تـــصـــوف و عـــرفـــان

(تــزکــیــه و احــســان)

♧حَــــــــدیــــــــثِ عِــــــــشــــــــــــــــق♧

۱۱۱۱

از هر چه می‌ رود سخن دوست خوش ترست

پیغام آشنا نفس روح پرورست

هرگز وجود حاضر غایب شنیده‌ ای

من در میان جمع و دلم جای دیگرست

شاهد که در میان نبود شمع گو بمیر

چون هست اگر چراغ نباشد منورست

ابنای روزگار به صحرا روند و باغ

صحرا و باغ زنده دلان کوی دلبرست

جان می‌روم که در قدم اندازمش ز شوق

درمانده‌ام هنوز که نزلی محقرست

کاش آن به خشم رفته ما آشتی کنان

باز آمدی که دیده مشتاق بر درست

جانا دلم چو عود بر آتش بسوختی

وین دم که می‌زنم ز غمت دود مجمرست

شب‌های بی توام شب گورست در خیال

ور بی تو بامداد کنم روز محشرست


​​​​​​میان ما درآ، ما عاشقانیم که تا در باغ عشقت در کشانیم

مقیم خانۀ ما شو، چو سایه که ما خورشید را همسایگانیم

چو جان اندر جهان گر ناپدیدیم چو عشق عاشقان گر بی نشانیم

ولیک آثار ما پیوستۀ توست که ما چون جان نهانیم و عیانیم

هرآن چیزی که تو گوئی که آنید به بالاتر نگر، بالای آنیم

تو آبی، لیک گردابیّ و محبوس درآ در ما، که ما سیل روانیم


» بوی مرشد از دست خط خاص ایشان مشاهده

» کیفیت لحظه آخر مشاهده

» تفسیر نی نامه مشاهده

» بمیرید قبل از آنکه بمیرید مشاهده

» کمال فناء مشاهده

» رمان بامداد مشاهده

» نامه به مرشد محترم مشاهده

» مکان ها و زمان ها مانند اشخاص نیک دارای اثراتی هستند مشاهده

» برای حصول خوشی،باید در مصیبت صبر کرد مشاهده


خوف تازیانه خدای است تا بندگانی را که در بی ادبی خوی کرده باشند، بدان راست کنند

دانلود جلسات اصلاحی در ادامه نوشته...

ادامه نوشته..
حسام الدین
شنبه ۱۳۹۹/۰۶/۰۱
2:55 AM

واردات الهی

با نشستن درمجلس اکابر و اهل الله در وجود انسان شوق اعمال ایجاد میشود ،این شوق ،یک وارد الهی است که آن را باید عملی کرد والا زود ازبین میرود.

واردات الهی بسان مهمان و ضیوف هستند.

همانطور که مهمانی به خانه‌ی ما بیاید خانه را تر و تمیز میکنیم، در قدیم جلوی درب خانه‌ها خاکی بود آنرا رُفته و جارو میزدند و آب پاشی میکردند.

حافظ شیرازی هم دراشعارش اشاره میکند؛

درِسرای مغان رُفته بود وآب زده
نشسته پیر و صلایی به شیخ و شاب زده

به همین منوال باید از واردات الهی استقبال نمود و به پیشواز آنها رفت ،واردات اگر اکرام نشوند زود دل گیر میشوند و میروند.
اکرام واردات اینست که به مقتضای آن عمل کنید.

«مَن لا وِرد لَـــه لا وارد لَـــه»
کسی که اوراد و اذکاری نداشته‌باشد و آنها را انجام ندهد ،وارداتی هم نخواهد داشت.

لذا در کنار صحبت مشائخ پایبندی به اذکار ضروری است.

قال ربیعة بن کعب الاسلمی:
کنت ابیت مع رسول اللَّه (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) فآتیه بوضوئه و حاجته، فقال لی: سل، فقلت: اسئلک مرافقتک فی الجنة، قال: او غیر ذلک، قلت: هو ذلک، قال: «فاعنّی علی نفسک بکثرة السجود».

حضرت ربیعة میفرمایند: شب‌ها را نزد رسول‌الله صلی‌الله‌علیه‌وآله‌و‌سلم می‌گذراندم و آب وضو و مایحتاج او را تهیه می‌کردم،
رسول صلی‌الله‌علیه‌و‌سلم فرمودند: از من چیزی بخواه،
گفتم: همراهی شما را در بهشت می‌خواهم،
فرمودند: غیرازاین بخواه؟
گفتم خواسته‌ام همین است،

فرمودند: پس به‌خاطر خودت مرا با به جا آوردن نمازهای سنت زیاد یاری کن.»

پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وسلم در مقابل خواسته آن صحابه ،او را دستور به کثرت اعمال میدهد.

لهذا آنچه در توان مشائخ است آنرا انجام میدهند اما اصل همت خودتان است.

شما خوانده‌اید که فلان شیخ با یک نگاه مریدش را به عرش رساند ،این شاذ و نادر بوده است،کیفیتی بوده است که الله متعال به شیخ داده است و شیخ آن را به مرید خود القاء کرده است.

درطول تاریخ تعداد محدودی این چنین داریم، بطورکلی قاعده و قانون چیز دیگر است، اصول دعوت وارشاد این نیست.

مرید باید کوشش و همت کند.

جمع کردن قوای روحی وجسمی برای رسیدن به هدف را همت میگویند.

همت ،انسان را به مافوق عرش میرساند.

حضرت امام ربّانی از صبح تا ظهر مراقبه میکردند.

الحمدلله عده‌ای از متعلقین پایبند اذکار هستند و به اندازه توان خود تقوا را رعایت میکنند،ناامید نیستیم.

در این زمانه‌ی فتنه و فساد که خوراک و پوشاک حرام همه‌جا سرایت کرده است ،مقدار فیضی که حاصل است و توفیق مقدار ذکر کمی که به دوستان میرسد،محض فضل و لطف الهی است .

حضرت خواجه باقی‌بالله مرشد امام ربّانی روزی در حلقه ذکر احساس کردند که فیض قطع شده است و کیفیتی نیست و همه منقبض هستند،
فرمودند جستجو کنید شاید منکری در مجلس آمده است،بعد از تفتیش دریافتند که یکی از مریدان دستمالی بهمراه دارد که آنرا از برادر ظالم خود گرفته و با خود آورده است.

حضرت دستور دادند دستمال را بیرون اندازید،بعد از آن مجلس منبسط شد و‌ ذوق و شوق آمد.

📚ملفوظات حضرت فقیران مولانا احمدعبدالحق دامت برکاتهم العالیه

حسام الدین
شنبه ۱۳۹۹/۰۶/۰۱
1:1 AM

قلب ، بـهترین مفتی است

در حدیث شریف روایت شده است:
«اِستَفْتِ قَلْبَکَ فَاِنَّ القَلْبَ خَیْرُ المُفْتِی»
هرگاه برایت مسئله‌ای پیش آمد از دلت بپرس چرا که «دل» بهترین مفتی است.

معمولاً دل انسان صاف است و به راحتی گواهی می‌دهد که امر در حال انجام، درست است یا اشتباه.

بعضی مواقع پیش می‌آید که شخص با دیگری در نزاع است که مثلاً این شئ از من است در حالی که دلش خوب می‌داند که حق با او نیست و چون دنباله‌رو خواهشات خود است چه بسا با کمک یک وکیل به صورت رسمی برنده‌ی آن نزاع هم شود، امّا بعد از پیروزی در جدال، دل وی هم چنان او را ملامت می‌کند و می‌گوید: ای بدبخت! حق دیگری را خوردی و بر او ظلم نمودی در حالی که بر حق نبودی.

اگر انسان همیشه متوجّه دل خود باشد تمام غم و غصّه‌های دنیا تمام خواهد شد و بر هیچ‌کس، کوچک‌ترین ظلمی نخواهد شد، امّا افسوس که حرف کجاست و عمل کجاست!

شخصی در مسئله‌ای از علماء و مفتیان استفسار می‌کند امّا جوابی را دریافت می‌کند که مطابق میلش نیست، سپس صورت مسئله را تغییر می‌دهد و آن را نزد مفتی دیگری می‌فرستد، از قضای روزگار این بار هم جواب باب دلش نگشته است، سپس برای مرتبه‌ی سوّم آن را نزد دیگری می‌فرستد و مطابق خواسته‌اش جواب می‌گیرد و بر آن عمل می‌کند! آیا این عمل بر شریعت است؟! آیا این شخص تابع شریعت است؟! یا تابع نفس خویش است؟!

همه دوست دارند امور شرعی مطابق خواسته‌ی ایشان باشد! به همین خاطر اگر کسی دوست دارد واقعاً تابع شریعت باشد قبل از استفتا از مفتیان مربوطه، اوّل از دل خودش بپرسد و از او فتوا بگیرد، چراکه دل انسان، راستگو و شفاف است و مشوره و فتوای اشتباه نمی‌دهد.

برگرفته از کتاب به سوی آرامش از آثار حکیم الامت مولانا اشرف‌علی تهانوی رحمه الله

حسام الدین
سه شنبه ۱۳۹۹/۰۵/۲۱
5:48 PM

آب مروارید چشمِ دل و علاج آن

♦️ آب مروارید نوعی بیماری چشمی است که با حائل شدن پرده در جلوی چشم در بینایی اختلال به وجود آورده و کم‌کم باعث نابینایی می‌گردد؛ چشم دل نیز گهگاهی دچار عارضه‌ی آب مروارید می‌شود. تاریکیِ گناهان، چشم دل را می‌پوشاند و سبب می‌شود تا شخص بدون هیچ پروایی نمازهای خویش را قضا کند، یا این که خیلی راحت «دروغ» بگوید، حال آن که در حدیث شریف روایت شده هنگامی که انسان دروغ می‌گوید از دهانش چنان بوی بد و ناخوشایندی بیرون می‌شود که فرشته دو میل از او دور می‌شود، امّا افسوس که انسان متوجّه آن نمی‌شود.

روایت شده آن زمینی که انسان بر روی آن گناه می‌کند، در درگاه رب العزّت می‌نالد و می‌گوید: ای الله! به من اجازه بدهید تا این بنده‌ی نافرمان را ببلعم؛ افسوس که انسان در گناه است و پروایی ندارد.

♦️ همان‌طوری که انسان به خاطر عارضه‌ی آب مروارید به پزشک مراجعه می‌کند، برای درمان آب مروارید چشم دل هم باید نزد «اهل الله» برود؛ آن‌جاست که بینایی چشم دل بازگشته و عارضه درمان می‌شود و با یک جرقه، در زندگی وی، انقلاب به پا می‌شود. بسیار افرادی را دیدیم که بر اثر مصاحبت با «اهل الله» زندگی‌شان متحوّل شد.

کوئی اندازه کرسکتا ہے اس کے زور بازو کا
نگاه مرد مومن سے بدل جاتی ہیں تقدیریں

♦️ آیا کسی می‌تواند زور بازوی او را بسنجد؟! از نگاه مرد مومن، تقدیرها عوض می‌شود.

💫 بعضی اوقات افرادِ حیران و سرگردان برای دیدار «اهل الله» می‌آیند و با یک نظر ایشان دنیای دل آنها دگرگون می‌شود.

