تـــصـــوف و عـــرفـــان

(تــزکــیــه و احــســان)

ادب تابع لطافت بدن و روح است

دوشنبه ۱۳۹۹/۰۵/۱۳، 5:49 PM

سگ های شکاری را دیده ام، هنگامی که از محله ای عبور می کنند، سگ های محله پشت سر آنها می دوند و پارس می کنند ،گویا سگ شکاری را مکرم و مجلل می دانند و به آن حسادت می ورزند.
و مشاهده کرده ام، در این هنگام سگ های شکاری اصلا به آنها توجه نمی کنند، و محل نمی گذارند و به پارس کردن آنها توجهی ندارند.
گویا سگ های شکاری از جنس آن سگ ها نیستند.
زیراکه سگ های محله بدن کلفت و غلیظی دارند و امانت دار نیستند، ولی سگ های شکاری بدن باریک و خلقت ظریفی دارند و آدابی دارند که با خلقت لطیف آنها تناسب دارد.
سگ های شکاری شکار را برای صاحبش نگه می دارند ،به علت ترس از تنبیه کردنش یا برای شکر و سپاسگزاریش.
پس نتیجه گرفتم که ادب و حسن معاشرت تابع لطافت بدن و روح است.
مومن عاقل نیز همینگونه است،که به حسادت کننده اش اصلا توجه نمی کند و او را چیزی به حساب نمی آورد. چرا که مسیر آنها با هم فرق دارد،حسود به خاطر دنیا با وی حسادت می ورزد، ولی مومن عاقل تمام توجه اش به آخرت است.
پس چه قدر فرق زیادی دارند!!!

صید الخاطر، علامه ابن جوزی رحمه الله/۴۷۴

✍(مولانا)احمد عبدالحق مجددی غفرله.

https://t.me/ehiaalssonan

person حسام الدین
chat
•••

☪ نکوهش غلو نمودن در احترام و ادب

دوشنبه ۱۴۰۴/۰۲/۱۵، 9:45 AM

📝 حکیم الامت مولانا اشرف‌علی تهانوی رحمه‌الله

ترجمه : شمس الحق فقهی

یک شخص از مجلس ( حکیم الامت مولانا اشرف‌علی تهانوی رحمه‌الله) برخاست و چند قدم عقب رفت و خارج شد (بخاطر ادب ظاهری پشت به ایشان نکرد )

مولانا فرمودند:

ای مرد، همانند یک انسان راه برو ! چرا مثل قطار، عقب و جلو می‌روی؟

سپس فرمودند : وقتی افرادی این‌گونه گام برمی‌دارند (و با تکلف برخورد می کنند)، چنان سنگینی و آزاری بر دلم حس می‌کنم که نمی‌توانم آن را بیان کنم.

مشخص نیست که آیا آن‌ها مرا العیاذ بالله قبله خود می‌دانند یا چیز دیگری.

این همه، رسوم باطلی است که برخی پیرزادگان ایجاد کرده‌اند.

چنین رفتارهایی به شدت باعث دلزدگی و آزارم می‌شوند.

📕 الافاضات اليوميہ : جلد : ۷ ملفوظ شماره ۳۷۷


⚜ ذکر

قطب الارشاد مجدد زمان پیر پیران حضرت مولانا محمدعمر سربازی قدس سره فرمودند:

هر کس می خواهد که به خداوند برسد و در راه عرفان پیروز گردد ، باید به کثرت ذکر اللّٰه جل جلاله بکند ؛ چرا که این ذکر قدرت عجیبی دارد.

زیرا که "اللّٰه" جل جلاله ، اسم اعظم خداوند متعال است و کسی که این ذکر را به کثرت کند ، دارای قدرت عجیبی می گردد .

🔶 منبع : تجلیات سربازی


شخصی به حضرت إمام أبو حنیفه رحمه الله گفت: از الله بترس!

حضرت إمام أبو حنیفه رحمه الله بدنش به لرزه افتاد، چهره اش زرد شد و سرش را پایین انداخت

و (به آن شخص) فرمود:

الله به تو جزای خیر دهد‌. چقدر مردم نیازمند شخصی هستند که در هر زمان مثلِ این (گفته) را به آنها بگوید.

📒منبع:

سير أعلام النبلاء : ۶/۴۰۰


🟡بسم الله الرحمن الرحیم🟡

🟫برای ظهور اثرات و برکات اوراد و اذکار دو طریق موجودست:

🔸۱.استعداد

🔸۲.کثرت تعداد.

