب باشد اثرات مخرّب آن حتماً بر اعضا طاری می‌گردد.

📝 برگرفته از کتاب به سوی آرامش از آثار حکیم الامت مولانا اشرف‌علی تهانوی رحمه الله

حسام الدین
جمعه ۱۳۹۹/۰۵/۱۰
10:13 AM

علامات دل بیمار

انسان از کجا متوجّه شود که دلش بیمار است؟
حافظ ابن قیّم رح چهار مورد را به عنوان تشخیص بیماری دل بیان می‌کند که عبارتند:

♦️ اوّلین نشانه

⚡️ هنگامی که انسان، امور فانی را بر امور باقی ترجیح می‌دهد، نشان‌گر این است که دلش بیمار شده است! مثلاً زندگی دنیایی خویش را به بهترین شکل ممکن می‌سازد، امّا از ساختن «خانه‌ی آخرت» خود غافل است! دنبال کسب «عزّت دنیا» هست امّا به فکر عزّت و ذلّت آخرت نیست، یا این ‌که دنبال آسایش و رفاه دنیوی است امّا نسبت به عذاب آخرت بی‌پروا هست.

♦️ دوّمین نشانه

⚡️ هنگامی که انسان، گریه و زاری در پیشگاه رب العزّت را ترک کرد، بداند که دلش سخت بیمار شده است؛ گاهی انسان با چشم، گریه می‌کند، گاهی هم با دل، امّا گریه‌ی دل به مراتب از گریه‌ی چشم بهتر است. گریه‌ی ندامت فقط منحصر به خروج اشک از چشم نیست، بلکه افرادی وجود دارند که کوچک‌ترین اشکی از چشمان‌شان سرازیر نمی‌شود امّا دل‌شان همیشه گریان است. این گریه‌ی دل هست که قبول بارگاه لایزال شده و سبب گشایش دروازه‌های قبولی «توبه» می‌گردد، بهرحال برای «قبولیت توبه» نیاز به گریه است، چه با دل باشد، چه با چشم، چه هر دو.

♦️ سوّمین نشانه

⚡️ سوّمین نشانه‌ی تباهی دل، آرزو و تمنّای «دیدار مخلوق» است، بدون این‌ که آرزوی دیدار پروردگار رب العزت را داشته باشد! اگر چنین حالتی دارد، بداند که دلش مرده است. افراد زیادی هستند که مدّت‌ها در انتظار و چشم به راه کسی هستند امّا هیچ‌گاه به ملاقات با ذات باری تعالی فکر نکرده‌اند.

♦️ چهارمین نشانه

⚡️ هنگامی که نفس انسان از یاد خداوند گریزان و مشتاق به ارتباط داشتن با مخلوق باشد، نشانه‌ی «تباهی دل» وی است؛ این زمانی است که انسان از تسبیح و تصوّر باری تعالی احساس آرامش ننماید و نشستن بر مصلا برایش گران باشد. یک قانون کلی را بدانید، اگر می‌خواهید تعلّق یک بنده را با خدایش بسنجید، کافی است بر نشستن در مصلایش دقّت کنید؛ کسی که ذاکر و از یاد خداوند خرسند است، چنان بر مصلایش می‌نشیند، گویا یک کودک در آغوش مادرش با اطمینان و امنیت کامل نشسته است و هر کسی که دلش ویران باشد، نشستن بر مصلا برایش ناخوشایند است! به محض این‌ که سلام می‌دهد، مسجد را ترک می‌کند، گویا دلش هنوز برای آمدن به مسجد آماده نشده است.

📌 برگرفته از کتاب به سوی آرامش از آثار حکیم الامت مولانا اشرف علی تهانوی رحمه الله صفحه ۲۴

حسام الدین
پنجشنبه ۱۳۹۹/۰۵/۰۹
12:54 PM

عشق مجازی بزرگترین فتنه در راه سلوک

عارف بالله حضرت اقدس مولانا شاه حکیم محمد اختر صاحب رحمه الله:

ضربه فنی عشق مجازی آنقدر بزرگ است که هر کس در دامش افتاد کاملا از راه راست منحرف میشود

چرا که انسان از انجام این گناه آنقدر دور میشود که از بقیه گناهان اینقدر دور نمیشود

مثلا اگر دروغ گفته یا غیبت کرده است و یا نمازجماعت را ترک کرده است به فرض مثال دلش 40 درجه از خداوند متعال منحرف میشود ،و اگر شخص توبه کند قلب او دوباره به سوی الله تعالی متوجه میشود

اما اگر خدای ناکرده در عشق مجازی یک چهره ای ،مبتلا شد پس مسیر دلش 180درجه از خداوند متعال منحرف میشود وقلب او به طور کلی تغییر میکند

حال اگر در نماز قرار گیرد یا تلاوت قرآن و یا ذکر بکند تصویر همان شخص جلوی چشمانش حاضر میگردد، مسیر دلش از خداوند برگشته و بسوی یک لاشه بدبو و پوسیده(اشاره به زمانی که در قبر گذاشته میشود) کشیده شده است


اینقدر دوری بخاطر این گناه حاصل میشود که از انجام هیچ گناهی دیگر به این اندازه حاصل نمیشود.


حضرت حکیم الامت اشرف علی تهانوی رحمه الله می فرماید:

عشق صورت "مجازی"هم یک عذاب است، خصوصا عشق امارد "پسر بچه ها ی نوجوان" خیلی مریضی خطرناکی است.

یکی از بزرگان گفته است:

هرگاه مردود شدن کسی اراده شده باشد او به محبت امارد مبتلا می شود. پس گویا این عشق صورت[مجازی] علامت مردودیت است.

مسئله تصوف است که با امردها مخلوط نشوید و با زنان[نا محرم ] با نرمی حرف نزنید.

📚ملفوظات حکیم الامت اشرف علی تهانوی رحمه الله ۱۷/۱۶۵

بنده(مولانا احمد عبدالحق مجددی غفرله) گویم :

حکم چت و تماس و پیام مجازی با نامحرم "بدون ضرورت شرعی و بیشتر از حد ضرورت" هم همین است، شیطان مردود اول دلیل می آورد که شما خیر خواهی می کنید و...بعد هر دو را بدبخت و رسوا می کند.

سالکی که مبتلا به عشق مجازی شد، از نظر الهی می افتد، فورا باید توبه کند، ورنه از راه سلوک مطرود خواهد شد

بزرگ ترین فتنه در راه سلوک عشق مجازی است.

انکشاف حقایق از همراهی اهل دل

حکیم الاسلام مولانا قاری محمدطیب رحمه‌الله میفرمایند:

بنده از بزرگانم واقعه‌ای را شنیدم، مولانا منصورعلی خان (از شاگردان حضرت مولانا محمدقاسم نانوتوی بانی دارالعلوم دیوبند) خود مستقیما این واقعه را برایم نقل کردند.