📌 برگرفته از کتاب به سوی آرامش از آثار حکیم الامت مولانا اشرف علی تهانوی رحمه الله

حسام الدین
سه شنبه ۱۳۹۹/۰۵/۲۱
1:45 PM

با یک محبوب الهی محبت ورزید ؛ نزد همه محبوبان محبوب می شوید.

قطب الارشاد شیخ التفسیر والحدیث حضرت مولانا محمدعمر سربازی رحمه الله

"خاصیت محبت آن است که اگر به جایی پیوند بخورد ، به تمام متعلقات محبوب سرایت می کند.

به همین سبب وقتی کسی با یک ولی محبت کند ، تمام اولیاءالله _اعم از اولیای زنده و اولیای مرده_ به طور یکسان او را دوست می دارند. علتش این است که محبت هر ولی از یک طرف با خداوند متعال گره خورده و از طرف دیگر محبت همه آنان وابسته به محبت با نبی خداوند متعال صلی الله علیه وسلم است و متقابلا محبت نبی صلی الله علیه وسلم وابسته به "الله" ذوالجلال می باشد.

با این وضع وقتی تو با یکی از این محبان و محبوبان محبت می کنی ، همه آنان تو را دوست خواهند داشت . پس از آن برای همیشه زنده خواهی شد.

نزد صوفیان این حالت در مراحل تدریجی خویش، "فنا فی الشیخ" ، "فنا فی الرّسول" و "فنا فی الله" گفته می شود

شخصیتی مثل حضرت مولانا "عبدالمالک صدیقی "رحمه الله که مشرف به سلام نبی کریم صلی الله علیه وسلم گردیده و تا سی سال مدعوی آن حضرت علیه السلام برای زیارت مرقد پاکش بود ، به حقیری همچون من می گفت:

"چون در قلب مرشد خود محبوبیت یافته ای ، لاجرم به نزد هرکس محبوبی و در دل ما نیز این چنینی!"

و فرموده بودند : "آن قدر با تو محبت دارم که دلم می خواهد هر سال بیایی و هر دم نزد من باشی !" یک سال که من نرفتم ، ایشان خود تا کویته آمد و بعد پیغام فرستاد :"من تا کویته آمدم. چون به دیار شما نزدیک بود ؛ گفتم شاید تو می آیی ، اما نیامدی!

"سبحان الله! این قدر محبت!"

حال من به شما می گویم : فقط در یک دل محبوب ، محبوبیت پیدا کنید و خودتان را در آن جای دهید و عاشق و محب او باشید ؛ خواهید دید که تمام اولیا شما را دوست خواهند داشت

و گاه به خواب تان می آیند و هرکدام به شما می گویند:
"تو از آنِ منی!"

تفسیر تبیین الفرقان ؛ ج۱۷_ ص۳۹۹


بایزید بسطامی را گفتند:

" کیف الطریق إلی الله؟ "

گفت: خود را در درون دوستی از آنِ او جای کن!

گفتند: آن‌گاه چه بود و این حدیث چه معنا دارد؟

گفت: زیرا که او هر روز هزار بار در دل دوستان خود نظر کند.

باشد که یکباری در دل دوستی نظر کند

و تو خود را در دل او جای کرده باشی،

به تبعیتِ دل او، دل تو محلّ نظرِ عنایت گردد. و تو را خود در همه‌ی عمر این بس بود.

عین‌القضات همدانی


جان عالم آدمست ای آدمی

دل به من ده یک دمی گر همدمی

در خرابات فنا با ما نشین

ذوق سرمستان بزم ما ببین

آینه بردار تا بینی نکو

جان و جانان خوش نشسته روبرو

نور او داریم دائم در نظر

یک نظر در چشم مست ما نگر

حسام الدین
سه شنبه ۱۳۹۹/۰۵/۲۱
8:18 AM

ادب تابع لطافت بدن و روح است

سگ های شکاری را دیده ام، هنگامی که از محله ای عبور می کنند، سگ های محله پشت سر آنها می دوند و پارس می کنند ،گویا سگ شکاری را مکرم و مجلل می دانند و به آن حسادت می ورزند.
و مشاهده کرده ام، در این هنگام سگ های شکاری اصلا به آنها توجه نمی کنند، و محل نمی گذارند و به پارس کردن آنها توجهی ندارند.
گویا سگ های شکاری از جنس آن سگ ها نیستند.
زیراکه سگ های محله بدن کلفت و غلیظی دارند و امانت دار نیستند، ولی سگ های شکاری بدن باریک و خلقت ظریفی دارند و آدابی دارند که با خلقت لطیف آنها تناسب دارد.
سگ های شکاری شکار را برای صاحبش نگه می دارند ،به علت ترس از تنبیه کردنش یا برای شکر و سپاسگزاریش.
پس نتیجه گرفتم که ادب و حسن معاشرت تابع لطافت بدن و روح است.
مومن عاقل نیز همینگونه است،که به حسادت کننده اش اصلا توجه نمی کند و او را چیزی به حساب نمی آورد. چرا که مسیر آنها با هم فرق دارد،حسود به خاطر دنیا با وی حسادت می ورزد، ولی مومن عاقل تمام توجه اش به آخرت است.
پس چه قدر فرق زیادی دارند!!!

صید الخاطر، علامه ابن جوزی رحمه الله/۴۷۴

✍(مولانا)احمد عبدالحق مجددی غفرله.

https://t.me/ehiaalssonan

حسام الدین
دوشنبه ۱۳۹۹/۰۵/۱۳
5:49 PM

قیمت دل

خداوند تبارک و تعالی در قرآن عظیم‌ الشأن ارشاد می‌فرماید:

ان الله اشتری من المؤمنین انفسهم و‌اموالهم بان لهم الجنة (توبه)
هرآینه خداوند از مؤمنان جان‌ها و مال‌هایشان را خریده است به این که بهشت برایشان باشد

خداوند بهشت را «قیمت نفس» قرار داده است، امّا مشاهده‌ جمال خویش را «قیمت دل» قرار داده است! لذا هر انسانی که دل خود را وقف او تعالی نماید، در فردای قیامت، خداوند دیدار خود را نصیب وی می‌گرداند.

وجوه یومئذ ناضرة الی ربها ناظرة(قيامه)
در آن روز صورت‌هايي شاداب و مسرور هستند که به پروردگارشان نظاره می‌کنند

در حدیث شریف روایت شده است: در فردای قیامت افرادی هستند که ایستاده و به طرف ذات لایتناهی می‌نگرند و شادمان می‌گردند و خداوند نیز به ایشان می‌نگرد و خوش می‌شود. بسیار خوش اقبال هستند این افراد که در صحرای محشر در بهترین حالت ممکن، ایستاده هستند.

خداوند بهشت و جهنّم را آفرید و نگهبانانی را بر آن گماشت؛ کعبه، خانه‌ی خویش را نیز آفرید و آن را هم تحت تکفّل و سرپرستی عدّه‌ای قرار داد، امّا هنگامی که دل را آفرید، خود در آن جای گرفته و آن را سپرد دیگری ننمود؛ اوست مالک دل‌ها هر طور بخواهد آن را می‌چرخاند،

گویا دل انسان مسلمان همانند غنچه‌ای است که اگر بشکفد، الله تعالی از آن جلوه می‌نماید؛

لذا بر همه‌ ما الزامی است که تمام امور خود را از او بخواهیم و همیشه دعا نموده و فریاد بزنیم «یا ربّ کریم» دل ما را همیشه در بین دو انگشت بلاکیف خود به بهترین صورت ممکن بچرخان تا بتوانیم از محبّت کامل تو در تمام زندگی بهرهٔ وافر ببریم.

بیداری دل منوط به ذکر خداوند است هر کسی که به ذکر خداوند مشغول باشد، دلش بیدار می‌ماند؛ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم ارشاد می‌فرمایند: مثال کسانی که خداوند را ذکر کرده و کسانی که او تعالی را ذکر نمی‌کنند به مانند انسان زنده و مرده است؛ اگر انسانی از ذکر و یاد خداوند غافل گردد، بدانید که خواب غفلت بر دلش طاری گشته است.

ای دل غافل چه خوش خوابیده‌ای
گوئیا از خویشتن رنجیده‌ای

یکدمی از خواب غفلت سر بدار
با تعقّـل بین وضـع روزگار

خواب خرگـوشی بنه بیدار باش
گرگها بین در کمین هوشیار باش

تیز کرده بهر جـانت نیش‌ها
تا به بیند جسمت از آن ریش‌ها

دشمنی سهل است بر جانت کنند
بلکه قصد دین و ایمانت کنند

گر بخواهی باشی زینها در امان
کن توکّل بر خـداوند جهـان

ما سوای اللّه را ز قلبت دور کن
این دلت بایاد حق معمور کن

گر بخواهی باشی جانا در امان
کن عبادت بر خداوندگار جهان

حافظت باشد در این دهر دنی
در امانی از عدو و رهزنی

باشی اندر روز محشر سرفراز
راضی از تو آن کریم کارساز

آتش دوزخ شود بهرت حرام
در بهشت جاودان سازی مقام

باش انسان به فکر خویشتن
بس بود اندر کمین‌ها اهرمن

در زبان عربی به دل «قلب» می‌گویند و خودِ قلب را بدین جهت قلب می‌گویند چون همیشه در حال تپیدن است؛ بسا اوقات پیش می‌آید که به یک‌مرتبه «دل» تغییر حالت داده و شاهراه هدایت را رها و سر از ویرانه‌های ضلالت در می‌آورد! به همین خاطر پیامبر اکرم (ص) این دعا را به امّت خویش تعلیم فرموده‌اند:

«یَا مُقَلِّبَ القُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ»
ای گردانندهٔ دل‌ها، دلم را بر دینت استوار گردان.

برگرفته از کتاب به سوی آرامش از آثار حکیم الامت مولانا اشرف‌علی تهانوی رحمة الله علیه

https://t.me/mulanafeghhi

حسام الدین
یکشنبه ۱۳۹۹/۰۵/۱۲
5:51 PM

ایمان بـهترین مصلح قلب

💫 خداوند تبارک و تعالی ایمان را برای اصلاح قلب قرار داده به همین منظور، محلّ ایمان را در قلب نهاده است؛ حتّی محبّت الله و رسول اکرم در قلب قرار دارد.

💫 از جوشش این محبّت‌هاست که اعمال شکل می‌گیرد؛ تمام تحریک‌ها نیز در دل است و این تحریک‌ها مسبّب فعالیّت انسان می‌گردد. ابتدا ایمان وارد قلب شده، جای گرفته و رشد می‌کند، سپس تاثیرات آن بر سایر اعضای بدن محسوس می‌گردد. بعد از آن دست، پا، گوش، چشم و سایر اعضاء مؤمن شده و هیچ کاری را بر خلاف شریعت انجام نمی‌دهند.

💫 امّا اگر خدای ناکرده بی‌ایمانی و بی‌اعتقادی در دل رسوخ پیدا کند، تمام اعضا و جوارح حتّی مغز انسان «بی‌ایمان» می‌شود! به همین ترتیب نیّت خراب شده و مغز به چیزهایی فکر می‌کند که مطابق خواهشات نفسانی بوده و با شریعت در تضاد است؛ امّا اگر کسی به ندای درون قلبش گوش فرا دهد، خواه ناخواه به طرف دعوت انبیاء کشیده شده و نور ایمان در قلبش روشن می‌شود.