با کثرت تعداد ، استعداد هم رشد می نماید.

لذا سالکان که به درجه کمال کاملین نرسیده اند ، باید به کثرت ذکر کنند.اما کاملان با استعداد و ملکه باطنی اثرات را دریافت می کنند؛ مانند تلاوت آیة الكرسي بعد از فرائض که یکبار سنت هست؛ لیکن شایسته است که ۵ بار یا ۱۰بار خوانده شود تا استعداد ما برای دریافت انوار وبرکات این وظیفه تقویت شود.

✒️برگرفته از افادات ولی کامل شیخ التفسیر فقیه العصر حضرت مفتی محمد زرولی خان قدس سره.

📝محمدعرفان غفرالله تعالی له.


🎙حضرت شیخ الحدیث مولانا عبدالرحمن چابهاری حفظه الله در مورد بغض ورزیدن به علماء

🔰حضرت علی(رضی الله عنه) از رسول اکرم(صلی الله علیه وآله وسلم) نقل می‌فرمایند: که زمانیکه امتیان من با علمای خود بغض بورزند و ساختمان های بلند و بزرگ بنا بکنند ، و مال و ثروت را ملاک و اساس همه چیز قرار بدهند و در ازدواج و نکاح دادن دختران و پسران تاخیر بورزند.

خداوند متعال چهار نوع عذاب را بر آنها نازل میفرمایند:

۱)قحطسالی و خشکسالی

۲)ظلم توسط قدرت مداران بر جامعه حاکم می‌شود

۳)حاکمان خیانت خواهند نمود

۴) دشمنان اسلام تقویت و قوت قلب را پیدا می‌کنند و علیه مسلمین جهان دلیر می‌شوند

( دشمنان اسلام چیزی ک باعث قوت قلب مسلمانان می‌شود را پیدا و از همان طریق باعث نابودی مسلمین میگردند)


قرآن به ما خبر داد:

زنی سالخورده و نازا باردار شد.

دختری مجرد و پاکدامن، فرزندی به دنیا آورد.

چاقو نبرید.

آتش نسوزاند.

ماهی، بنده‌ای را بلعید ولی او را هضم نکرد.

شتری از دل صخره بیرون آمد.

ماه دو نیم شد.

نوزادی سخن گفت.

دریا شکافته شد.

خداوند می‌خواهد به ما بگوید که او پروردگار ناممکن‌هاست.

✍🏻:ادهم_شرقاوى


گویی این آخرین نبرد است!!!

نوشته دکتر: ادهم شرقاوی

زوال "اسرائیل" از صفحه روزگار، یک حقیقت قرآنی و وعده پیامبرانه است... پس ما نمی‌پرسیم که آیا نابود می‌شود یا نه؟ چون به یقین نابود خواهد شد! به اذن خداوند.

سوال اصلی این است: کی؟

من از آن کسانی نیستم که بنشینم و منتظر معجزه بمانم، بلکه معتقدم معجزه پس از آن می‌آید که مؤمن نهایت تلاش خود را بکند!

آنگاه که باطل با تمام قوا حمله می‌کند و یک قدم تا پیروزی فاصله دارد، و حق تا آخرین ذره مقاومت می‌کند، طوری که گویی در آستانه شکست است... آنگاه معجزه می‌آید!

قرآن به ما یک حقیقت ثابت را می‌آموزد: جنگ عقیده با جنگ قدرت فرق دارد!

- در جنگ قدرت، خداوند مردم را به اسباب و موازین قوا وا می‌گذارد؛ هرکه قوی‌تر باشد، پیروز می‌شود.

- اما در جنگ عقیده، لازم نیست قوا برابر باشد و موازین علت و معلولی به هم بخورد!

تمام طاغوت‌هایی که خداوند نابودشان کرد، در اوج قدرتشان نابود شدند:

- وقتی خدا فرعون را هلاک کرد، او در اوج غرور فریاد می‌زد: "أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلَى" (من پروردگار برتر شما هستم!) و با لشکریان مسلحش نابود شد.

- وقتی خدا نمرود را هلاک کرد، او در اوج تکبر می‌گفت: "أَنَا أُحْيِي وَأُمِيتُ" (من زنده می‌کنم و می‌میرانم!).

