تـــصـــوف و عـــرفـــان

(تــزکــیــه و احــســان)

علما در حجره ها نشسته اند و جماعت تبلیغی ها اسلام را در سراسر جهان معرفی می‌کنند

یکشنبه ۱۴۰۴/۰۶/۰۹، 5:17 AM

علما در حجره‌ها نشسته و بخاری شریف تدریس می‌کنند و در همان حال، جماعت تبلیغی در کشورهایی مثل ژاپن اسلام را معرفی می‌کنند

🔰 سخن حضرت حکیم اختر رحمه‌اللّٰه:

علما مشغول انجام فرضِ دینی هستند، اما بعضی افراد خود را از علما جدا کرده و وقتی اجتماع‌های بزرگ تبلیغی را می‌بینند، گمان می‌برند که جز ما کسی کار دین نمی‌کند.

در حالی‌که اگر در کشوری مثل بنگلادش ده‌ها میلیون مسلمان باشند، و یک میلیون از آن‌ها به تبلیغ مشغول باشند، پس چه کسی دین را به آن چندین میلیون دیگر می‌رساند؟!

این وظیفهٔ علماست که در مساجد امامت می‌کنند، در مدارس تدریس می‌کنند و در خانقاه‌ها تزکیه و اصلاح انجام می‌دهند.

اگر تمام پزشکان کشور تخت‌خواب‌های خود را بردارند و ده به ده و روستا به روستا بروند، و بیمار وقتی به مطب برسد بفهمد پزشک به سفر سه‌ماههٔ سیار رفته است، حال بیمار چه خواهد شد؟

همان‌طور که پزشکانی که در مطب‌ها نشسته‌اند ارزشمندند، علما، قُرّا و حفاظی که در شهرها به کار دین مشغولند نیز باید گرامی داشته شوند.

کسی که نورانی قاعده (مقدمات قرآن) را تدریس می‌کند باید محترم باشد، و کسی که بخاری شریف می‌آموزد نیز محترم.

هر کس به هر بخش از دین خدمت می‌کند، باید رفیق دانسته شود نه رقیب.

پس این شعار که «ما در ژاپن و آمریکا فلان تعداد مسلمان کردیم، و علما هیچ کاری نکردند» سخنی است که در دین تفرقه ایجاد می‌کند.

علما به کار فرض مشغولند، و شما به کار نفل. چگونه می‌توان گفت که کسی که فرض را ترک کرده و نفل را انجام دهد، برتر است؟

دعوت کفار به اسلام مستحب است، اما پاسداری از دین ـ حفظ قرآن و حدیث ـ فرض است. آیا فرض مهم‌تر است یا مستحب؟!

آیا عظمت پادشاهی که در اتاق خنک نشسته و تنها یک امضا می‌زند، برابر است با کارگری که چرخ دستی می‌کشد؟

برخی می‌گویند: ما در جنگل‌ها و دریاها عرق ریختیم، ولی مولوی‌ها زیر پنکه نشسته بخاری می‌خوانند، پس آنان هم‌ردیف ما نیستند!

اما باید بدانید که ارزش عرق، به میزان عقل و دین‌داری صاحب آن بستگی دارد. آیا همهٔ امت با تمام عرق‌هایشان می‌توانند به اندازهٔ یک قطره عرق پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وسلم ارزش پیدا کنند؟!

رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وسلم فرموده‌اند:

«نوری که از قلم علما بر صفحه می‌ریزد، در قیامت هم‌وزن خون شهیدان خواهد بود.»

ملا علی قاری رحمه‌الله نیز صحت این حدیث را تأیید کرده است.

پس این سخن را برای رفع وسوسه‌های شیطان گفتم: مبادا گمان کنید که چون جماعت تبلیغی در ژاپن و آمریکا اسلام را معرفی می‌کنند، پس از علما برترند.

این اندیشه گمراهی است. فرض را انجام‌دادن برتر از نفل است.

در مدارس، علما مشغول پرورش علما هستند، و تبلیغی‌ها هم دین را از همین علما می‌گیرند و به کوچه‌ها و روستاها می‌برند.

شیخ‌الحدیث مولانا زکریا رحمه‌الله عالم بزرگی بود، کتاب‌ها نوشت، و تبلیغی‌ها همان آثار را تا دامنهٔ کوه‌ها و گوشه‌های دور رساندند.

پس باید سپاس‌گزار بود، ولی فروشندهٔ دوره‌گرد هرگز نباید کارخانه را تحقیر کند.

اگر کارخانه تعطیل شود، در چرخ دستی او کالایی برای فروش باقی نمی‌ماند. مدارس و علما کارخانه‌های دین هستند.

به همین دلیل، خداوند در قرآن فرمود:

بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ (مائده: ۶۷)

یعنی همان چیزی که بر تو نازل شده است، تبلیغ کن.

پس اگر کسی خود «ما أُنزِل» (علم وحی و دین) را نیاموخته باشد، چه چیز را تبلیغ خواهد کرد؟!