💫 از آن جایی که قلب همانند ظرف پاکی می‌ماند، ایمان سریع در آن نفوذ کرده و رخنه می‌کند و بالتّبع اعمال انسان نیز متأثّر می‌گردد. اگر در دل خوشی و سرور باشد آثار آن پر واضح بر چهره نمایان می‌گردد و شخص بیننده از درون انسان مطّلع می‌شود، «چهره» انعکاس درون است و بیننده به راحتی می‌تواند حدس بزند که این خوشی یا ناخوشی مستور بر چهره، واقعی است یا خیر!

💫 سرچشمه‌ی خوشی، ناخوشی، محبّت و دشمنی در دل است، اگر دل درست شود تمام امور مربوط به او نیز درست می‌شود و اگر دل خراب باشد اثرات مخرّب آن حتماً بر اعضا طاری می‌گردد.

📝 برگرفته از کتاب به سوی آرامش از آثار حکیم الامت مولانا اشرف‌علی تهانوی رحمه الله

حسام الدین
جمعه ۱۳۹۹/۰۵/۱۰
10:13 AM

علامات دل بیمار

انسان از کجا متوجّه شود که دلش بیمار است؟
حافظ ابن قیّم رح چهار مورد را به عنوان تشخیص بیماری دل بیان می‌کند که عبارتند:

♦️ اوّلین نشانه

⚡️ هنگامی که انسان، امور فانی را بر امور باقی ترجیح می‌دهد، نشان‌گر این است که دلش بیمار شده است! مثلاً زندگی دنیایی خویش را به بهترین شکل ممکن می‌سازد، امّا از ساختن «خانه‌ی آخرت» خود غافل است! دنبال کسب «عزّت دنیا» هست امّا به فکر عزّت و ذلّت آخرت نیست، یا این ‌که دنبال آسایش و رفاه دنیوی است امّا نسبت به عذاب آخرت بی‌پروا هست.

♦️ دوّمین نشانه

⚡️ هنگامی که انسان، گریه و زاری در پیشگاه رب العزّت را ترک کرد، بداند که دلش سخت بیمار شده است؛ گاهی انسان با چشم، گریه می‌کند، گاهی هم با دل، امّا گریه‌ی دل به مراتب از گریه‌ی چشم بهتر است. گریه‌ی ندامت فقط منحصر به خروج اشک از چشم نیست، بلکه افرادی وجود دارند که کوچک‌ترین اشکی از چشمان‌شان سرازیر نمی‌شود امّا دل‌شان همیشه گریان است. این گریه‌ی دل هست که قبول بارگاه لایزال شده و سبب گشایش دروازه‌های قبولی «توبه» می‌گردد، بهرحال برای «قبولیت توبه» نیاز به گریه است، چه با دل باشد، چه با چشم، چه هر دو.

♦️ سوّمین نشانه

⚡️ سوّمین نشانه‌ی تباهی دل، آرزو و تمنّای «دیدار مخلوق» است، بدون این‌ که آرزوی دیدار پروردگار رب العزت را داشته باشد! اگر چنین حالتی دارد، بداند که دلش مرده است. افراد زیادی هستند که مدّت‌ها در انتظار و چشم به راه کسی هستند امّا هیچ‌گاه به ملاقات با ذات باری تعالی فکر نکرده‌اند.

♦️ چهارمین نشانه

⚡️ هنگامی که نفس انسان از یاد خداوند گریزان و مشتاق به ارتباط داشتن با مخلوق باشد، نشانه‌ی «تباهی دل» وی است؛ این زمانی است که انسان از تسبیح و تصوّر باری تعالی احساس آرامش ننماید و نشستن بر مصلا برایش گران باشد. یک قانون کلی را بدانید، اگر می‌خواهید تعلّق یک بنده را با خدایش بسنجید، کافی است بر نشستن در مصلایش دقّت کنید؛ کسی که ذاکر و از یاد خداوند خرسند است، چنان بر مصلایش می‌نشیند، گویا یک کودک در آغوش مادرش با اطمینان و امنیت کامل نشسته است و هر کسی که دلش ویران باشد، نشستن بر مصلا برایش ناخوشایند است! به محض این‌ که سلام می‌دهد، مسجد را ترک می‌کند، گویا دلش هنوز برای آمدن به مسجد آماده نشده است.

📌 برگرفته از کتاب به سوی آرامش از آثار حکیم الامت مولانا اشرف علی تهانوی رحمه الله صفحه ۲۴

حسام الدین
پنجشنبه ۱۳۹۹/۰۵/۰۹
12:54 PM

قانون رحمت و انفاق

رحمت و انفاق کن تا مورد رحمت و انفاق قرار گیری.
رحمت و انفاق کن به هر کس و هر چیز.

منظور از انفاق فقط انفاق مادیات نیست، بلکه لبخندی به دلی شکسته و خاطری خسته نیز انفاق و رحمت است

انفاق و رحمت از قوانین مقدس هستی است که می توان به صراحت گفت نتیجه اش نقد بوده و حتما ان شاءالله در همین دنیا دروازه های سعادت را به رویمان می گشاید .

پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمودند:
انفاق کن تا مورد انفاق قرار گیری
همچنین می فرمایند:
کسانی که به مردم رحم و عطوفت می کنند خداوند رحمان به آنان رحم و عطوفت می کند برای زمینیان رحم کنید تا خدایی که در آسمان است به شما رحم کند.

مگر نشنیده ای که در حدیث آمده است:زنی فاجره و فاحشه چون به سگی تشنه آب نوشاند مورد رحمت الهی قرار گرفت.
به این قوانین الهی که در جهان هستی نهادینه شده است با اخلاص عمل کن تا رحمت ها و نصرت های الهی تو را در بر گیرد.


رحمت و انفاق را از هیچ کسی دریغ مدار همانگونه که خداوند دریغ نمی دارد.
از ظلم و مظاهر ظلم به شدت پرهیز کن. ظلم از قوانین هستی است که آدمی را به خاک سیاه می نشاند و منفور ترین چیز نزد خداوند متعال ظلم است و شرک به بارگاه الهی بزرگ ترین آن است.و ضرر و زیان ظلم که به تو می رسد به اندازه ظلمی است که می کنی.


پس اگر می خواهی که مورد رحمت الهی قرار گیری، سخاوت و رحمت را از دست مده، اگر به این قوانین عمل کنی به زودی اثرات آن را درزندگی خویش مشاهده خواهی کرد در این گفته ام شک به خود راه مده.


گفتم سخاوت، انفاق و رحمت عام است، ثروتمندی که شکم گرسنه یتیمی را سیر می کند، انفاق و رحمت می کند، عالمی که جهل و بی دینی را با ارشاد خویش از جامعه می زداید انفاق و رحمت می کند بلکه به فتوای رسول خدا صلی الله علیه و سلم بزرگ ترین سخاوتمنداست،شخصی که دل خسته مادر را شاد می کند بزرگ ترین انفاق و رحمت ها را می کند و...
پس رحیم باش و سخاوتمند تا به سعادت و آرامش دین و دنیا دست یابی.
همچنین آرامشی که از عمل به این قوانین دست می آید، فقط نمی تواند پست و ثروت باشد بلکه آرامش قلبی، روحی و روانی بزرگ ترین آرامش هاست.


رشد و بالندگی و شکوفایی شخصیت تو در میادین خود شناسی و خدا شناسی با ارزش ترین کالاهای این آشفته بازار است که تو را حاصل خواهد شد.

(مولانا)احمد عبدالحق مجددی غفرله.


https://t.me/ehiaalssonan

حسام الدین
چهارشنبه ۱۳۹۹/۰۵/۰۸
2:31 PM

تبرّی از غیر الله

قطب الارشاد، علامه مفسّر حضرت مولانا محمدعمر سربازی نقشبندی رحمه الله

"قوله تعالی :《و من یَعتَصِم بالله فَقَد هُدِيَ إلى صراطٍ مستقيمٍ》 و هر کس به الله چنگ‌زند ، پس قطعا بسوی راه راست رهنمون شده است.

در این آیه ، تبَرّی از ماسوی الله که یکی از شعائر اهل طریقت است و در اینجا به "اعتصام" تعبیر شده است ، بیان می شود ؛

چنان که صاحب روح علامه آلوسی رحمه الله می فرماید: حقیقت این اعتصام نزد بعضی این است که از اسباب که در حکم اصنام معنویه اند ، دل برداشته شود و از دعوای حول و قوّت و اَنانیّتِ خود بیرون آید و همگی به حق سبحانه و تعالی بپردازد.


بعضی فرموده اند که اعتصام عاشقان ، ترک ماسوی و دخول در استار غیب است.
چو سرّی محرم راز خدا شد
خیال ماسوی الله زو جدا شد


حضرت مجدد الف ثانی رحمه الله فرموده است : " اگر اتفاقاً عمر نوحم دهند باز هم خطره ی غیری در قلبم خطور نمی کند."
و نیز فرمودند : "من به این کلمه ، غلام خواجه نقشبندم که فرمودند : هرچه دیده ای و خوانده ای و شنیده ای همه را زیر کلمه ی"لا" نفی باید ساخت."!

اعتصام اهل حقیقت این است که خود را در قبضه ی حق سپارد و اعتصام را هم فنا کند.
می گویم : این ، مقامِ فناءالفناء و نفی النفی است."

تفسیر تبیین الفرقان

کانال تلگرام مولانا شمس الحق فقهی

حسام الدین
سه شنبه ۱۳۹۹/۰۵/۰۷
6:3 PM

اسباب رسیدن به دولت وصال الهی

برای حصول قرب الهی فقط به طلب بچسپید و دامن یک شیخ کامل را محکم بگیرید ان شاءالله دولت وصول الهی حاصل می گردد.

و زمانی دراز نمی گذرد ببینید آنهایی که به این دولت دست یافته اند چه گفته اند.

عارف شیرازی می فرماید:
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند
و اندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند


بعد از آن علت حصول این دولت را بیان می کند و می فرماید:
کیمیایست عجب بندگی پیر مغان
خاک او گشتم و چندین درجاتم دادند

یعنی غلامی رهبر و مرشد چیز عجیبی است که به واسطه وی به این درجات رسیدم.

خطبات حکیم الامت اشرف علی تهانوی رحمه الله ۲۷/۳۹۹

شرح:مقصود از طلب این است:
گر نتوان به دوست ره بردن
شرط عشق است در طلب مردن

یعنی فقط طلب مقصود سالک باشد و در راه بودن خواه برسد یا نرسد.
سستی و تنبلی را کنار بگذارد و با خود زمزمه کند
یابم یا نیابم جستجویی می کنم
حاصل آید یا نیاید آرزویی می کنم

همچنین در رابطه با مرشد نیز باید کاملا صادقانه دامن او را بگیرد و حقوق و آداب را به خوبی ملحوظ دارد.

حکیم الامت اشرف علی تهانوی رحمه الله در جایی دیگر می فرماید:
حقوق مرشد سه چیز است.
اعتقاد
اعتماد
انقیاد

پس در هر یکی از این سه شرط که اخلال آید مانع فیض است.

سالک باید هر دم و هر لحظه در عشق و محبت صالحین خصوصا شیخ و مرشد در جوش و ولوله باشد و زمزمه اش این آیه باشد
رب هب لي حكما و الحقني بالصالحين

بدون در نظر گرفتن این امور راه تصوف و عرفان را بازیچه گرفتن است.