- وقتی خدا قوم عاد را نابود کرد، آنها می‌گفتند: "مَنْ أَشَدُّ مِنَّا قُوَّةً؟" (چه کسی از ما قوی‌تر است؟).

- وقتی خدا قوم ثمود را هلاک کرد، آنها همچنان در قدرت بودند و کوه‌ها را می‌تراشیدند.

- و وقتی خدا احزاب (لشکرهای متحد ضد اسلام) را در جنگ خندق شکست داد، زمین بر مؤمنان تنگ شده بود و دل‌ها به گلو رسیده بود!

وقتی جنگ بر غزه آغاز شد، فکر می‌کردم این هم یک نبرد دیگر است، مثل تمام نبردهای گذشته... اما حالا چیزی در دلم می‌گوید این بار آخر است!

این وضعیت پایدار نمی‌ماند... به زودی "ریح الأحزاب" (باد نصرت الهی) خواهد وزید، و بادهای خدا هزاران شکل دارند (وَمَا يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ)!

حتی اگر این جنگ هم مثل گذشته تمام شود، از جایی ادامه خواهد یافت که قبلاً تمام شده بود! اما یک چیز قطعی است: این جنگ دیگر در دست ما یا آنها نیست، دست خداست که آن را پیش می‌برد.

من ضد عقلانیت و محاسبه واقعیت‌ها نیستم... اما این همه مقاومت، اصلاً عقلانی نیست!

- هیچ کشوری در جهان، زیر این حجم از بمباران و محاصره، این‌گونه مقاومت نمی‌کرد.

- غزه از نظر جغرافیایی یک منطقه باز است (بدون کوه، جنگل یا دره) و از نظر نظامی "منطقه شکست‌خورده" محسوب می‌شود... اما هنوز ایستاده است!

- در جنگ‌های گذشته، ارتش‌های عربی در ساعاتی شکست می‌خوردند... اما امروز، صحبت از "واقع‌گرایی" خودش یک معجزه است!

هیچ اشغالگری تا ابد نمانده است... این یک قانون تاریخ است، فارغ از عقیده مردم آن سرزمین.

تمام اشغال‌گران رفتند... و این یکی هم خواهد رفت، دیر یا زود، و امید که زود باشد!

پخش کنید و بشارت دهید...

این متن امید و یقین به نصرت الهی را زنده می‌کند. هرکس می‌تواند با اشتراک‌گذاری آن، جرقه‌ای از امید باشد.

person فرید
chat
•••

توهین و بی ادبی نسبت به علمای ربانی از گناهان بس بزرگ است

جمعه ۱۴۰۴/۰۲/۱۲، 12:31 PM

علامه ابن قیم رحمه‌الله می فرماید :

پدر امام ابوحنیفه نعمان رحمهما الله در کوفه وفات کرد

روز دوم وفات شخصی خائن و کارمند دولت و خبیث در کلاس درس امام حاضر می شود به امام می گوید من برای عرض تسلیت نیامده ام بلکه شنیدم پدر شما وفات کرده و مادرت بیوه شده لذا برای خواستگاری آمدم و من را داماد کن

امام رحمه‌الله در جواب می فرماید هنوز عدت مادرم تمام نشده و در ضمن مادرم خودش یک خانم عاقل و بالغ است و اختیارش بدست خودش هست و چشم پیامت را به مادرم می رسانم

هدف این شخص بی دین توهین و بی ادبی نسبت به امام بوده

بقدرت خدا وقتی می خواهد از مسجد و کلاس درس بیرون برود می لغزد و می افتد و بلافاصله می میرد

در همین مورد امام رحمه‌الله این حدیث را می خوند

قال رسول الله صلی الله علیه و سلم لحوم العلماء مسموم

یعنی گوشت علماء مسموم است و کسیکه به علماء توهین بکند و نسبت به انها بی ادبی و بی احترامی بکند خداوند آن اشخاص را نیست و نابود می سازد

بعد از این ماجرا شاگرد امام رحمه‌الله یعنی امام محمد در خواب با پیامبر جان ملاقات می کند و می فرماید

یا رسول الله استادم امروز این چنین حدیثی را روایت کرده

انحضرت صلی الله علیه وسلم می فرماید : حدیث چنین است

لا بل لحوم العلماء سم

یعنی گوشت علماء مسموم نیست بلکه خود سم زهر آلود است و این سم را هر شخصی نمی تواند بخورد