ایشان میگویند:
زمانی که در ابتدای دارالعلوم دیوبند به خدمت حضرت مولانا نانوتوی رحمه‌الله مشغول تحصیل بودم به عشق مجازی مبتلا شده بودم تاجایی که در نمازهایم خلل می آمد از این ماجرا بسیار پریشان شدم، بنابراین مجبور شدم به مولانا نانوتوی مراجعه کنم.

مولانا فرمودند:
《فردا بعد از نماز صبح پشت سرم بیا و هیچ مگو》

بعد از نماز صبح به دنبالشان راه افتادم در آن روز چشمان حضرت غیرعادی و حالت شان را متغیر یافتم، که از دیدن این واقعه به خود لرزیدم.

ایشان وارد حجره شدند من نیز وارد شدم و روبروی ایشان مودبانه نشستم، دست راستم را گرفته و روی دست چپ شان قرار داده و با دست راست آهسته روی دست چپم می کشیدند مثل اینکه نخی را بتابانند.

مولانا منصورعلی خان به من فرمودند:
من میتوانم سوگند یاد کنم تا زمانی که حضرت دستش را روی دستم میکشید،تمام اشیای زمین وآسمان برایم منکشف بود و رفت و آمد فرشتگان را مشاهده میکردم، گویا تمام عالم غیب برایم منکشف شده بود و در پایان با شدت دستش را روی دست چپم کشید و اشاره کرد بیرون شوید.

من بیرون شدم در حالی که میدانستم چیزی از قلبم بیرون شده است ولی نمیدانستم چه بوده است.

اتفاقا دوباره همان معشوق مجازی را دیدم اما این مرتبه هیچ احساسی نسبت به او نداشتم چنین مینمود که گویا این همان عشق رذیله بود که از قلبم بیرون شده بود.

اهل الله و کاملین وقتی که به کمک مجاهدت‌ها و ریاضات و کمالات به مقامات عالیه دست پیدا می کنند دروازه‌های قلبشان گشوده میشود.

آنها که بجای خود بلکه کسانی که دنباله‌رو آنهایند دروازه‌های قلب آنها نیز باز و کامیاب میگردند.

ـــــــــــــــــــــــــــ

حسام الدین
شنبه ۱۳۹۹/۰۵/۰۴
1:3 AM

💠 حیا؛ نوری در دل مؤمن

بی‌تردید، دل‌های مؤمنان به زیور حیا آراسته‌اند؛ آنان نه‌تنها در برابر پروردگار خویش حیا دارند، بلکه نسبت به بندگان خدا نیز اهل حیا هستند.

حیا، صفتی آسمانی و نگهبانی درونی‌ است که انسان را از ارتکاب زشتی‌ها بازمی‌دارد و به‌سوی پاکی، نیکی و پرهیز از گناه می‌کشاند.

واژه‌ی «حیا» برگرفته از «حیات» است؛ یعنی زنده‌دلی و بیداری جان. دلی که زنده باشد، انسان را نیز زنده نگه می‌دارد؛ چنان‌که بدن سالم در برابر درد واکنش نشان می‌دهد، دل زنده نیز زشتی را حس می‌کند و از آن می‌گریزد. در مقابل، دلِ مرده همچون جسم بی‌جان است؛ بی‌احساس، بی‌پاسخ، بی‌دفاع.

گناه، نوری را که در دل مؤمن به نام حیا تابیده، کم‌سو می‌سازد و در نهایت خاموش می‌کند؛ آن‌چنان که انسان نه از خدا حیا دارد، نه از دیدگان مردم بیمناک است. در این مرحله، بی‌حیایی چنان ریشه می‌دواند که گناهکار، حتی از آشکار شدن گناه خود نیز شرم نمی‌کند و از اصلاح خویش غافل می‌ماند.

اما کسی که در لحظه‌ی گناه، یاد خدا را در دل زنده نگه دارد و از او حیا کند، از عذاب آخرت در امان خواهد ماند.

حیا، نشانه‌ی انسانیت است. کسی که حیا ندارد، جز جسمی گوشتین چیزی از انسان بودن در خود ندارد.

اگر حیا نباشد:

به وعده‌ها وفا نمی‌شود؛

امانت‌ها به صاحبانشان بازنمی‌گردد؛

نیاز نیازمندان بی‌پاسخ می‌ماند؛

کسی در پی نیکی نمی‌رود؛

عیوب مردم پوشیده نمی‌ماند؛

این حیاست که انسان را به انجام واجبات، رعایت حقوق مردم، صله‌ی رحم و نیکی به والدین وامی‌دارد.

بسیاری از کارهای نیک یا از سر ایمان به پاداش الهی انجام می‌شوند، یا از روی حیا در برابر مردم. اگر این دو انگیزه نباشد، چه چیزی انسان را به‌سوی نیکی سوق می‌دهد؟

حیا نوری است در دل انسان، نوری که او را تربیت می‌کند.

انسانِ باحیا، خود را همواره در محضر پروردگار می‌بیند و حتی در خلوت‌ترین لحظات نیز از نافرمانی حیا دارد. هرچه از گناه دورتر شود، این نور در وجودش فروزان‌تر می‌گردد.

در صحیح بخاری و مسلم آمده است که پیامبر اکرم ﷺ فرمودند:

«از آنچه مردم از پیامبران گذشته به ارث برده‌اند، این جمله است: اگر حیا نداری، هر کاری می‌خواهی بکن!»

و نیز فرمودند:

«حیا شاخه‌ای از ایمان است» و «تمامی حیا، خیر است.»

از انگیزه‌های حیاورزی، محبت به خداوند است. آن‌که خدا را دوست دارد، چگونه می‌تواند پرده‌ی حیا را در برابر معشوق خود بدرد و بی‌پروا نافرمانی کند؟

یاد نعمت‌های بی‌شمار الهی نیز بنده را به حیا وامی‌دارد. آن‌گاه که انسان ناتوانی خویش را در شکر این نعمت‌ها می‌بیند، بی‌اختیار سر در برابر پروردگارش فرو می‌آورد.

دانستن اینکه خداوند به همه‌ی اعمال آشکار و نهان ما آگاه است، انسان را به بیداری و حیا وا‌می‌دارد. اگر بدانی خدا ناظر توست، چگونه می‌توانی در خلوت و جلوت بی‌پروا باشی؟

از دیگر برانگیزاننده‌های حیا، آثار و برکات بی‌شماری است که این خُلق نیکو با خود دارد.