نا گفته نماند که اصولی ترین شرط مرشد نیز تشرع و اتباع سنت و نفرت از بدعت است وگرنه در تعلق وی خیری نیست.

خداوند متعال همه ما را به دولت وصال خویش بنوازد و طلب و ادب حقیقی نصیب فرماید.

(مولانا)احمد عبدالحق مجددی غفرله

حسام الدین
سه شنبه ۱۳۹۹/۰۵/۰۷
2:48 PM

توحید عارفان

عزیز گرامی ملا کمال الدین، علیک السلام و رحمه الله

الحمدلله که بعد از تحصیل علوم ظاهری توفیق دریافت علوم باطنی حاصل گردید.

عزیزم آن توحید که علم آن را از لابلای اوراق دریافتید و اقرار قلبی نمودید اینک آن را باید به چشم قلب مشاهده نمایید و این اصل مهم نصیب دل سوختگان طریقت است که با خدای خویش راز و نیاز کنند و لازمه آن خلوت و کثرت ذکر مطابق شیخ مقتداست.

آنان که مشقّت این راه را تحمل نکنند به حقیقت این توحید نمی رسند.
تا یار کِرا خواهد و مَیلَش به کِه باشد.

حقیقت این وصال و توحید را نه با نوشتن می توان بیان نمود و نه با زبان می توان گفت، بلکه راهی است عَمَلی که باید پیمود.

ملای جامی رحمه الله در کتاب نفحات می آورد، امام بزرگ میر سیّد شریف جرجانی رحمه الله بعد از تحصیل علوم دینی، آنگاه که به محضر خواجه ی عطار مشرف شد، بعد از اندکی سلوک گفت: اگر خواجه عطار را در نمی یافتم خدای را نمی شناختم.

کم گفتم امّا زیاد بفهمید که عاقلان را اشارتی بس است.

📚 مکاتیب شریفه: ۵۴۲.

حسام الدین
سه شنبه ۱۳۹۹/۰۵/۰۷
10:39 AM

تاثیر ذکر اسم اعظم خداوند

شیخ التفسیر والحدیث حضرت مولانا محمد عمر سربازی رحمه الله تعالی می‌فرمایند:

🔸خلاصه همه کُتب آسمانی از تورات و زبور و انجیل و قرآن، اسم ذات ( الله) است.
به برکت نور همین اسم مقدس پیامبر صلی الله علیه وسلم را عروج جسمانی نُه فلک و عرش أعلی و همکلامی پروردگار در شب معراج نصیب گردید.


🔸«اللّه، اللّه»گفتن بسیار بابرکت و کار بزرگی است.
لفظ «اللّه»، اسم اعظم و جلاله است. لفظ «اللّه» از تمام صفات و اسمای باری تعالی بزرگ‌ترین و بابرکت‌ترین اسم است. وقتی حقیقت آن در قلب و سینه‌ی انسان جای گیرد و اثر کند، همه چیز انسان حل شده است.


🔸اگر فردی تمام اسمای حُسنی خداوند را به زبان بیاورد و ورد کند، و فردی دیگر فقط یک بار لفظ «اللّه» را با اخلاص و با حضور قلب به زبان بیاورد، همین یک بار «الله»گفتن او كه از سر اخلاص بوده نزد خداوند متعال از تمام اذکار بالاتر و باارزش‌تر است.

چنان‌که در حدیث آمده است:
«اگر انسان یک مرتبه با اخلاص و با سوز و حضور قلب لفظ جلاله‌ی «اللّه» را به زبان بیاورد، خداوند متعال می‌گوید: «لبّیک یا عبدی!»؛ (ای بنده! بفرما چه مشکلی داری؟! [بگو] هر مشکلی داری حلش می‌کنم؟


🔸حضرت شاه ولی‌ اللّه محدّث دهلوی رحمه الله می‌فرماید:

«بسا اوقات با اخلاص و با سوز و حضور دل، لفظ جلاله‌ی «اللّه» را به زبان می‌آوردم، تأثیرش را مشاهده می‌کردم‌ که آسمان‌ها را می‌شکافت و بالا و بالا می‌رفت، تا این‌که به «حظیرة القدس» می‌رسید و عرش الهی را می‌لرزاند!»
این است تأثیر اسم اعظم.


🔸البته زمانی چنین تأثیری را برجای خواهد گذاشت كه توأم با عمل باشد.

📚انفاس صوفی:۶۳


حسام الدین
یکشنبه ۱۳۹۹/۰۵/۰۵
8:19 AM

رقص و سماع صوفیانه

السلام علیکم و رحمه الله و برکاته
عافیت و سلامت روز افزون را برای استاد گرامی مسئلت دارم

چکیده فرمایش حضرت امام ربانی رضی الله عنه در یکی از مکتوبات قدسیشان بابت صوفیه ای که اهل رقص و سماع بودن در حالت مغلوب احوالی خود ایشان را حسب قاعده نبوی "ما جعل الله فی الحرام شفاء" نقد کردن و فرمودند که اینان اگر آن لذتی که در نماز هست را تحصیل کرده بودن نیاز نبود به این حرکات روی آورند

این نقد حضرت مجدد قدس سره العزیز رو به تمام سماعیون "ابوسعید ابالخیر خواجه نظام الدین اولیاء جلال الدین رومی..." قدس الله تعالی اسرارهم میباشد؟

حالکه شاه نقشبند رحمه الله فرمودند نه اینکار میکنم نه انکار میکنم و حضرت قاضی ثناءالله پانی پتی رحمه الله علیه منکر مفید بودن سماع برای صاحب نفس مطمئنه نشدن؟

وعلیکم السلام:تضادی بین قول مجدد الف ثانی رحمه الله و شاه نقشبند رحمه الله و دیگران نیست،ولی کلام و سخن بزرگان فهمیدن خود هنری مستقل است. اگر بخواهیم رفع اشکال کنیم طولانی می شود.

حضرت شاه نقشبند رحمه الله و قاضی رحمه الله سماع بدون مزامیر مراد داشته اند که بالاتفاق هیچ اشکالی ندارد.

به نظرم مقام مجدد الف ثانی رحمه الله بسیار در اوج است و از قله اورست به پایین می نگرد،و بقیه که به سماع دل خوش بوده اند در پای کوه اند.

سماع با ساز و آواز و آلات موسیقی بالاجماع حرام است و عمل بعضی معذورین آن را حلال نمی کند.

حضرت شاه ابو سعید ابو الخیر رحمه الله و مولانا جلال الدین رومی رحمه الله و...در مقابل آفتاب کمالات مجدد الف ثانی رحمه الله چون ستاره اند،سبحان الله جوش جنون مجدد غلبه کرده ولی ادب اجازه نمی دهد وگرنه چیزهایی گفته می شد که....

حضرت مولانا احمد عبدالحق دامت برکاتهم خلیفه قطب الارشاد حضرت سیدی امام محمدعمر سربازی قدس الله سره

​​​​​کانال تلگرام

حسام الدین
یکشنبه ۱۳۹۹/۰۵/۰۵
8:13 AM

برکت صحبت صالحین

🔷 از حاج إمدادالله مهاجر مکی رحمه الله سؤال شد؟

چرا مولای روم رحمه الله از نام مرشد خود حضرت شمس تبریزی رحمه الله چنان به وجد می آمد که در یک مصرع ،چهار بار نام شیخ خود را یادآور شده و می سراید :

من نجویم زین سپس راه اثیر
پیر جویم پیرجویم پیر،پیر

حضرت حاجی امدادالله ارشاد فرمودند: اگر مولانا رومی هزار سال عبادت میکرد آن قرب عظیم الهی را که از صحبت وهمنشینی چند روزه حضرت شمس الدین تبریزی رحمه الله نصیبش شده بود، حاصل نمی کرد.
بدین خاطر ایشان شیفته و عاشق شیخ خود بوده و از نامش مست و دیوانه می‌شود.

حضرت شاه نقشبند خواجه بها الدین رحمه الله:

صحبت اولیا نعمتی به غایت بزرگ است آن کس که "این نعمت را" بیافت دولتی یافت عظیم

طریقه ما "نقشبندیه" صُحبت است، "زیرا" در خلوت شُهرت است و در شُهرت آفت است و خیر "و خوبی" در جَمعیت است و جمعیت در صحبت،

اگر جمعی از طالبان این راه "سلوک و عرفان" با یکدیگر صحبت دارند در آن خیر و برکت بسیار است امید است که مُلازمت و مُداومت بر آن منتهی به ایمان حقیقی شود.


مقامات حضرت خواجه نقشبند :۶۱
انیس الطالبین و عده السالکین :۳۸۲

https://t.me/mulanafeghhii

حسام الدین
یکشنبه ۱۳۹۹/۰۵/۰۵
8:12 AM

عشق مجازی بزرگترین فتنه در راه سلوک

عارف بالله حضرت اقدس مولانا شاه حکیم محمد اختر صاحب رحمه الله:

ضربه فنی عشق مجازی آنقدر بزرگ است که هر کس در دامش افتاد کاملا از راه راست منحرف میشود

چرا که انسان از انجام این گناه آنقدر دور میشود که از بقیه گناهان اینقدر دور نمیشود

مثلا اگر دروغ گفته یا غیبت کرده است و یا نمازجماعت را ترک کرده است به فرض مثال دلش 40 درجه از خداوند متعال منحرف میشود ،و اگر شخص توبه کند قلب او دوباره به سوی الله تعالی متوجه میشود

اما اگر خدای ناکرده در عشق مجازی یک چهره ای ،مبتلا شد پس مسیر دلش 180درجه از خداوند متعال منحرف میشود وقلب او به طور کلی تغییر میکند

حال اگر در نماز قرار گیرد یا تلاوت قرآن و یا ذکر بکند تصویر همان شخص جلوی چشمانش حاضر میگردد، مسیر دلش از خداوند برگشته و بسوی یک لاشه بدبو و پوسیده(اشاره به زمانی که در قبر گذاشته میشود) کشیده شده است


اینقدر دوری بخاطر این گناه حاصل میشود که از انجام هیچ گناهی دیگر به این اندازه حاصل نمیشود.


حضرت حکیم الامت اشرف علی تهانوی رحمه الله می فرماید:

عشق صورت "مجازی"هم یک عذاب است، خصوصا عشق امارد "پسر بچه ها ی نوجوان" خیلی مریضی خطرناکی است.

یکی از بزرگان گفته است:

هرگاه مردود شدن کسی اراده شده باشد او به محبت امارد مبتلا می شود. پس گویا این عشق صورت[مجازی] علامت مردودیت است.

مسئله تصوف است که با امردها مخلوط نشوید و با زنان[نا محرم ] با نرمی حرف نزنید.

📚ملفوظات حکیم الامت اشرف علی تهانوی رحمه الله ۱۷/۱۶۵

بنده(مولانا احمد عبدالحق مجددی غفرله) گویم :

حکم چت و تماس و پیام مجازی با نامحرم "بدون ضرورت شرعی و بیشتر از حد ضرورت" هم همین است، شیطان مردود اول دلیل می آورد که شما خیر خواهی می کنید و...بعد هر دو را بدبخت و رسوا می کند.