📖 علم و علما کی عظمت، ص 40–43

person فرید
chat
•••

معرفی کتاب بامداد حسین سلیمان پور

جمعه ۱۴۰۲/۰۵/۰۶، 3:10 AM

کتاب بامداد نوشته حسین سلیمانی‌پور است.


پرونده شاهان ساسانی که حدود چهارصد سال بر ایران حکم‌رانی کردند و مسلمانانِ عرب، طومارشان را در هم پیچیدند و نیز، سلسله شاهان قبل از آنان، هرگز پرونده قابل دفاعی نیست.


ظلم و جور بی‌حد و حصری که آنان بر ملت مظلوم و ستمدیده خود روا داشتند، باعث شد ایرانیان دین جدید، یعنی اسلام را که پیام آن مساوات و رهایی از نوکری انسان‌ها بود، با آغوش باز بپذیرند، حتی اگر پیام‌آوران این دین، با آنان هم‌وطن و هم‌زبان نباشند.


در رمان بامداد تلاش شده است گوشه‌ای هر چند اندک از اوضاع اجتماعی ایرانِ آن زمان و زندگی خفت باری که ایرانیان در آن می زیستند و جوّ خفقانی که شاهان ساسانی و روحانیان زرتشتی جهت رسیدن به لذات خویش بر مردم تحمیل کرده بودند، به تصویر کشیده شود تا خواننده را با واقعیت‌هایی که کمتر به آن پرداخته شده است آشنا سازد.


خواندن کتاب بامداد را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به رمان تاریخی پیشنهاد می‌کنیم


بخشی از کتاب بامداد:


شب هنگام پریچهر بر حصیری زِبر و خشن که اندام نرم و نازکش را می‌آزرد، دراز کشیده بود و به آسمانِ بی‌کران و ستاره‌های نورانی‌اش نگاه می‌کرد. صدای زمزمهٔ مادر که رو به اخگرهای نیمه‌جانِ آتشِ دیگدان، با اهورامزدا نیایش می‌کرد، به گوشش می‌رسید:

«باور دارم به دین مزداپرستی که آوردهٔ زرتشت است. پیرو آموزش‌های اهورایی هستم که از دیو به دور است. من اهوراپرست زرتشتی‌ام. من می‌ستایم و ارج می‌گذارم و خشنود می‌کنم فرشتهٔ پاسبان شب پاک را. من هماره و در همه‌حال اهورامزدا را می‌ستایم...»

پریچهر با چشمان زیبای خود به دنبال ستارهٔ اقبالش در آسمان زرنگار شب می‌گشت. چشمش به ستاره‌ای پرنور و روشن که در افق خودنمایی می‌کرد، افتاد. با خود گفت: «یافتم، ستارهٔ من همین است.»

اما حسی به او می‌گفت: «نه پریچهر، این نمی‌تواند ستارهٔ تو باشد. تو چنین ستارهٔ پرفروغی نداری! این ستارهٔ دختران طبقات برتر است که در ایران‌زمین و در قلمرو حکومت ساسانیان زندگی می‌کنند. تو از طبقهٔ پایین و پست دهقانانی و ستاره‌ات به این درخشانی و زیبایی نیست. این ستاره مال دختران طبقهٔ سلحشوران، موبَدان و شاید هم شاهان است. اصلا چه معلوم که این ستارهٔ دختر شاهنشاه ساسانی نباشد؟!»...

person فرید
chat
•••

احوال زرتشتیان ایران قبل اسلام

پنجشنبه ۱۴۰۰/۰۷/۰۱، 10:14 AM

🔴احوال #ایرانیان_زرتشتی قبل از روی آوردن به دین مطهر #اسلام از زبان مورخ و جغرافیدان ایرانی قرن سوم یعقوبی اصفهانی، در کتاب خود #تاریخ_یعقوبی:

 

ایرانیان #آتش را بزرگ میداشتند، در استنجا (پاک کردن بعد از قضای حاجت) به جای آب، روغن استفاده میکردند، کاخهای آنان در نداشت ، بلکه بر درها پرده هایی آویخته و مردان نگهبان بر آن ایستاده بودند ، جز با زمزمه یعنی سخن آهسته خوراک نمیخوردند، مادران و خواهران و دختران را به زنی میگرفتند و این کار را پیوند و نیکی با آنها و سبب نزدیکی به خدا میدانستند!!!

 

آنها را حمام و مستراحی نبود، آب و آتش و خورشید و ماه و همه ی روشنی ها را بزرگ میداشتند ،

بحساب چهارفصل و ماه های آن و روزهای عید توجه داشتند ،

سه ماه پاییز در نزد آنها، شهریور ماه، مهرماه و آبان ماه ،

سه ماه زمستان : آذرماه و دی ماه و بهمن ماه،

سه ماه بهار : اسفندارمذماه ، فروردین ماه و اردیبهشت ماه ،

و سه ماه تابستان : خرداد ماه و تیرماه و مرداد ماه بود.