بی‌شک میان گناه و بی‌حیایی، رابطه‌ای مستقیم و شگفت‌آور وجود دارد؛ هر یک، دیگری را در پی دارد. گناه، حیا را می‌خشکاند و بی‌حیایی، راه را برای گناه هموار می‌سازد.

کسی که به هنگام گناه از پروردگارش حیا داشته باشد، در روز قیامت نیز مورد لطف خدا قرار می‌گیرد؛ چرا که خداوند از عذاب چنین بنده‌ای حیا می‌دارد.

برگرفته از کتاب: صفای دل در سی منزل

مولف: سعد بن ناصری شثری

برچسب‌ها: حیا، قلب، نور دل، گناه
فرید
شنبه ۱۴۰۴/۰۶/۰۸
5:54 AM

ذکر برای دل های غافل سنگین است

ذکر الله متعال

برای دل

نور است

و گاه

ذکر

در ابتدای امر

برای دل‌های غافل

سنگین است،

کما اینکه نور

پس از تاریکی

برای چشم

سنگین و سخت است،

اما اگر

دل به این نور

خو بگیرد،

همیشه از ترک آن

وحشت خواهد داشت.

- شیخ عبدالعزیز طریفی

https://t.me/mulanafeghhi

فرید
یکشنبه ۱۴۰۳/۰۷/۰۸
7:11 PM

انواع دل‌ها

🌻 حضرت حذیفه رضی اللّٰه عنه گفته است: دل‌ها چهار دسته‌اند:

۱ - قلبی که پرده پوش است و آن قلب کافر است۔ (¹)

۲ - قلبی که دچار اختلال است و آن قلب منافق است ۔

۳ - قلب بی‌گرد که نور در آن می‌درخشد و آن قلب مؤمن است ۔

۴ - قلبی که هم ایمان در آن است و هم نفاق ۔ ایمان داخل آن چون درختی است که آب پاک و زلالی به آن می‌رسد و نفاق داخل آن چون زخمی است که خون و عفونت از آن می‌چکد ۔ هر کدام غالب گردد، دیگری را مغلوب می‌کند۔(²)

۔۔۔۔۔۔

📚 تهذیب حلیة الأولیاء، ۲۰۶/۱

برچسب‌ها: قلب، دل، نور، حضرت حذیفه
فرید
پنجشنبه ۱۴۰۲/۰۹/۰۹
6:48 PM

طریقه مجددیه 

✍️محمد سعید مجددی غفر له


حضرت میرزا مظهر جان‌جانان شهید قیم طریقه مجددیه رحمة الله علیه می‌فرمودند:

در خانقاه حضرت شیخ سیف‌ الدین سرهندی(نبیره امام ربانی) پیر حضرت سید نور محمد بدایونی رحمهم الله تعالی هر روز، چهار صد کس درویش بجهت استفاده جمع آمده بودند موافق فرمایش هر یک را طعامها پخته میشد و با وجود اینهمه تنعّم، سالکان بمقام بلند می‌رسیدند که مدارا این‌ طریقه بر همت و توجه مرشد است.

یکی از ارباب اینطریقه خواست که تقلیل غذا نماید، پیرش فرمود: در حصول فیوض طریقه حاجت باینچنین اعمال نیست که بزرگان ما بنای کار: بر دوام وقوف قلبی و صحبت مرشد نهاده‌اند.

ثمره‌ی زهد و مجاهدات شاقه خرق عادات و تصرفات است، و حاصل دوام ذکر و توجه الی الله و اتباع سنت، کثرت انوار و برکات، عوام ظاهر بین را نظر بر ظهور خرق عادات بود و خواصِ معنی‌آگاه را مراد تصفیه قلبی و نسبت مع‌الله باشد.


📚مقامات مظهری: ملفوظات، حالات و مقامات قیّم طریقه نقشبندیه حضرت میرزا جان‌جانان مظهر شهید‌ ۱۱۹۵ ه.ق دهلی

فرید
دوشنبه ۱۴۰۲/۰۷/۱۷
3:11 PM

حقیقت حیا در کلام سید و سرور کائنات ﷺ 

از حضرت ابی‌عبدالرحمن عبدالله بن مسعود رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: از الله تعالی آن‌چه حق حیا است حیا داشته باشید.

ما گفتیم الحمدالله از الله تعالی حیا و شرم داریم.

آن حضرت ﷺ فرمودند: خیر آن نیست، و اما حیای حقیقی از الله تعالی آنست که سَرِ خود را و انچه در

او قرار دارد(چشم، گوش، زبان) را محافظت کنید،

شکم خود را(از حرام) و آنچه شامل آن (قلب و دست و پا و شرمگاه) است را محافظت کند،

و موت و پوسیده شدن(در قبر) را یاد کنید،

و کسی که خواهان زندگی آخرت است پس زینت دنیا را ترک کند،

پس هرکس چنین کرد از الله تعالی به حق آن حیا داشته است.


📚سنن الترمذی [۲۴۵۸] تالیف امام الحافظ ابو عيسی محمد بن عيسی السلمی الترمذی ۲۷۹ ه.ق ترمذ (ازبکستان)

✍️محمد سعید مجددی غفرله

برچسب‌ها: حیا، قلب، گناه، سنن الترمذی
فرید
یکشنبه ۱۴۰۲/۰۷/۱۶
12:41 AM

از کسانی باش...

▪️از کسانی باش که اندوه از دل برگیری و از کسانی مباش که اندوه به دلی نهی.

▪️واز کسانی باش که مشغول دلی را فارغ کنی از کسانی مباش که فارغ دلی را مشغول کنی وبار خود برکسی برنهی.


▪️مردمان سه گروهند:

گروهی آنند که نه آزرده با تو آزار دارند،

و گروهی آنند که بیازاری بیازارند وگروهی آنند که بیازاری نیازارند و اینان جوانمردانند.

دوستیِ خداوند در دلِ آن کس نبود که بر خلقش شفقت نبود.


📗رساله احوال و اقوال حضرت شیخ ابوالحسن خرقانی رحمه الله

https://t.me/mulanafeghhi

فرید
جمعه ۱۴۰۲/۰۶/۱۷
9:17 PM

جاهلیت عصر مدرن

شخصی از من پرسید چرا در نوشته‌هایت در مورد جاهلیت عصر حاضر این همه توصیه و سفارش می کنی؟ چه هدفی داری؟

به او گفتم: اگر کسی به تفسیر قرآن آگاهی داشته باشد، متوجه می‌شود که جاهلیت چهار بار در قرآن ذکر شده است.