سالکی که مبتلا به عشق مجازی شد، از نظر الهی می افتد، فورا باید توبه کند، ورنه از راه سلوک مطرود خواهد شد

بزرگ ترین فتنه در راه سلوک عشق مجازی است.

انکشاف حقایق از همراهی اهل دل

حکیم الاسلام مولانا قاری محمدطیب رحمه‌الله میفرمایند:

بنده از بزرگانم واقعه‌ای را شنیدم، مولانا منصورعلی خان (از شاگردان حضرت مولانا محمدقاسم نانوتوی بانی دارالعلوم دیوبند) خود مستقیما این واقعه را برایم نقل کردند.

ایشان میگویند:
زمانی که در ابتدای دارالعلوم دیوبند به خدمت حضرت مولانا نانوتوی رحمه‌الله مشغول تحصیل بودم به عشق مجازی مبتلا شده بودم تاجایی که در نمازهایم خلل می آمد از این ماجرا بسیار پریشان شدم، بنابراین مجبور شدم به مولانا نانوتوی مراجعه کنم.

مولانا فرمودند:
《فردا بعد از نماز صبح پشت سرم بیا و هیچ مگو》

بعد از نماز صبح به دنبالشان راه افتادم در آن روز چشمان حضرت غیرعادی و حالت شان را متغیر یافتم، که از دیدن این واقعه به خود لرزیدم.

ایشان وارد حجره شدند من نیز وارد شدم و روبروی ایشان مودبانه نشستم، دست راستم را گرفته و روی دست چپ شان قرار داده و با دست راست آهسته روی دست چپم می کشیدند مثل اینکه نخی را بتابانند.

مولانا منصورعلی خان به من فرمودند:
من میتوانم سوگند یاد کنم تا زمانی که حضرت دستش را روی دستم میکشید،تمام اشیای زمین وآسمان برایم منکشف بود و رفت و آمد فرشتگان را مشاهده میکردم، گویا تمام عالم غیب برایم منکشف شده بود و در پایان با شدت دستش را روی دست چپم کشید و اشاره کرد بیرون شوید.

من بیرون شدم در حالی که میدانستم چیزی از قلبم بیرون شده است ولی نمیدانستم چه بوده است.

اتفاقا دوباره همان معشوق مجازی را دیدم اما این مرتبه هیچ احساسی نسبت به او نداشتم چنین مینمود که گویا این همان عشق رذیله بود که از قلبم بیرون شده بود.

اهل الله و کاملین وقتی که به کمک مجاهدت‌ها و ریاضات و کمالات به مقامات عالیه دست پیدا می کنند دروازه‌های قلبشان گشوده میشود.

آنها که بجای خود بلکه کسانی که دنباله‌رو آنهایند دروازه‌های قلب آنها نیز باز و کامیاب میگردند.

ـــــــــــــــــــــــــــ

حسام الدین
شنبه ۱۳۹۹/۰۵/۰۴
1:3 AM

مصاحبت با اهل دل

انسان‌های اهل دل و ربانی، ستارگان پرفروغ آسمان هدایت و ارشاد هستند، ستارگانی که همواره بر روشنایی و درخشش و تابندگی‌شان افزوده می‌شود.

آنان گرمی‌بخش محفل‌ها و دل‌ها هستند که پرتو معنویت و فروزندگی‌شان سالکان راه حقیقت را به‌سوی بندگی و زندگی حقیقی رهنمون می‌گرداند.

به‌یقین هرکس در مجلس اهل دل با خلوص نیت و در جستجوی اصلاح بنشیند و با آنان مصاحب و همنشین گردد، در مسیر ارزش‌های معنوی و کمالات گام برداشته است و هرگز بی‌بهره نخواهد شد.

گِرد مستان گرد اگر می کم رسد بویی رسد
گر که بویی هم نباشد صحبت ایشان بس است

اهل دل آنانی هستند که از تعلقات دنیا رسته و به حق پیوسته‌اند و پیوند دل را از صحبت اغیار گسسته و به حق دل بسته‌اند.

اهل دل آن کس که حق را دل دهد
دل دهد آن را که دل را می‌دهد

مصاحبت اهل دل غبار خاطر را با آب پاکیزهٔ معنویت مصفا و مطهر می‌گرداند و زنگارهای غفلت و پیروی خواهشات را از صفحه دل می‌زداید.

مصاحبت با انسان‌های ربانی بسان باران رحمتی است که دل‌های مرده و خشکیده را طراوت و تازگی می‌بخشد وعطش درونی را فرو می‌نشاند.

همراهی با انسان‌های معنوی آدمی را با معنای واقعی زندگی آشنا می‌‌گرداند و او را به حقیقت آدمی می‌گرداند و راه و رسم بندگی خالصانه را می‌نمایاند.

مصاحبت با انسان‌های معنوی در واقع طی طریق به‌سوی سرچشمه‌های معرفت و خداشناسی است؛ زیرا آنان سالکان باتجربهٔ این راه خجسته بوده، همراهی با آنان به‌معنای پرتوگیری از چراغ معرفت آنان در ظلمات راه است.

قطع این مرحله بی همرهی خضر مکن
ظلمات است بترس از خطر گمراهی

مصاحبت با انسان‌های ربانی و اهل دل در راه رسیدن به تقوا و خداترسی ضرورتی انکارناپذیر است؛ زیرا خداوند عزوجل در این‌بارهٔ فرموده است:

«یٰاَایُّهَاالَّذِیْنَ اٰمنُوا اتَّقُوااللهَ وَ کُوْنُوْا مَعَ‌الصّٰدِقِیْنَ»

مردان خدا پردهٔ پندار دریدند
یعنی همه جا غیر خدا یار ندیدند

هر دست که دادند همان دست گرفتند
هر نکته که گفتند همان نکته شنیدند

اگر کسی می‌خواهد هنری بیاموزد باید زیر دست استاد ماهر و خیرخواهی قرار گرفته، روزبه‌روز بر تجربه و مهارت خود بیفزاید تا هنری فراگیرد.

اگر کسی می‌خواهد دانش بیاموزد، پس باید در حلقۀ درس استاد و معلمی بنشیند و روزها را سپری کند تا در آن علم مهارت کسب کند. به همین شیوهٔ کسی که می‌خواهد راه حقیقت را در پیش گیرد و به اصلاح و درون‌کاوی خود بپردازد، باید کالای معنوی را از دکان ارباب معنا و اهل دل حاصل نماید.

همنشین اهل معنا باش تا
هم عطا یابی و هم باشی فتا

تنها حاصل‌کردن علم برای رسیدن به مقصود کافی نیست.

چه بسا عالمانی که در وادی حیرت ره به‌سوی گمراهی برده، از مسیر حقیقی فاصله گرفته‌اند و نیز بسیاری در دام شبهات و شهوات گرفتار آمده خود گمراه شده و دیگران را نیز گمراه کرده‌اند.

پس همان‌گونه که اندیشه به غذای دانش نیاز دارد، روح آدمی بیش از آن به غذای معنوی و حرارت ایمانی نیاز دارد که این متاع گران‌بها را می‌توان در پرتو راهنمایی‌ها و ارشادات و مصاحبت‌های اهل معنا به‌دست آورد.

چند خوانی حکمت یونانیان
حکمت ایمانیان را هم بخوان

صحت این حس بجویید از طبیب
صحت آن حس بجویید از حبیب

صحت آن حس ز معمولی تن
صحت این حس ز تخریب بدن

انسانی که لباس تظاهر و منیّت و ریا را از تن به‌در آورَد و عاجزانه در بزم گرم ارباب معرفت درآید، به صفای دل رسیده، پای استقامتش نخواهد لغزید.

فهم و خاطر تیزکردن نیست راه
جز شکستن می نگیرد فضل شاه

کیمیا پیدا کن از مشت گلی
بوسه زن بر آستان کاملی

صحبت از علم کتابی خوش‌تر است
صحبت مردان حق آدمگر است

هر اندازه که انسان از اسباب حرارت دورتر گردد، به همان نسبت سوز سرما تن و جانش را می‌لرزاند و باد غفلت و سهل‌انگاری بر وی وزیدن می‌گیرد، پس راه چاره شتافتن به‌سوی مجالس ایمانی و روح‌پرور مردان خداست که گرمی‌بخش دل‌ها هستند.

اگر احساس شد در نمازها و رسیدن به نماز جماعت اهتمام چندانی نیست، برای اذکار و اعمال مسنون حس و حالی وجود ندارد، علم و دانش نمی‌تواند نهاد ناآرام را آرامش و سکون بخشد، بر زبان و چشم و گوش کنترلی نیست، حس خیرخواهی نسبت به انسان‌ها جایگاهی در دل ندارد، و روزبه‌روز سستی‌ها و غفلت‌ها افزون‌تر می‌گردد، پس راه حل آنست که آستین همت بالا زده اوقاتی را در محفل نورانی اهل دل باید سپری کرد و در مصاحبت و همراهی آنان به مداوای امراض روحانی پرداخت.

قال را بگذار و مرد حال شو
پیش مرد کاملی پایمال شو

مولانا عبداللطیف نارویی استاد دارالعلوم مکی زاهدان

https://t.me/mulanafeghhi

حسام الدین
شنبه ۱۳۹۹/۰۵/۰۴
1:2 AM

جلسات مثنوی معنوی و جلسات دیوان حافظ♡

میوه معنا و شکوفه صورتش، آن شکوفه مژده، میوه نعمتشDownload
بیان توکل و ترک جهد گفتن نخجیران به شیرDownload
تزکیه و احسان یا تصوف و عرفانDownload
برگ یک گل چون ندارد خار او، شد بهاران دشمن اسرار اوDownload
هم عرب ما هم سبو ما هم ملکDownload
پیش هر صوفی که او با فَر بودDownload
ور بگوید کج نماید راستی ای کجی که راست را آراستیDownload
خواب و الهام حجت شرعی نیستDownload
مثلث شوم نفسانیتDownload
کدام اطلاعات دینی سبب رستگاری استDownload
نسبت افراد ذی نفوذ در جامعهDownload
از سایه حقیقت تا حقیقتDownload
حقیقت شادی و غمDownload
جایگاه فقرا و مستمندان در اسلامDownload
درویش نامی و نانیDownload
درویش واقعیDownload
اعمال ظاهره گواهی بر محبت درونی با خداستDownload
مشتری ما کیست و ما خود را به که فروختیمDownload
کرم و بنده نوازی پروردگارDownload
از ادعای فروتنی تا حقیقت آنDownload
درگاه ما دربان و حاجب نداردDownload
ارزش دل مومنDownload
دل نهادن مرد عرب بر التماس دلبر خویشDownload
در دنیا با چشم دل میتوان خدا را دیدDownload
نبرد عقل عرشی با نفس۱Download
نبرد عقل عرشی با نفس۲Download
طریقه محو در خداDownload
اصل همه آرامش ها رسیدن به خدای تعالیDownload
مقام خلوت با خداDownload
مناجات بدرگاه قاضی الحاجات
اشعاری از عارف بالله مولانا شاه حکیم محمداختر قدس الله سره
Download

جلسات دیوان حافظ توسط جناب مولانا شمس الحق فقهی نقشبندی دامت برکاتهم در حلقات ذکر مسجد الرّسول تایباد

DOWNLOAD

دانلود کتاب: جام شریعت و سندان عشق

به قلم: حضرت مولانا شمس الحق فقهی دامت برکاتهم العالیه

کتابی جامع در ارتباط با تصوف و عرفان و مسائل مربوط به سالکین و احوال مشایخ کرام و...