در پایان خداوندا تمام ما را اهل ادب بگردان و از توهین و بی ادبی کردن نسبت به علمای ربانی ما را دور بدار

مترجم:عبدالناصر مسلمان زهی از حوزه علمیه ی دار العلوم حقانیه ایرانشهر

person فرید
chat
•••

احترام و ادب و رعایت آداب معاشرت

شنبه ۱۴۰۳/۰۷/۱۴، 7:1 AM

سلسله تعلیمات جلسات ذکر نقشبندی
توسط جناب مولانا شمس الحق فقهی نقشبندی دامت برکاتهم
مکان: مسجد خضراء ، تایباد
تاریخ: 1403/05/05
موضوع: احترام و ادب و رعایت آداب معاشرت

دانلود از تلگرام

D
O
W
N
L
O
A
D
Download

نعت خوانده شده در جلسه تعلیم و ذکر
مکان: مسجد خضراء، تایباد
توسط آقای پازنداد
تاریخ: 1403/05/05 ه‍ ش

دانلود از تلگرام

D
O
W
N
L
O
A
D
Download
person فرید
chat
•••

آداب معاشرت بقلم حکیم الامت مولانا اشرف علی تهانوی رحمه الله 

سه شنبه ۱۴۰۱/۱۲/۰۲، 6:8 PM

بعد از حمد و صلوة عرض است که در عصر حاضر عوام از پنج جزو دین، دو جزو را داخل دین دانسته اند یعنی عقاید و عبادات را و علماء ظاهرا جزء سوم را نیز دین دانسته اند یعنی معاملات را و مشایخ جزء چهارم را نیز دین دانسته‌اند یعنی اصلاح اخلاق باطنی را اما جزء پنجم را که آداب معاشرت می‌باشد این هر سه طبقه تقریبا الا ماشاءالله از معتقدات دین خارج دانسته‌ و بی‌ربط قرار داده‌اند و به همین سبب است که اجزاء دیگر کم از کم خصوصا یا عموما در مواعظ تعلیم و تلقین می‌شود اما این جزء هیچ وقت حتی به زبان هم نمی آید به همین خاطر این جزء، عِلما و عملا بطورکلی نسیامنسیا شده است.


بنظر من کمبودی‌ای که در محبت، الفت و اتفاق با یکدیگر دیده می‌شود بزرگترین سبب آن سوء معاشرت می‌باشد چرا که بسبب آن برای دیگران تکدر و انقباض پیش می‌آید که رافع و مانع انبساط و انشراح می‌باشد و این بزرگترین مدار برای الفت با یک دیگر است.


این مفکوره را که آداب معاشرت هیچ ربطی به دین ندارد آیات، احادیث واقوال حکماء رد کرده‌اند.


ارشاد الله تعالی است: ای مؤمنان! هنگامی که به شما گفته شد: در مجالس جای باز کنید، پس جای باز کنید تا خدا در کار شما گشایش دهد و هنگامی‌که به شما گفته شد: برخیزید، برخیزید.


و ارشاد می‌فرماید: داخل خانه دیگران اگر چه محل نشست مردان باشد نشوید چون خلوت‌گاه خاص آنها است. ببینید در این حدیث رعایت حال همنشینان را چگونه دستور داده است.


رسول الله صلی الله علیه وسلم می‌فرماید که: وقتی با هم غذا می‌خورید در یک وقت دو خرما بر ندارید تا زمانی‌که از رفیقان خود اجازه نمی‌گیرید.

ببینید در این حدیث از یک امر خفیف فقط بخاطر اینکه بی ادبی است و برای دیگران ناگوار است منع فرمود.

و ارشاد خود پیامبر صلی الله علیه وسلم است که: هر کس پیاز و سیر خام خورد از ما جدا شود.

ببینید فقط بخاطر اینکه به دیگران یک اذیتی و آزار خفیف می‌رسد منع فرمود.

وارشاد فرمود که برای مهمان حلال نیست که نزد میزبان به اندازه‌ای بنشیند که میزبان به تنگ آید در این حدیث از چنان امری ممانعت شده است که بسبب آن قلب دیگران تنگ می‌شود.

و ارشاد فرمود که هنگام غذا خوردن با دیگران اگرچه شکم سیر شود اما تا وقتی که دیگران فارغ نشده، دست نکشید چرا که شاید هنوز آنها محتاج خوردن باشند.