و هر چهار تای آنها در عصر ما یافت می‌شوند و آنها عبارتند از:


▪️ (ظنَّ الجاهِلِيَّة) گمان جاهلانه

▪️ (أَفَحُكم الجَاهِلِيَّة) حکم جاهلانه

▪️ (تَبرُّجَ الجاهلِيَّة) زینت آرایی جاهلانه

▪️ (حمِيَّة الجاهِلِيَّة) غیرت جاهلانه


▫️ اولی: باعث فساد قلب و انحراف از اسلام می‌گردد.

▫️ دومی: باعث تغییر حکم خداوند می‌شود.

▫️ سومی: باعث فساد و منحرف شدن زنان می‌گردد

▫️ چهارمی: باعث از بین رفتن دوستی گشته و جامعه را به سمت قوم گرایی سوق می‌دهد.


✍🏾: لیلی حمدان

برچسب‌ها: لیلی حمدان، قلب، فساد
فرید
پنجشنبه ۱۴۰۲/۰۶/۰۹
10:27 AM

حسادت بیماری قلبی

حسادت، یکی از بیماریهای مهم قلبی است.
مرضی عام و فراگیر که فقط تعداد اندکی از مردم، از آن در امان اند.
معروف است که میگویند: هیچ کس از حسادت بری نیست
با این فرق که شخص حریص و آزمند، آن را آشکار میکند
و شخص کریم و محترم آن را پنهان میدارد.
به حسن بصری رحمه الله گفتند: آیا مؤمن، حسد میورزد؟ گفت: مگر داستان یوسف علیه السلام و برادرانش را از یاد برده‌اید؟
حسد در دل انسان رخنه میکند و تا زمانی که به مرحله عمل در نیامده باشد، گناهی محسوب نمیشود.
کسی که در دلش نسبت به شخص دیگری، حسد ورزد، باید با به کار بردن صبر و تقوی، اثر آن را از دل بزداید و آن را برای خود، زشت پندارد.


شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله

فرید
دوشنبه ۱۴۰۲/۰۵/۰۹
7:16 AM

خلق بر چهار نوع است

سخن در احوال متعبّدان افتاد که طاعت بسیار کنند و شغل درونی ایشان چندان نباشد
فرمود: که خلق بر چهار نوع است:
۱-طائفه که ظاهر ایشان آراسته باشد و باطن خراب آن قوم متعبدان‌اند که طاعت بسیار کنند و دل ایشان مشغول دنیا باشد
۲-طائفه که باطن ایشان آراسته باشد و ظاهر خراب آن مجانین‌اند که درونه ایشان باحق مشغول باشد و در ظاهر سروسامانی نباشد و
۳-طائفه که ظاهر و باطن ایشان خراب باشد آن عوام‌اند و
۴-طائفه که هم ظاهر ایشان آراسته باشد و هم باطن آن مشایخ‌اند!
مجلس‌پانزدهم/ جلدچهارم
#فوائدالفؤاد ملفوظات روح افزای سلطان المشائخ حضرت خواجه نظام‌الدین اولیا بدایونی المتوفی سنه ۷۲۵ هجری قدس الله سرّه العزیز
برچسب‌ها: فوائدالفؤاد، قلب، باطن، ظاهر
حسام الدین
دوشنبه ۱۴۰۲/۰۱/۲۱
5:58 AM

کیفیت لحظه آخر

🌼در حدیث شریف روایت شده است هنگامی که مرگ انسان نزدیک می‌شود، فرشتگان قبض روح بر بالین انسان حاضر شده و مشغول خارج کردن روح می‌گردند؛ دست و پا و سایر اعضاء را بو می‌کشند تا بوی ایمان را بیابند اگر در دل «ایمان» باشد، دست و پاها بر اثر آن معطّر می‌شود.

مرکز خوشبویی «دل» است

و عطر آن به سایر اعضاء می‌رسد، همانند باغ یا گلی که منبع خوشبویی است و عطر خوش آن نه تنها بر لباس و تن عابر سرایت می‌کند بلکه به ذریعه باد در ‌محیط نیز پخش شده و ممکن است تا دور دست‌ها هم برسد.

🌼 بهرحال منظور این است که دل، اصل انسان و انسانیت است که باید درست شود و اوّلین گام اصلاح آن «پذیرفتن ایمان» است. ایمان در قلب است امّا اثر آن بر سایر اعضاء و جوارح آشکار می‌گردد.


💚قلب محل ایمان و اعضاء محل اسلام💚

🌼از آن جایی که ایمان مخفی و پوشیده است پس جایگاه آن در «دل» می‌باشد و اسلام که متعلّق به ظاهر و اعمال ظاهری است جایگاهش در اعضاء و جوارح ظاهری انسان است، اگر شما نماز می‌خوانید با دست و پای خود نماز می‌خوانید و بیننده، ظاهر شما را می‌بیند که در حال نماز خواندن هستید امّا در حقیقت نماز شما برگرفته از باور و ایمانی است که منشأ آن از دل‌تان سرچشمه می‌گیرد؛ اگر محبّت و ارادت به خداوند تعالی در دل‌تان پیدا نمی‌شد، آیا نماز می‌خواندید؟! پر واضح است که در اصل، «دل» خواننده‌ی نماز است و اعضای ظاهری صورت عمل آن را شکل می‌دهند.

💜محل ایمان دل است💜

و هرگاه که اثر آن بر دست و پا ظاهر شود، اسلام شکل می‌گیرد؛ به همین خاطر ایمان «پوشیده» و اسلام «ظاهر» است.

🌼 در حدیث شریف روایت شده است:

💙«اَلاِیمَانُ سِرٌّ وَالاِسلامُ عَلانِیَةٌ»💙

ایمان مخفی (و برای دل) است و اسلام آشکار (و برای اعضای ظاهر) است❤

همان شئ مخفی هنگامی که پوشیده است، نامش «ایمان» است و اگر ظاهر و اثر آن در اعضاء و جوارح مشاهده شود نامش «اسلام» می‌گردد.

💜اگر خواهی که گردی بنده‌ خاص
💜مهیّا شو برای صدق و اخلاص


💙برو خود را زِ راه خویش برگیر
💙به هر لحظه درآ ایمان ز سرگیر


🧡به باطن نفس ما چـون هست کافر
🧡مشو راضی به دین اسلام ظاهر


💚زِ نو هر لحظه ایمان تازه گـردان
💚مسلمان شو مسلمان شو مسلمان


📝 برگرفته از کتاب » به سوی آرامش » از آثار » حکیم الامت مولانا اشرف‌علی تهانوی رحمه الله » مترجم » عبدالمنان پناه » صفحه ۳۲


حسام الدین
دوشنبه ۱۴۰۱/۱۲/۲۹
9:22 PM

هجوم درد و درمان بر قلب عاشق سوال از مرشد محترم 9

📝بسم الحق جلّ وعلی

السلام علیکم ورحمة الله وبرکاته


حضرت جانم قربانتان شوم إن شاء الله که بخیر و سلامت باشید.