کتاب «جام شریعت و سندان عشق» نوشتهٔ حضرت مولانا شمس‌الحق فقهی نقشبندی مجددی، اثری جامع در حوزهٔ تصوف و عرفان اسلامی است که به بررسی عمیق رابطهٔ میان شریعت، طریقت و حقیقت می‌پردازد. این کتاب با هدف تبیین جایگاه تصوف در چارچوب شریعت اسلامی و پاسخ به شبهات پیرامون آن تألیف شده است.

ساختار و محتوای کتاب

این اثر در سه فصل اصلی تنظیم شده است:

1. شریعت و طریقت: در این بخش، نویسنده به تبیین ارتباط تنگاتنگ میان شریعت و طریقت می‌پردازد و با استناد به منابع اسلامی، نشان می‌دهد که طریقت بدون شریعت معنایی ندارد و هر دو مکمل یکدیگرند.

2. نقشبندیه، عجب قافله‌سالارانند: این فصل به معرفی سلسلهٔ نقشبندیه، اصول و مبانی آن، و سیرت و احوال مشایخ این سلسله اختصاص دارد. نویسنده با ذکر نمونه‌هایی از زندگی و آموزه‌های مشایخ نقشبندیه، جایگاه والای این سلسله در تصوف اسلامی را برجسته می‌کند.

3. احوال صوفیه: در این بخش، به بررسی احوال و حالات صوفیان پرداخته می‌شود. نویسنده با رویکردی متعادل، به دور از افراط و تفریط، به تحلیل رفتارها و تجارب عرفانی صوفیان می‌پردازد و تلاش می‌کند تا تصویری واقعی و منصفانه از زندگی آنان ارائه دهد.

ویژگی‌های برجسته کتاب

تأکید بر هم‌زیستی شریعت و طریقت: نویسنده با استناد به منابع اسلامی، بر این نکته تأکید دارد که تصوف واقعی در چارچوب شریعت معنا پیدا می‌کند و هرگونه جدایی میان این دو، انحراف از مسیر صحیح است.

پاسخ به شبهات پیرامون تصوف: کتاب به شبهاتی که دربارهٔ تصوف مطرح می‌شود، پاسخ می‌دهد و با ارائهٔ دلایل منطقی و مستند، سعی در رفع ابهامات دارد.

استفاده از منابع معتبر: نویسنده با بهره‌گیری از آثار و ملفوظات مشایخ بزرگ تصوف، به غنای محتوایی کتاب افزوده و آن را به منبعی معتبر در حوزهٔ عرفان اسلامی تبدیل کرده است.

جام شریعت و سندان عشقDOWNLOAD

جلسات شرح مثنوی معنوی مولانا محمدبهزاد فقهی حفظه الله تعالی

برای دانلود جلسات بر روی تصویر زیر کلیک نمایید.

حسام الدین
جمعه ۱۳۹۹/۰۵/۰۳
8:11 AM

تلاش معنوی بدون مرشد

عزیزم..... وعلیکم السلام و رحمة الله و برکاته؛اما بعد:

(اینکه نوشته اید: به دنبال حقایق معنوی تلاش نموده بدون مرشد ذکر کرده‌اید و موفق نشده‌اید..)

دریافت و رسیدگی به حقایق معنوی و عرفانی،کار شوخی نیست که فقط با مطالعه کتب و تَک دو در نشیب و فراز به دست بیاید.

بلکه در این میدان سنگلاخ پُر خار،راهنمایی کامل و مکمل و راهروی ورزشکار می باید و دنبال او [مرشد کامل] ممکن است [او را] به سراغی برساند.

به قول یکی:

مور مسکین هوسی داشت که در کعبه رسد

دست در پای کبوتر زد و ناگاه رسید.

رومی رحمه الله می‌فرماید:

یار باید راه را تنها مرو

بی قلاو ز اندر این صحرا مرو

بدرقه،در هر راه ضروری است؛بالخصوص در راه عرفان و حقایق.

[بنابراین] زودتر خود را به شیخی کامل و مکمل برسانید؛اگر شوق و میل راه دارید.

رومی می‌گوید:

مولوی هرگز نشد مولای روم

تا غلام شمس تبریزی نشد

═════❁❁❁═════

📖 مکتوبات سربازی _ج۷_ص۳۰۸

✍️ علامه محقق حضرت مولانا محمد عمر سربازی رحمه الله تعالی.

〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰

برچسب‌ها: مرشد، مکتوبات سربازی
حسام الدین
یکشنبه ۱۴۰۴/۰۷/۲۰
6:52 PM

مرید اسرار و انواری که برایش منکشف میگردد به غیر شیخ خود بیان نکند

گذری بر گلستان تبیین الفرقان:

مسائل سلوک و عرفان

*‏✧( ‏وَإِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُوا بِهِ ۖ وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَىٰ أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ ۗ ‏)✧ ‏*

از این آیه عرفاناً معلوم شد که اگر برای مرید و سالک در میان راه یک نوع اسرار و احوال و انوار منکشف گردید،در جلو غیر شیخ محقق خود و در جلوی عوام و غیر هم بیان نکنند که در باطن برای او خیلی مضر است.

می‌گویم: حافظ شیرازی رحمه الله می‌گوید:

▪️ با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی

▪️ تا بی‌خبر بمیرد در رنج خود پرستی

📚 تبیین الفرقان_ج۷

ص۳۲۲

🤍 اثر ارزشمند حضرت مولانا محمد عمر سربازی رحمة الله علیه🤍

〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰


🌻اندکی از معمولات مشایخ(رحمهم الله)🌻

*✧ ‏لَقَدۡ جَآءَكُمۡ رَسُولࣱ مِّنۡ أَنفُسِكُمۡ عَزِيزٌ عَلَيۡهِ مَا عَنِتُّمۡ حَرِيصٌ عَلَيۡكُم بِٱلۡمُؤۡمِنِينَ رَءُوفࣱ رَّحِيمࣱ❁*

*فَإِن تَوَلَّوۡاْ فَقُلۡ حَسۡبِيَ ٱللَّهُ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَۖ عَلَيۡهِ تَوَكَّلۡتُۖ وَهُوَ رَبُّ ٱلۡعَرۡشِ ٱلۡعَظِيمِ‏✧ ‏*

سوره توبه _۱۲۸،۱۲۹

🌟 اگر بعد از هر نماز یک بار این آیه را بخواند ان‌شاءالله پیغمبر صلی الله علیه و سلم شفاعتِ او را خواهد کرد.

‏✧ ‌‏✧ ‌‏✧ ‌‏✧ ‌‏✧ ‌‏✧ ‌‏✧ ‌‏✧ ‌‏✧ ‌‏✧ ‏

📗کنز الدارین _گنجینه دعاها و اوراد/ص۱۵۴

✍️تألیف : علامه محقق حضرت مولانا محمد عمر سربازی رحمة الله علیه 🖇️

〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰

حسام الدین
شنبه ۱۴۰۴/۰۷/۱۹
12:30 PM

به همسر خود ظلم نکنید،  حتی اگر او را دوست ندارید ...

امیرالمومنین سیدنا عمر بن خطاب رضی‌الله‌عنه به مردی که می‌خواست همسر خود را طلاق دهد گفت: چرا او را طلاق می‌دهی؟!

آن مرد پاسخ داد: زیرا او را دوست ندارم!

سیدنا عمر فاروق رضی‌الله‌عنه فرمود:

«آیا خانه‌‌ها فقط بر پایه‌ی عشق و دوست‌داشتن بنا نهاده می‌شوند؟ پس احساس مسئولیت، پیمان و وفاداری کجاست»؟!

📚عیون الأخبار؛ ۱۸/۳

مراد حضرت عمر رضی الله عنه این است که زیر بنای خانه نباید تنها بر پایه محبت و عشق ظاهری و زیبایی بنا شود چون این هر دو تغییر شکل می دهند و ظاهر و جمال همیشه به یک منوال نیست پس باید زیر بنای خانواده بر ارزش های والاتر و ارجمند تری بنا گردد که با گذشت روزگار کهنه نمی شوند.

حسام الدین
جمعه ۱۴۰۴/۰۷/۱۸
10:3 PM

نصیحت حضرت حڪیم الاُمت مولانا شاه محمد اشرف علی تهانوی حنفی دیوبندی رحمه الله به استادان قرآن

🎓حضرت حڪیم الامت رحمه الله استادان و معلّمین قرآن را همیشه نصیحت می فرمود ڪه اطفال را نزنید. حافظۀ همه یڪسان نیست. یڪی حافظه اش قویتر است و می تواند دو سه صفحه را حفظ ڪند. یڪی حافظه اش ڪمتر است و نمی تواند زیاد حفظ ڪند، لذا بیشتر از استعدادش بر او تحمیل نڪنید. اگر در دو سال حفظ نتوانست در سه سال ڪه خواهد توانست، اما اطفال را نزنید، زیرا حافظ ساختن آنها با ڪوفتن و زدن بر شما فرض نیست. زدن اطفال حرام است. الله تعالٰی از استادانی ڪه اطفال را می زنند در روز قیامت قصاص خواهد گرفت. بزرگترین ڪتاب فقه حنفی ڪه مُصنِّفش علامه ابن عابدین شامی رحمه الله است می نویسد ڪه خداوند از هر معلّمی ڪه اطفال را می زند در روز قیامت قصاص می گیرد.

👌🏻حضرت حڪیم الامت رحمه الله بعضی از استادان را ڪه اطفال را زده بود سزا داد. ایشان گوش آن استاد را گرفته او را در صحن مدرسه گردانید تا همه ببینند. حضرت حڪیم الامت رحمه الله استاد و شیخ علمای عظیم شبه قارۀ هند می باشد. زدن اطفال در مدرسۀ حڪیم الامت رحمه الله به شدت ممنوع بود.

🌹حضرت حڪیم الامت رحمه الله می فرمود ڪه الله متعال 99 اسم دارد ولی در آیت آموزش و تعلیم قرآن شریف، اسم «الرحمٰن» را نازل فرمود: الرَّحْمَٰنُ عَلَّمَ الْقُرْآنَ، خدای رحمٰن قرآن را آموزش و تعلیم داد. خداوند از بین 99 اسم مبارڪ خود نه اسم جبّار را در اینجا نازل نمود، نه اسم قهّار را و نه اسم دیگری را، بلڪه اسم «رحمٰن» را در این آیت نازل فرموده به استادان و معلّمین قرآن تا روز قیامت درس داد ڪه اطفال را با رحمت بیاموزانید و تعلیم بدهید.

حالا بگوئید این آیت دلیل واضح است یا مشڪلی دارد؟ الرَّحْمَٰنُ عَلَّمَ الْقُرْآنَ، خدای رحمٰن قرآن پاڪ را تعلیم و آموزش داد. آخر؛ الله نام های دیگر هم دارد بلڪه 99 نام دارد، چرا یڪے دیگر از آن نام ها را در این آیت نازل نڪرد و فقط صفت رحمانیّت خود را نازل ڪرد؟ تا استادان و معلّمین مانند قصابان اطفال را نزنند! جسم اطفال نازڪ و ضعیف است.