در پاییز ۵ روز بنام "اندرگاه " می افزودند و سال آنها سیصد و شصت و پنج روز میشد، ماه های آنها همه سی روزی بودند.

 

مروان پاشا

 

 

person حسام الدین
chat
•••

سوال از جناب مرشد محترم 4 قانون جذب

چهارشنبه ۱۴۰۰/۰۶/۱۷، 11:53 PM

🔰السلام علیکم و رحمة الله وبرکاته

واجه جانم

امروز برخی کلیپ ها در رابطه با قانون جذب دیده می شود

منظور و خلاصه این قانون اینست

که ما با افکار مان زندگی آینده مان را خلق میکنیم

به هر چیزی که توجه میکنیم و یابه جهان هستی فرکانس میفرستیم جهان هستی همان فرکانس ها و افکار را در زندگی مان رخ میدهد

منظورم اینست که چقدر حقیقت دارد؟

و در حدیث قدسی میاد (انا عند ظن عبدی بی)

این قانون جذب مطابقت دارد؟ یا چیز دیگر است.

✍وعلیکم السلام و رحمة الله وبرکاته.

قوانين جذب و...بدون‌ ایمان به خداوند متعال خيالات و اوهام در سر پروراندن است‌ و راه به جایی نمی برد،

هر چند خداوند متعال کوشش های دنیوی هر کس را اگر مقدر ساخته باشد ثمر خواهد بخشيد.

ولی قوانين مانند صبر،شکر گذاری و..فقط برای مؤمنان نتيجه مطلوب‌ الهي را خواهد داد.

بدون‌ قوانين اصولی اسلامی، و مبانی اخلاقي آن، آرامشی نصيب انسان‌ نخواهد گردید.

فرکانس هایی مورد پذیرش خداوند متعال و ملا اعلی(فرشتگان ملکوتی بلند مرتبه)قرار می گيرد که منبع و کدهای تایید شده الهی و قرآنی داشته باشد.

person حسام الدین
chat
•••

کمدین مشهور آمریکایی: زندگی معنادار را با مسلمانی تجربه می‌کنم

سه شنبه ۱۳۹۹/۰۹/۰۴، 7:12 PM

«دیوید چپل» (David Chappelle)، کمدین مشهور آمریکایی، در یک برنامه تلویزیونی از جذابیت‌های دین اسلام و چگونگی اسلام آوردن خود در سن نوجوانی سخن گفت و تصریح کرد: تعاملم با برادران مسلمان باعث شد که تصمیم آگاهانه‌ای بگیرم و زندگی معنادار و معنوی را تجربه کنم. 


دیوید چپل، در برنامه تلویزیونی «مهمان بعدی من نیازی به معرفی ندارد»، که از شبکه "نتفلیکس" آمریکا پخش می‌شود، با پرسش «چطور مسلمان شدی؟» از سوی دیوید لترمن، مجری این برنامه، غافلگیر شد. 


دیو چپل، کمدین ۴۷ ساله آمریکایی، به جز چند باری که با روزنامه‌ها گفت‌وگو داشت، درباره چگونگی گرویدن خود به دین اسلام سخن نگفته است. 


چپل پرده از راز چگونه مسلمان‌شدنش برداشت و گفت: وقتی ۱۷ ساله بودم در شهر واشنگتن یک پیتزافروشی در نزدیکی خانه‌ام بود. صحبت‌ها و افکار کارگران مسلمانی که در آن رستوران کار می‌کردند، توجهم را جلب کرد. 


به ویژه آنکه من در آن دوره به دنبال پیدا کردن معنایی برای زندگی بودم. تعاملم با برادران مسلمان باعث شد که تصمیم آگاهانه‌ای بگیرم و زندگی بامعنایی داشته باشم. یک زندگی معنوی! 


او که اکنون فریضه‌ حج را به‌جا آورده است، آب زمزم را منبع الهامی برای خودش می‌داند و درباره چگونگی به‌وجود آمدن چاه زمزم، داستان آن را براساس آیات قرآن این‌گونه برای مخاطبان بازگو می‌کند: 


بانو هاجر، همسر حضرت ابراهیم (علیه‌السلام) و پسرش اسماعیل در صحرا گم شده و از شدت تشنگی در حال مرگ بودند. به ناگاه به امر الهی چشمه زمزم بر آنها ظاهر شد و آنها سیراب شدند و اکنون این چشمه به منبعی تمام‌نشدنی از رحمت الهی برای زائران خانه خدا تبدیل شده است. 


چپل در استندآپ کمدی‌هایی که اجرا می‌کند به مسائل حساس سیاسی و اجتماعی آمریکا می‌پردازد؛ معضلاتی که بسیاری از همکارانش جرئت صحبت درباره آن‌ها را ندارند. 


وی یکی از منتقدان سرسخت سیاست‌های ضداسلامی و نژادپرستانه دونالد ترامپ است./ ایکنا

person حسام الدین
chat
•••