حضرت جانم سینه بی‌تاب است و اشک چشمان روان این چه حالیست که هم شیرین است و هم غم و تلخی دارد!؟؟

حضرت جانم سینه از دستم خارج شده است، نمی‌دانم چه برسرش آمده و می‌آید، و نمی‌دانم چطور بگویم که چه شده است، هم لال شدم و هم فهم از دستم رفت، سینه را غم سنگینی گرفته است و هم خوش است!!.

حضرت جانم محبت شما در سینه‌ام غالب آمده است، گاهی احساس می‌کنم که سینه‌ی شما را حمل می‌کنم و می‌گردانم و زمانی چهره‌ی مبارک شما را به یاد می‌آورم اشک در چشمان حلقه می‌زند و شرمنده‌ خاطر می‌شوم، که این توهی از همه چیزی کجا و حضرت کجا.

حضرت جانم برای عروج معنوی بنده دعا کنید، که سخت روسیاه‌م و شرمنده‌ام.

حضرت جانم به فضل االله جان و برکت دعای شما بنده به خانه رسیدم.

مسکین ... افغانی.

۱۱ شعبان ۱۴۴۴ ه‍.ق.



وعلیکم السلام و رحمة الله وبرکاته.
الحمدلله خوبم.


دل آدمی که با ذکر و عشق الهی خو می گیرد، درد و درمان محبت خداوند متعال به وی هجوم می آورد.
گریه و خنده در این راه به هم آمیزد و سالک را سرگردان کند.


به قول مولانا رحمه الله.


مرده بدم زنده شدم گریه بدم خنده شدم/
دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم/


دیده سیر است مرا جان دلیر است مرا/
زهره شیر است مرا زهره تابنده شدم/


گفت که دیوانه نه‌ای لایق این خانه نه‌ای/
رفتم دیوانه شدم سلسله بندنده شدم/


گفت که سرمست نه‌ای رو که از این دست نه‌ای/
رفتم و سرمست شدم وز طرب آکنده شدم/


گفت که تو کشته نه‌ای در طرب آغشته نه‌ای/
پیش رخ زنده کنش کشته و افکنده شد


حالات جنابعالی خوب است اما شرط اساسی در این راه استقامت است از دستش ندهید.
در پایان التماس دعا دارم

حسام الدین
پنجشنبه ۱۴۰۱/۱۲/۲۵
5:50 PM

هنگام ملاقات بزرگان چه باید کرد

روز جمعه ششم جمادی الاولی سنة ۱۲۳۱هجری حضرت ایشان ارشاد فرمودند که:
هر که برای ملاقات بزرگان می رود باید که اول دو رکعت نماز خواند بعد از ان قلب خود را متوجه آن بزرگ ساخته قطع راه نموده داخل حضور والا گردد که تا از فیضش بهره ور گردد و در صحبت آن بزرگ خاموش نشیند ع: خموشی‌ معنی دارد که‌ در گفتن نمی آید
و ایضا فرمودند که در حدیث شریف آمده است که قال رسول‌الله صلی الله علیه وسلم [ایّاکم و هیشات الاسواق]
و ایضا فرمودند که حضرت امیر المؤمنین ابوبکر صدیق رضی‌الله‌ تعالی‌ عنه و در دهن مبارك خود پاره های سنگ میداشتند تا آواز بلند از دهن نبر‌آید
و نیز حضرت قبلهٔ عالم خواجه محمـّد زبیر قدسنا الله بسرّه الاقدس نبات در دهن داشتند و کلام قلیل میفرمودند چرا که بر انسان بیشتر آفات از زبان می‌آید و رفع اکثر بلیات خموشی مینماید بعد از ان بیت مثنوی مولانا روم خواندند:
ای زبان هم رنج بی درمان توئی

ای زبان هم گنج بی پایان توئی

محمد زبیر بن أبی‌العلا بن حجة‌الله نقشبند ثانی بن محمد‌معصوم فاروقی توفی سنة ۱۱۵۱ ه‌ق‌ سرهند رحمة‌ الله علیهم
#درالمعارف ملفوظات امام‌المتقین آیة من آیات رب‌العالمین سلطان‌الاولیا و محبوب الٰهی حضرت شاه عبدالله المعروف بشاه غلام‌علی قدس الله سره‌السامی

حسام الدین
دوشنبه ۱۴۰۱/۱۲/۰۸
4:23 AM

در دل محبوبی جای گیرید

حضرت مولانا محمدعمر سربازی رحمه‌الله فرمودند:

حضرت مولانا عبدالمالک صدیقی رحمه‌الله که مشرّف به سلام نبی کریم صلی‌الله علیه وآله وسلم گردیده و تا سی‌سال مدعوی آن حضرت صلی‌الله علیه و‌آله و‌سلم برای زیارت مرقدش بود.

نبی اکرم صلی‌الله علیه وآله وسلم در خواب به ایشان پیام داده بودند هر سال به زیارت آن حضرت صلی‌الله علیه و‌آله و‌سلم بیاید و فکر چگونگی تدارک مسافرتش را نداشته باشد که به اذن الله‌تعالی خود ردیف خواهد شد.

ایشان رحمه‌الله به برکت این دعوت آن حضرت صلی‌الله علیه و‌آله و‌سلم، در سی‌سال آخر زندگی‌اش هر سال موفق به زیارت حرمین شریفین می‌شد

ایشان به حقیری همچون من _مولانا محمدعمر سربازی_ می‌گفت: چون در قلب مرشد خود محبوبیت یافته‌ای لاجرم به نزد هر کس محبوبی و در دل ما نیز این چنینی و فرموده بودند؛ آن قدر با تو محبت دارم که دلم می‌خواهد هر سال بیایی و هر لحظه نزد من باشی.

یک سال که نرفتم ایشان خود تا کویته آمده و بعد پیغام فرستاد؛ من تا کویته آمدم، چون به دیار شما نزدیک بود، گفتم شاید تو می‌آیی اما نیامدی.

سبحان الله! این قدر محبت.

حال من _مولانا سربازی_ به‌شما می‌گویم فقط در دل یک محبوب ، محبوبیت پیدا کنید و خودتان‌را در دل آن جای دهید، و عاشق و محب او باشید، خواهید دید که تمام اولیا شما را دوست خواهند داشت و گاه به خواب‌تان می آیند و هر کدام به شما می گویند: تو از آنِ منی.

📚 تفسیر تبیین الفرقان جلد ۱۷

حسام الدین
شنبه ۱۴۰۱/۱۲/۰۶
8:54 AM

در حالت تلاوت و سماع سعادتی که حاصل می‌شود آن بر سه قسم است

یک شنبه بست و یکم ماه ذی‌الحجه سنه۷۰۸ه‌ق شرف دست‌بوس حاصل شد.