📚(ماخذ: تعلیم قرآن میں شان رحمت ڪی اهمیت)

از ارشادات مولانا شاه حڪیم محمد اختر رحمه الله.)

برچسب‌ها: قرآن کریم
حسام الدین
پنجشنبه ۱۴۰۴/۰۷/۱۷
3:12 AM

«نمک شناسی | حق نمک» 

۲۹- رمضان


یکی از رسم و عادات زیبای عثمانی‌ها که وارد کشورما شد، نمک شناسی است.

اینکه، همسر از قبل خانه را پاک و تمیز نموده و زیباترین لباس خود را می پوشید و منتظر ورود شوهر می‌بود. چون شوهر بعد از ادای نماز عید به خانه می‌آمد همسرش پیاله‌ی پر از قهوه را به او تقدیم می‌کرد.

شوهر قهوه را می‌نوشید. اما، پیاله را خالی بر نمی‌گرداند. بلکه به‌خاطر پاس و قدردانی از خدمات و زحمت‌های که در ماه رمضان متقبل شده بود، انگشتر و یا دست‌بند طلا را در پیاله می‌گذاشت و به‌همسرش می‌داد.

شخصا این رسم بسیار مورد پسندم قرار گرفته و از زمانی که از این رسم مطلع شدم، بر آن مداومت ورزیدم و به‌آن پابندم؛ لیکن بدون مراسم پیاله‌ی قهوه و گذاشتن هدیه در آن.

من برای همسرم هدیه‌ای خریداری می‌کنم، جبین‌اش را می‌بوسم و برایش می‌گویم:

«این است حق نمک، نمک شناسی» گاها برایش می‌گویم خودت به‌بازار برو و با سلیقه خودت هدیه‌ خریداری کن.

از نظر من این موضوع به تقلید کورکورانه بستگی ندارد. هرچند که تقلید نمودن در بزرگواری از بزرگمردان اشکالی ندارد.

اما، خوب می‌دانم چه حس و کیفی دارد وقتی از زحمات دیگران پاس‌داری کنی و از خودگذشتگی‌شان یاد خوش بداری.

مردان به‌خاطر تلاش و زحمت خانم‌شان در امور خانه از آنها تقدیر می‌کنند و زنان از شوهرشان برای کسب روزی از بیرون.

اگر این همه نباشد، آرامش خانه از کجا می‌آید و چگونه در سایه‌سار ابرهای محبت و رحمت قرار بگیرند.

هیچ ضرری ندارد و مردانگی‌مرد هم کم نمی‌شود اگر بعد از هرلقمهٔ غذای که دست پخت همسرش می‌باشد از او سپاس‌گذاری نماید.

گاه به‌جای این همه هدیه، کلمات زیبا و پسندیده به‌تنهایی خودش برای همه چیز کافی و کار آمد است. همهٔ محبت‌ها و ابراز عشق خرید هدیه نیست؛ خوب بودن و مهربانیت در نوع خودش هدیهٔ بسا با ارزش است.

اما، اگر شیرین زبانی و برخورد نیک با چشم‌پوشی از کمیت‌ و بهای‌ هدیه باهم یکجا شود نوری افزون‌ برنور و درخشش می‌شود.

خانه‌ها بیشتر از لوازم و وسائل، به محبت و عشق نیاز دارد.

سردی درون را هیچ‌گرمکن دنیا نمی‌تواند گرم کند.

اما، می‌توان سخن زیبا، مهربانی‌باهمی، تفاهم و چشم‌پوشی از اشتباهات را چیزهایی تلقی نمود که خانه‌های گِلی را به‌باغچه‌های بهشت تبدیل می‌کند.

✍🏼 ادهم شرقاوی

📝 افراهیم چرخی

حسام الدین
دوشنبه ۱۴۰۴/۰۷/۱۴
6:16 PM

کدام گروه به اسلام ناب دعوت می دهد ؟

🎤 عارف بالله حضرت شیخ التفسیر و الحدیث مولانا محمد عمر سربازی رحمة الله علیه

گروهی که امروزه به اسلام ناب دعوت میدهد کدام حزب و گروه است؟! این را هم خدمت شما معرفی میکنم. بنده قریب هفتاد سال عمر دارم بنده با هر فرقه ای زندگی کرده ام، به قول مولانا جلال الدین رومی:

من به هر جمعیتی نالان شدم

جفت بدحالان و خوشحالان شدم

دوران طلبگی و تحصیلاتم دورانی انقلابی بود. در چنان فضا و موقعیتی مشغول تحصیل علم شدم که طی هر هفته چندین مناظره و مباحثه میان علمای ما و گروه های مختلف صورت می گرفت گاهی با بریلوی ها مناظره می کردند، گاهی با پرویزی ها،گاهی با مودودی‌ها، گاهی با خاکساری‌ها و گاهی با غیرمقلدان — خلاصه، با گروه‌های مختلف — به بحث و مناظره می‌پرداختند و بازار مناظره گرم بود. در آن زمان شخصیت‌هایی می‌زیستند که به نحو احسن از اسلام دفاع می‌کردند، همچون سید شاه عطاءالله بخاری و حکیم‌الاسلام مولانا قاری محمد طیب.

خلاصه اینکه در طول دوران تحصیلاتم و بعد از آن تا امروز، تجربه‌ای که از طریق مطالعه، مناظره و مکاتبه کسب کرده‌ام این است که گروهی که به اسلام ناب دعوت می‌داد، علمای دیوبند بودند؛ زیرا ما روشن و مَسلَکِ آنان را با رفتار و مَسْلَکِ سلف صالحین مقایسه می‌کردیم و آنان را کاملاً در خط سلف می‌یافتیم، بدون کوچک‌ترین تخطی و انحراف.

رفتار آنان را با رفتار سلف صالحین مقایسه می‌کردیم، چون طبق فرموده رسول‌الله صلى الله عليه وسلم عمل و رفتار سلف صالحین آیینه تمام امت است؛ آنجا که فرموده‌اند:

«مَا أَنَا عَلَيْهِ وَأَصْحَابِي» — آیینه تمام امت، «مَا أَنَا عَلَيْهِ وَأَصْحَابِي» است.

یعنی روش رسول‌الله و صحابه رضی‌الله عنهم اجمعین را پایبند و عامل می‌دیدیم و گروه علمای دیوبند را چنین یافتم. سایر گروه‌هایی که دیده‌ایم و می‌بینیم در آنها افراط و تفریط هست؛ در آنها کمی و بیشی موجود است.

تنها گروه و نهضتی که امروزه به خیر و اسلام ناب دعوت می‌دهد و در آن افراط و تفریط نیست، جنبش فکری دیوبند است. رمز مقبولیت این گروه این بود که در نقش قدم رسول‌الله صلى الله عليه وسلم و صحابه رضی‌الله عنهم حرکت می‌کردند. هر کس بر نقش قدم رسول‌الله و صحابه حرکت کند، عندالله مقبول می‌گردد. حرکت در مسیری جز مسیر و منهج رسول‌الله صلى الله عليه وسلم و صحابه، سرمنزل خیر و سعادت ندارد، چنان‌که سعدی فرموده است:

مَپندار سعدی که راه صفا

توان رفت جز در پی مصطفی.

فلذا جوانان عزیزمان، اگر می‌خواهند به اسلام ناب برسند، با این گروه و نهضت همفکر و همراه باشند. جماعت تبلیغ، شاخه‌ای از جنبش فکری دیوبند است. خلاصه، اگر می‌خواهید به اسلام ناب برسید، در حد توان خود با گروه‌های یادشده در سؤال که از شعبه‌های جنبش فکری دیوبند هستند، همفکر و همراه باشید و به آن‌ها نزدیک شوید. کتاب‌های علمای دیوبند را مطالعه کنید؛ حالات زندگانی آنان را بیان کنید. کسانی که اهل زبان نیستند و اهل قلم‌اند، کتب و زندگینامه‌های علمای دیوبند را ترجمه کنند تا مردم از حالات و خدمات آنان آگاهی یابند و بدانند که علمای دیوبند چگونه با مال و جان خود به اسلام کمک کرده‌اند. اگر تاریخ هند را ورق بزنید، خواهید دید که در مقابل انگلیس منحوس چگونه قیام کرده‌اند. در یک روز، گاهی پانزده، گاهی بیست، گاهی سی و گاهی چهل عالم به دار کشیده می‌شد؛ اما با این همه، دست از مبارزه و جهاد برنمی‌داشتند و استقامت و پایمردی از خود نشان می‌دادند. ناگفته نماند که تمام آنانی که علیه استعمار انگلیس و بدعت‌های آن دوران مبارزه می‌کردند، از علمای دیوبند بودند.

📗 مجالس قطب الارشاد ۲/ ۵ الی۷

حسام الدین
شنبه ۱۴۰۴/۰۷/۱۲
5:55 PM

اهمیت ندادن به سخنان دیگران / مولانا شمس الحق فقهی نقشبندی

سلسله ملفوظات حکیم الامّت مولانا اشرفعلی تهانوی رحمه الله
تعلیم توسط جناب مولانا شمس الحق فقهی نقشبندی حفظه الله
مکان: مسجد خضراء، تایباد
تاریخ: 1404/07/03
موضوع: اهمیت ندادن به سخنان دیگران

D
O
W
N
L
O
A
D
Download
برچسب‌ها: حرف مردم، سخن
حسام الدین
سه شنبه ۱۴۰۴/۰۷/۰۸
8:58 AM

نامه

نامه

حضورجناب سرورعزیزمرشدی ومرشدعالم.

السلام علیکم ورحمت الله وبرکاته

بعدا:

الحمدلله همه اعمال مطابق حکم خداوند و سنت رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم پیش می‌رود.

مثل نماز تهجد، اوابین،اشراق ،نمازچاشت گاه

روزانه یک پاره قرآن کریم، دوره تفسیر به مردها و خانم ها ختم خواجگان

استغفار و مراقبه صبح شام حضرت عزیزم

وقت که مراقبه می‌نشینم فکر میکنم که همه چیز الله میگوید

اما وقتی که از مراقبه برون میباشم این حالت نمی باشد

ودرخواب باشما بیعت حضوری داشتم

وخواب دیگر دیدم که هفت نفر اولیای الله ذکر اسم جلاله را میگفتند درمیان شان مولانا جلال الدین هم بود وقتیکه بنده شروع بگفتن الله نمودم هم‌ درحیرت ماندم ازخواب بیدارشدم کمی ترسیدم

از مقام شما خواهشمندم که بنده را زیر توجه‌تان خواهید داشت

به قول مولانا جلال الدین رحمت الله علیه

بی عنایت حق و خاصان حق

گر ملک باشد سیاه هستش ورق

با عرض احترام

مولوی ...

از پنجشیر افغانستان


جواب

عزیزم مولانا ... علیکم السلام و رحمة اللّٰه و برکاته

نامه شما خوانده و مسرت روحی ایجاد گردید

عزیزم الحمدلله احوال و اعمال مبارک اند خداوند توفیق و استقامت بر شریعت و طریقت ارزانی نماید

احوال مراقبه مبارک‌اند و برای سالک مهم است که در همه احوال متوجه لطیفه و مراقبه خویش باشد تا جریان ذکر و یاد او تعالی به مرور زمان نقد وقت گردد

حضرت مولوی رحمة الله می‌سراید

در هوایت بی قرارم روز و شب

سر ز پایت بر ندارم روز و شب

روز و شب را همچو خود مجنون کنم

روز و شب را کی گذارم روز و شب؟!