سخن در تلاوت قرآن افتاد و حق خواندن آن و ترتیلی که آمده است بر لفظ مبارک راند که چون خوانده را در آیتی ذوقی و راحتی پیدا آید باید که آن را تکرار بکند و راحتی بگیرد؛

بعد از آن فرمود که در حالت تلاوت و سماع سعادتی که حاصل می‌شود آن بر سه قسم است:

انوار است و احوال است و آثار است

و آن از سه عالم نازل می‌شود و آن سه عالم کدام است ملک و ملکوت است و بینهما جبروت است،

و آن سه سعادت که نازل می‌شود بر سه جای فرود می‌آید بر ارواح و قلوب و جوارح،

نخست انوار از ملکوت بر ارواح بعد از آن احوال بر جبروت بر قلوب بعد از آن آثار از ملک بر جوارح،

یعنی اول در حال سماع انوار نازل می‌شود از عالم ملکوت بر ارواح، بعد از آن آنچه در دل پیدا می‌آید آن را احوال گویند و آن عالم جبروت است بر قلوب،

بعد از آن بُکایی و حرکتی و جنبشی که ظاهر می‌شود آن را آثار گویند و آن از عالم ملک است بر جوارح والحمدالله رب‌العالمین

مجلس سی‌وسوم، جلد یکم

#فوائدالفؤاد ملفوظات روح افزای سلطان المشائخ حضرت خواجه نظام‌الدین اولیا بدایونی المتوفی سنه ۷۲۵ هجری قدس الله سرّه العزیز

حسام الدین
یکشنبه ۱۴۰۱/۱۱/۳۰
8:33 AM

کمال کاملان پرتوییست از کمال پیغمبر که جامع جمیع کمالات اند 

روز پنجشنبه تاریخ بیست و یکم شهر جمادی‌الآخر
در حضور پر نور حضرت ایشان قلبی و روحی فداه حاضر شدم ارشاد فرمودند که پیغمبر ما علیه‌ افضل‌الصلوات‌ و اکمل‌التحیات جامع جمیع کمالات نبوت و رسالت و ولایت اند لکن ظهور هر کمال موقت بوقت خاص و مختص بزمانه از ازمنه و شخصی از اشخاص بود که در افراد امت جلوه‌گر گردید

مثلا کمالی که ناشی از بدن مبارک آن سرور زمین و زمان است علیه‌ و‌علی‌آله‌ من‌ الصلوات‌ اتمّها و‌ من‌ التحیات‌ اکملها و آن گرسنه‌ ماندن و جهاد کردن و عبادت نمودن بود در صحابه کرام رضی‌الله‌ تعالی‌ عنهم‌ اجمعین جلوه‌ ظهور یافت

و کمالی که ناشی از قلب مبارک آنحضرت است علیه الصلاة والسلام که در آن ذوق و شوق و استغراق و بیخودی و آه و نعره و اسرار وجود است از زمانه حضرت جنید بغدادی رحمة ‌الله‌ علیه باولیای امت ظاهر گردید

و کمالیکه ناشی از لطیفهٔ نفس اشرف‌النفوس آن سرور است علیه صلوات الله الملک الاکبر که عبارت از استهلاک و اضمحلال است به اکابران سلسله علیه نقشبندیه از وقت خواجه خواجگان بهاءالملة والدین خواجه بهاءالدین نقشبند رضی الله عنه هویدا گشت

و کمالیکه ناشی از اسم شریف محمد صلوات الله الملک الصمد است بعد از هزار سال بحضرت مجدد الف ثانی قدسناالله تعالی باسراره جلوه‌گر گردید

غرض هر کمالیکه از کاملان ظاهر گردیده عکس و پرتویست از کمال پیغمبر علیه صلوات‌الله الملک الاکبر که جامع جمیع کمالات اند

مصرع:
ای ذات تو از صفات ما پاک*کنه تو برون ز حد ادراک

هم از تو منیر شمع انجم*هم از تو بلند قصر افلاک

آدم ز تو شد منور از مه*پیداست مقام ذره خاک

و درین اثنا ذکر اطمینان نفس و حصول مقام رضا آمد حضرت ایشان ارشاد نمودند که در طریقه ما اول تصفیه قلب که عبارت از نسیان ما‌سویٰ و دوام حضور و آگاهی بتوجه و کثرت ذکر و مراقبه می‌فرمایند و در ضمن آن لطائف اربعه را تهذیبی بهم میرسد بعد از آن به تزکیه لطیفه نفس مشغول میشوند و آن عبارت است از استهلاک و اضمحلال و شکستگی انا که سالک اطلاق لفظ انا بر خود متعذر میداند درین وقت راضی و مرضی می‌شود و فنای انا حاصل می‌گردد ونفس اماره مطمئنه می‌شود و خصائل رذائل زائل می‌گردد یعنی غرور و تکبر و حسد و بغض و کینه و عجب و غیرها مبدل بحسنات میشوند.

#درالمعارف ملفوظات امام‌المتقین آیة من آیات رب‌العالمین سلطان‌الاولیا و محبوب الٰهی حضرت شاه عبدالله المعروف بشاه غلام‌علی قدس الله سره‌السامی

برچسب‌ها: کمال، قلب، لطیفه، ملفوظات
حسام الدین
شنبه ۱۴۰۱/۱۱/۲۹
3:9 AM

توضیح قبض و بسط

قبض و بسط دو حالت است که یکی بعد از دیگری بر سالکین وارد میشود.

قبض آن است که واردی از صفات جبّاریت و قهّاریت خداوندبر قلب سالک داخل شود و آن قلب را طوری تحت تأثیر خویش قرار دهد که هیچ بشاشت و انشراحی بر ذکر و طاعت در آن نماند.

بسط آن است که واردی از صفات جمالیت و رحمت خداوند بر قلب سالک داخل
شود و بر آن غالب آید یعنی کیفیت بشاشت و انشراح آنقدر گشاده گردد که شخص سالک، محتاط بودنش را فراموش کند و در امور آتی از احتیاط کار نگیرد.

قبض و بسط برای سالکینی رخ میدهد که در حال تبدیل حالت و گذر کردن از مقام قبلی خود هستند؛ گویا متحمّل نوعی خوف و رجا میشوند،

قبض و بسط با خوف و رجا متفاوت است زیرا خوف و رجا متعلّق به آینده است امّا قبض و بسط متعلّق به حالت و زمان فعلی سالک میباشد
که بر اثر واردات به وجود آمده است.

از حکمت های بسط این است که تو در قبضیّت باقی نمانی و از آن خارج شوی

زیرا اگر سالکی در قبض بماند به مرور زمان تحمّل این حالت برایش بسیار
دشوار میشود زیرا در قبض، قلب وی متأثّر از صفت جاللیّت گردیده، چه بسا اگر وارد قوی باشد موجب هلاکت سالک نیز گردد کما اینکه این چنین وقایعی رخ داده است.

قبض نیز بدین خاطر واقع میگردد تا سالک همیشه در بسط نماند زیرا بسط حالتی است که کاملاً موافق با خواهشات نفسانی است و اگر این کیفیت به درازا کشد حتماً در صفت بندگی نقصان به بار می‌آورد .

قبض و بسط بر افراد کامل، پایدار نمیماند؛ حالت ایشان بین این دو کیفیت است و هیچ یک بر دیگری غالب نیست و قلوب ایشان همیشه متوجّه ذات الهی میباشد نه درگیر قبض و بسط

زیرا در حالت قبضیّت کیفیتی ناگوار بر قلب حاکم میگردد که شخص دائماً در فکر ازاله آن بسر میبرد؛ در حالت بسط نیز خوشگواری آن قدر غالب است که قلب کامالً متوجّه و فریفته ی آن میشود، لذا قلب شخصِ کامل حالتی مابین قبض و بسط دارد.

از آنجایی که حالت بسط همیشه موافق و موزون با خواهشات نفسانی میباشد عرفا از این حالت بیشتر هراسانند به نسبت قبض زیرا در بسط بر نفس خوش میگذرد و امکان دارد از مسیر اصلی تغافل ورزد حتّی در صورت امتداد بسط، احتمال دارد کلماتی خالف ادب صادر و نهایتاً موجب شرمساری گردد.

بزرگان میفرمایند: بسیار کم هستند افرادی که در حالت بسط مراعات ادب و آداب نمایند امّا حالت قبض توأم با عجز، انکساری و عبدیت است و بسا اوقات مغلوب شدن در مقابل قهر و غلبه‌ی حق مشاهده میگردد و علوم و معارفی که در قبض عطا می‌شود در بسط نیست البته در بسط نیز ممکن است سالک به چیزهایی دست یابد که در قبض به آنها
دسترسی نداشته باشد.

به هر حال قبض و بسط کاملاً دو حالت باطنی است و معلوم نیست که کدامیک نافع تر میباشد لذا بر شخص لازم است غرق هیچ یک از این دو حالت نشود و به ماورای آن بنگرد و در هر حال و حالت از بندگی و تسلیم فراموش نکند.

سالکینی که اهل محبّت هستند بسا اوقات در قبضیت دچار این اندیشه میگردند که حضرت حق تعالی نسبت به ما کم لطف شده است و به خاطر این تفکّر دچار غم و اندوه فراوان میشوند زیرا قبض را نشانه‌ی عدم رضای مولا تصوّر میکنند.

بر دل سالک هزاران غم بود
گر زباغ دل خلالی کم بود

حال آنکه این آثار و توّهمات نشانه ی عدم لطف و رضای باری تعالی نیست بلکه نشانه‌ی لطف وی میباشد که برای اصلاح یا پیشرفت سالک حالت بسط وی را موقّتاً سلب کرده و بنا بر حکمت حالت‌ قبض را بر وی مستولی ساخته است.

سالکین مذکور به خاطر عدم آگاهی به حالت قبض همانند اطفالی میشوند که هنگام حجامت یا درمان یا جراحی و یا ختنه، پزشکان و والدین را قاتلین خویش میپندارند در حالیکه ایشان خیرخواهان وی اند.

طفل میلرزد ز نیش احتجام
مادر مشفق از آن غم شادکام

به همین ترتیب خداوند تبارک و تعالی بنا بر اصلاح برخی امور حال یا آینده چنین حالتی را بر سالک وارد میگرداند تا از ثمرات آن در آینده برخوردار شود پس »قبضیت« نشانه‌ی عدم رضایت و کم لطفی باری تعالینیست بلکه رحمتی است توأم با لطف و عنایت وی.

حالت قبض حالت ناخوشایندی نیست، از پیامبر اکرم چه کسی استوارتر و صبورتر است؟

به مدّت سه سال متوالی بر پیامبر اکرم وحی قطع شد، همیشه حضرت جبرئیل نزد ایشان می‌آمدند و صحبت میکردند؛ از آن کیفیت و لذّت فقط خود پیامبر آگاه است.

بعد از آن تا سه ماه وحی قطع میشود و پیامبر اکرم مقداری مضطرب و پریشان
میگردند.

مشرکین میگفتند: خدای محمّد، محمّد را فراموش کرده یا رها ساخته است. پیامبر بر اثر اندوه فراوان بارها تصمیم گرفته تا خود را از بالای کوه بیندازند

یک بار که ایشان بر روی کوه رفته بودند حضرت جبرئیل تشریف آورده و عرض کردند: ای محمّد چنین ننمایید و خود را هلاک نگردانید حضور اکرم صلی الله علیه و وسلم با این صحبت جبرئیل مقداری آسوده خاطر گردیده و از قصد خویش منصرف شدند و پس از آن دوباره وحی شروع شد و بدین ترتیب قبضیت پیامبر اکرم به بسط مبدّل گردید.

بعد از این ماجرا سوره‌ی »والضّحی« و بعد آن »انشراح« نازل گردید که خداوند تعالی میفرماید: وَ وَضَعنَا عَنکَ وِزرَکَ الَّذِی اَنقَضَ ظَهرَکَ 

یعنی حالت قبضیت تو را که بر تو بسیار گران بود مبدّل به بسط گردانیدیم.

مشخّص است که غم پیامبر اکرم صلی الله علیه و وسلم به خاطر دنیا یا فقر و یا توهین نبود و فقط محض قطع تعلّق ظاهری با خداوندبوده است؛

به همین خاطر فرموده‌اند :

خوشا وقت شوریدگان غمش
اگر نیش بینند و گر مرهمش

دمادم شراب الم در کشند
و گر تلخ بینند دم در کشند

منبع: جام شریعت و سندان عشق اثر گرانقدر حضرت مولانا شمس الحق فقهی نقشبندی مجدّدی حفظه اللّه

حسام الدین
جمعه ۱۴۰۱/۱۱/۲۸
3:1 AM

عاقبت شوم فحشاء

🔴 مهم ترین منشأ گناه و نافرمانی خداوند غفلت و جهل انسان است. اگر شیطان بتواند کسى را از مقام خود، عظمت، علم، حکمت و لطف خداوند، نعمت های بی شمار او، مضرات و عواقب گناه و… غافل کند، او را به آسانی به وادی گناه و نا فرمانی می کشاند.