جان و دل می‌خواستی از عاشقان

جان و دل را می‌سپارم روز و شب

تا نیابم آنچه در مغز منست

یک زمانی سر نخارم روز و شب

تا که عشقت مطربی آغاز کرد

گاه چنگم، گاه تارم روز و شب

ای مهار عاشقان در دست تو

در میان این قطارم روز و شب

زآن شبی که وعده دادی روز وصل

روز و شب را می‌شمارم روز و شب

بس که کشت مهر جانم تشنه است

ز ابر دیده اشکبارم روز و شب

خواب حقیر کنایه از ارادت و اتصال روحی آن عزیز دارد

خواب مشایخ نیز مبارک است و کنایه از داخل شدن در جمع دوستان حق جل جلاله

از صمیم قلب دوستتان داشته و دعاگو و دعاجویم

موفق باشید

شمس الحق فقهی

پنج‌شنبه ۲۷ شهریور ۱۴۰۴

برچسب‌ها: نامه
حسام الدین
سه شنبه ۱۴۰۴/۰۷/۰۱
8:16 PM

نامه/لطیفه سر

نامه

السلام علیکم و رحمة الله و برکاته

درود و عرض ادب و احترام خدمت مرشد عزیزم حضرت مولانا شمس الحق فقهی

بنده ... از باخرز

مدت زمان سبق جدید لطیف سر ۴۲ روز

و مدت زمان بیعت ۱۱ ماه

اعمال روزانه من بدین شرح است

الحمدلله تا به امروز توفیق اعمال از جانب الله نصیب بنده شده

- ذکر الله روزانه بین ۱ تا ۲ ساعت صبح و عصر و در بقیه اوقات روزانه یا مشغول ذکر یا یاد الله و مگر بندرت در حد یکی دو ساعتی در زمان گرفتاری زیاد غفلت صورت بگیرد.

- الحمدلله روزانه نمازها کامل خوانده میشود روزانه چند صفحه تلاوت قرآن انجام می‌دهم.

- مناجات نورانی اذکار صبح و شام و ایام هفته کامل خوانده می‌شود.

- در شب و روزهای جمعه فول تایم انجام اعمال دارم مثل اذکار، سوره کهف،درود ابراهیمی، مناجات نورانی و دلائل الخیرات را از اول تا آخر ایام هفته کامل در این روز ختم میکنم.

در طول روز درحین کار، داخل شهراز چشم و گوش و زبان‌ خود مراقبت می کنم.

احوال

- در زمان ذکر تپش و لرزش در محل لطیفه سر دارم و گاهی اوقات در زمان ذکر وقتی ذکر رو قطع میکنم صدای الله و ضرب شدنش بر لطیفه رو می‌شنوم.

- در زمان ذکر سرم بصورت غیر ارادی به راست و چپ حرکت می‌کند و با ذکر بیشتر بالاتنه هم کلا بطرفین درحال حرکت میشود.

- گاهی بعد از ذکر ازینکه گذشته ام به بطالت و غفلت گذشته و از گناهانی که انجام داده ام گریه های شدیدی من رو می‌گیرد و بشدت احساس پشیمانی میکنم و در تمام عمرم به اندازه این ۴۲ روز گریه نکرده بودم.

- گاهی اوقات با ذکر چنان عشق به الله بر من غلبه میکند و قلب من برای الله می‌تپد که هر لحظه فکر میکنم قلب من از روح و جان میخواد جدا شود و بسوی الله پرواز کند و چنان جدی میشود که من رو مقداری ترس برمی‌دارد که ممکن است قلب من جدا شود. یکی از مواقعی که چنین حالتی داشتم حضرتعالی را با ... و بقیه بزرگان را در یک مکان بسیار نورانی در تصورم آمد که در حال پرواز بودیم بنده حقیر هم در بین شما بزرگان بود.

- دیروز صبح هم بعد از نماز صبح و اذکار از گوش راستم در حین بیداری صدای آبشار بزرگی رو در حد ۳-۴ دقیقه ای شنیدم که آب زیادی از آن جاری بود.

- گاهی نصف شب یا صبح که از خواب بیدار میشوم سمت لطیفه سر و قلب در حال ذکر کردن هستند.

- شب قبل از خواب بعضی اوقات از سمت لطیفه قلب به سمت وسط شکم از داخل قفسه سینه چنان تکان هایی می‌خورد که بالا و پایین رفتن آن معلوم میشود.

خواب ها

- یک شب خواب دیدم ...

- یک شب دیگر ...

عشق به الله سرتاسر وجودم را فرا گرفته و چنین عشق شیرین و لذت بخشی را در تمام عمرم تجربه نکرده بودم و آرزوی اصلی من در دنیا رسیدن به قرب الهی قرار گرفته و آرزوهای دنیایی که قبلا داشتم تقریباً پوچ شده اند.

دل میرود زدستم دریا دلان خدا را

باشد که راز پنهان خواهد شد آشکارا

کشتی شکستگانیم ای باد شرطه برخیز

باشد که باز بینم دیدار آشنا را

ببخشید که متن طولانی شد

التماس دعا.


جواب

عزیزم ... علیکم السلام و رحمه‌الله و برکاته

الحمدلله اذکار و اعمال و احوال و خواب ها مبارک اند

خداوند متعال استقامت ارزانی نماید

آنچه در حین ذکر لطیفه سر محسوس است نیز مبارک است

اینکه از گذشته احساس ندامت دارید که بر غفلت سپری شده نیز مبارک است

اما بدانید خداوند متعال با توبه گذشته را پاک نموده از همین رو اگر گاهی ناخواسته بیادتان آمد استغفار نمایید اما هیچگاه در گذشته زندگی نکنید بلکه در لحظه زندگانی نمایید زیرا فکر غفلت گذشته نباید زمان حاضر را به غفلت بکشاند

غلبه عشق و شور و حال موجود نیز مبارکست

در واقع قطره ای از دریای بی کران عشق به شما ارزانی شده است

هرچه گویم عشق را شرح و بیان

چون به عشق آیم خجل باشم از آن

گرچه تفسیرِ زبان روشنگرست

لیک عشقِ بی‌زبان روشنترست

چون قلم اندر نوشتن می‌شتافت

چون به عشق آمد قلم بر خود شکافت

عقل در شرحش چو خَر در گِل بخفت

شرحِ عشق و عاشقی هم عشق گفت

آخر سخن اینکه اتباع شریعت و سنت را ملاک امر قرار دهید که بدون آن قبولیت نزد الله متعال وجود ندارد

موفق باشید

شمس الحق فقهی

یک‌شنبه ۲۳ شهریور ۱۴۰۴

برچسب‌ها: لطیفه، ذکر، اعمال روزانه
حسام الدین
پنجشنبه ۱۴۰۴/۰۶/۲۷
3:38 PM

الحکایة والتمثيل عطار 》مصیبت نامه 》بخش شانزدهم

بود دزدی دولتی در وقت خفت

در وثاق احمد خضرویه رفت

گرچه بسیاری بگرد خانه گشت

می نیافت او هیچ از آن دیوانه گشت

خواست تا بیرون رود آن بیخبر

کرد دل برنا امیدی عزم در

شیخ داد آواز و گفت ای رادمرد

میروی بر ناامیدی باز گرد

دلو برگیر آب برکش غسل ساز

دم مزن تا روز روشن از نماز

دزد بر فرمان او در کار شد

در نماز و ذکر و استغفار شد

چون درآمد نوبت روز دگر

خواجهٔ آورد صد دینار زر

شیخ را داد و بدو گفت این تراست

شیخ گفت این خاصهٔ مهمان ماست

زر به دزد انداخت گفت این خاص تست

این جزای یک شبه اخلاص تست

دزد را شد حالتی پیدا عجب

اشک میبارید جانی پر طلب

در زمین افتاد بی کبر و منی

توبه کرد از دزدی و از ره زنی

شیخ را گفتا که من دزد سقط

کرده بودم از جهالت ره غلط

یک شبی کز بهر حق بشتافتم

آنچه در عمری نیابم یافتم

یک شبی کز بهر او کردم نماز

رستم از دزدی و گشتم بی نیاز

گر به روز و شب کنم کار خدای

نیکبختی یابم اندر دو سرای

توبه کردم تا به روز مردنم

نیست کار الا که فرمان بردنم

این بگفت و مرد دولت یار گشت

شد مرید شیخ و مرد کار گشت

تا بدانی تو که در هر دو جهان

نیست کس را بر خدا هرگز زیان

چون تو از بالا بدین شیب آمدی

چون زنان در زینت و زیب آمدی

روی عالم شیب دارد سر بسر

آسیا بر نه که شد آبت بدر

گرچو گردون عزم این میدان کنی

هرنفس صد آسیا گردان کنی

ترک دنیا گیر تا دینت بود

آن بده از دست تا اینت بود

کآنچه از دستت برون شد از عزیز

بار آنت از پشت باز افتاد نیز

حسام الدین
سه شنبه ۱۴۰۴/۰۶/۲۵
11:52 AM

صحابی جلیل القدر عقیل بن ابی طالب رَضِیَ اللّهُ عَنْه...

عقیل بن ابی طالب (عبد مناف) بن عبدالمطلب بن هاشم عبدالمناف هاشمی قریشی رَضِیَ اللّهُ عَنْه مکنی به ابو یزید، پسر عموی پیامبر ﷺ و برادر طالب و حضرات علی و جعفر رَضِیَ اللّهُ عَنْهُما می باشد و بیست سال از برادرش حضرت علی رَضِیَ اللّهُ عَنْه بزرگتر بود.

در جنگ بدر به اجبار مشرکان علیه مسلمانان شرکت ڪرد، سپس قبل از حدیبیه مسلمان شد و بسوی مدینه هجرت ڪرد و در جنگ مؤته همراه برادرش حضرت جعفر طیار رَضِیَ اللّهُ عَنْه شرکت ڪرد.

حضرت عقیل رَضِیَ اللّهُ عَنْه از دانشمندان علم نسب شناسی عرب و بسیار آگاه به تاریخ قوم عرب و پیشینیان آنان و شخصی حاضر جواب بود، بطوری ڪه اگر کسی با ایشان به جدل می پرداخت سخنی برای گفتن نمی داشت و دهانش بسته می شد و در این قضایا حکایاتی جالبی از ایشان نقل شده است و در مسجد رسول الله ﷺ جلساتی برای تعلیم علم تبار شناسی داشت.

احادیث کمی از طریق ایشان در کتب حدیث موجود است، در اواخر عمر مبارک نابینا گشت و در قبرستان بقیع مدفون شد ڪه قبر ایشان در اوایل بقیع گنبد و بارگاهی داشته است حضرت عقیل رَضِیَ اللّهُ عَنْه پدر حضرت مسلم رَضِیَ اللّهُ عَنْه نماینده امام حسین رَضِیَ اللّهُ عَنْه بسوی مردم کوفه است ڪه در آنجا به شهادت رسید.

📚 منبــع :

تهذیب الأسماء واللغات امام نووی

حسام الدین
یکشنبه ۱۴۰۴/۰۶/۲۳
7:0 AM

آمارگیر وبلاگ

Print <-BlogAndPostTitle->
  • new posts
  • ساعت و تاريخ