🔵 چشم پیام آور قلب است و مهمترین عضوی است که می تواند پیامهای تصویری به قلب ارسال کند و چشم افسار گسیخته‌ای می‌تواند انسان را مرتکب مکروه یا حرامی بگرداند و صاحب خود را به لبه پرتگاه و نابودی بکشاند. اگر چه یک بار نگریستن رسوایی و بدنامی به دنبال نمی آورد

🔺 اما بعضی از انسانهای صالح گفته اند: چه بسا یک خوردنی انسان را از نماز شب منع کند و یک نگاه کردن انسان را از خواندن یک سوره قرآن محروم گرداند.

💟 امام غزالی رحمه الله می‌فرماید: «افرادصالح نگاههای اضافی و بی مورد را مکروه می پنداشتند همانطور که سخن اضافی را ناپسند می دانستند.»

💟 محمد بن عبدالعزیز می گوید:« ازفاصله صبح تا عصر که در خدمت احمد بن زرین بودیم، حتی یکبار سمت راست و چپ خود را نگاه نکرد، در این مورد از وی پرسیدند، در جواب گفت: خداوند تبارک وتعالی چشمها را به بنده خویش عطا فرموده تا به وسیله آن عظمت خالق خویش را بنگرد، پس هر نگاه بی موردی گناهی است که برای وی نوشته می شود.

💟 امام قرطبی رحمه الله در تفسیر این آیه می گوید:«منظور از ذلک ازکی لهم» یعنی چشم را فرو بستن و حفظ شرمگاه‌ها از پاکیها و طهارتهای دین است که انسان را از زشتیهای گناه به دور می دارد.»

🔺 همچنین می‌فرماید: «چشم، در بزرگی است به طرف قلب و مهمترین حواس، نسبت به قلب است، به همین منظور بیشترین خطری که قلب را تهدید به فنا و نابودی می کند چشم می باشد. پس ضروری است که مواظب کامل بر آن صورت گیرد. و فرو بستن آن از تمامی محرمات و هر آمچه که بوی فتنه می دهد، واجب می باشد.

➖ همین چشم که از عامل اصلی وارد شدن فرد در گناه بزرگ زنا می‌باشد و عواقب و خطرات آن می‌توان به مواردی اشاره نمود

🔴 زنا عواقب و فرجام فراوانی را در دنیا و آخرت بدنبال دارد، از جمله:

❶ دخول جهنم و عذاب سخت

❷ از بین رفتن زیبائی و حسن و جمال

❸ فقر و تنگدستی

❹ کوری

❺ کم عمری

❻ عوض آن از فرزندانش گرفته خواهد شد.

📚 [تفسیر روح المعانی ج۱۵ ص۶۹ ]

حسام الدین
چهارشنبه ۱۴۰۱/۰۷/۲۰
4:20 AM

ترک دنیا فضیلت است و ترک گناه فریضه

◽️ عارف ، مردم را به ترک دنیا امر نمی‌کند چرا که آنها قادر به ترک آن نیستند ، بلکه مردم را به ترک گناهان تشویق می‌کند در حالیکه در دنیایشان هستند . ترک دنیا فضیلت است و ترک گناهان فریضه ؛ چطوری می‌شود کسی را که فریضه‌ای را اقامه نمی‌کند به فضیلتی تشویق کرد .

◽️ ترک گناهان برایشان مشکل است . بکوش که خداوند را با یادآوری آیات و نعمت ها و احساناتش و صفات کمال و جلالش ، محبوب مردم گردانی .

◽️ قلب هایی که به محبت الله عادت کرده‌اند ، ترک گناه و دوری از آنان ، برایشان آسان است .

◽️ یحیی بن معاذ فرمود : اگر عاقل ، دنیا را طلب کند ، بهتر از این است که جاهل ، آن را ترک کند . عارف ، مردم را در حالی که داخل دنیایشان هستند ، به سوی الله دعوت می‌کند و اجابت این امر برای مردم آسان است .

اما زاهد ، مردم را با ( به شرط ) ترک دنیایشان به سوی الله دعوت می‌کند و این کار برای مردم دشوار است ....

ابن قیم رحمه‌الله

الفوائد ۱/۱۶۹

حسام الدین
چهارشنبه ۱۳۹۹/۱۲/۰۶
3:14 AM

حقیقت ذکر و نتیجه مطلوب

حقیقت « ذکر » در قلب جای گیر نمی شود ، 
مگر بعد از بازسازی آن با تقوی ، و پاک کردن آن از صفات ناپسند .

در غیر اینصورت « ذکر » صرفا حدیث نفس خواهد بود و هیچ تسلطی بر قلب نخواهد داشت و شیطان را دفع نخواهد کرد .

مانند آن که دعا می کنی ، اما اجابت نمی شود و آن به علت نبودن شرایط دعاست . 

همانگونه است ، ذکر پروردگار را می کنی اما شیطان را فراری نمی دهد ، چون شروط ذکر را بجای نیاورده ای .


 امام محمد غزالی رحمه‌الله 

 

قلب♡ مخاطب اصلی قرآن

سخنران: مولانا محمدبهزاد فقهی

دانلود
 

حسام الدین
پنجشنبه ۱۳۹۹/۱۰/۰۴
5:59 PM

مقصود از سیر و سلوک

‍‍سلوک

در راه سلوک ، سفر از مکانی به مکانی نیست، نه از جانب سالک و نه از جانب مقصود، زیرا که حق جل و علا از رگ گردن به بنده نزدیک تر است.

بلکه مقصود از سیر و سلوک
رفع حجاب از بینایی قلب است و تجلی صفات پروردگار در قلب سالک و این همان سفری است که انسان به خاطر آن خلق شده است.


رساله آداب السلوک
شیخ نجم الدین کبرای بخارایی قدس الله سره العزیز

 

برچسب‌ها: سلوک، سالک، قلب، قلب سالک
حسام الدین
چهارشنبه ۱۳۹۹/۰۵/۱۵
11:6 AM

ترس فقر سلاح شیطان...

امام سفیان ثوری رحمه الله

سلاحی کار ساز تر برای شیطان همانند ایجاد شدن ترسِ از فقر وجود ندارد.


هرگاه تاثیر آن در قلب سرایت نماید، آنگاه قلب از پذیرش و ورود حق به خود جلوگیری کرده و آنگاه  از روی هوا و هوس سخن می راند

و نسبت به پروردگارش سوء ظن پیدا می کند.

حسام الدین
دوشنبه ۱۳۹۹/۰۵/۰۶
3:26 PM

آمارگیر وبلاگ

Print <-BlogAndPostTitle->
  • new posts
  • ساعت و تاريخ