از این ثابت می شود که انسان نباید چنان کاری بکند که دیگران خجالت بکشند و شرم کنند.

بعضی افراد طبعا در جمع شرم می‌کنند چیزی بردارند و این کار برای آنها سنگین تمام می‌شود یا اینکه اگر در جمع از آنها چیزی خواسته شود از عذر پیش کردن و انکار می‌شرمند

حال آنکه در صورت اول میل دارند تا بردارند و درصورت دوم دلش نمی خواهد بدهد به این طور شخصی در جمع نه بدهید و نه از او چیزی بگیرید.

در حدیث آمده است که یکبار حضرت جابر رضی الله عنه دم دروازه آن حضرت صلی الله علی وسلم حاضر شده دروازه را به صدا درآورد آنحضرت صلی الله علیه وسلم پرسید کیست؟ ایشان عرض کرد من هستم

آنحضرت صلی الله علیه وسلم این کار او را ناپسند دانسته فرمود من هستم من هستم.

از این معلوم می‌شود که حرف باید واضح گفته شود تا دیگران بفهمند گفتن چنان حرفی که در فهم آن تکلیف پیش آید و انسان را پریشان کند، درست نیست.

حضرت انس رضی الله عنه می‌فرماید که در نزد صحابه شخصی محبوب تر از پیامبر صلی الله علیه وسلم نبود اما باز هم با دیدن پیامبر صلی الله علیه وسلم در جلویش نمی‌ایستادند چون پیامبر صلی الله علیه وسلم از آن ناراض می‌شد.

از این فهمیده می شود که اگر ادب و یا تعظیم خاصی و یا خدمتی خلاف مزاج کسی است نباید آن را انجام داد اگرچه شما میل داشته باشید و خواهش شما باشد بلکه خواهش دیگران را باید بر آن مقدم کرد.

بعضی از مردم در بعضی خدمات اصرار می‌کنند در واقع اینها بزرگان را اذیت و آزار می‌کنند.

و ارشاد فرمود در میان دو شخص بدون اجازه آنها نشستن جائز نیست.

از این ظاهر است که نباید کاری کرد که بسبب آن برای دیگران کدورت پیش آید.

در حدیث است که آنحضرت صلی الله علیه وسلم هنگامی‌که عطسه می‌آمد دهان مبارکش را با دست یا پارچه می پوشید و آوازش را پایین می کرد.

از این معلوم می‌شود که رعایت حال همنشین‌ را باید به اندازه‌ای کرد که حتی از آواز بلند اذیت نشود و وحشت نکند.

از حضرت جابر رضی الله عنه روایت است هنگامی که نزد پیامبر صلی الله علیه وسلم می‌آمدیم هر شخصی هر جا می‌رسید همان جا می‌نشست.

یعنی طوری نبود که مردم را این‌طرف و آن‌طرف کرده جلو برویم از این آداب مجلس فهمیده می‌شود که به آنها این اندازه هم اذیت و آزار نرسد.

و از حضرت ابن عباس رضی الله موقوفا و از حضرت انس رضی الله عنه مرفوعا و از حضرت سعید بن المسیب رحمه الله مرسلا روایت است که در عیادت نزد مریض زیاد ننشیند کمی نشسته بلند شوید.

در این حدیث چه اندازه رعایت دقیق صورت گرفته است به این چیز که نباید بر دیگران بار سنگین قرار گرفت بعضی اوقات مریض بسبب نشستن بعضی افراد، در پهلو عوض کردن و دراز کردن پاها و حرف زدن یک نوع تکلیف احساس می‌کند البته کسی که با نشستنش مریض احساس راحتی می کند مستثنی است.

حضرت ابن عباس رضی الله عنهما وجوب غسل روز جمعه را این چیز بیان نمودند که در ابتداء اسلام اکثر مردم غریب بودند و پیشهٔ آنها مزدوری بود، از عرق کردن در لباسهای چرکی بد بوی پخش می‌شد به همین خاطر غسل واجب شد اما بعدا این وجوب منسوخ شد.

از این معلوم می‌شود که این کوشش واجب است تا از دست ما به کسی کوچک‌ترین اذیت و آزاری نرسد.

در سنن نسائی از حضرت عائشه رضی الله عنها روایت است که پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم در شب برائت از بستر بلند شد به این گمان که حضرت عائشه رضی الله عنها خواب است و از خواب بیدار نشود لذا آهسته کفش‌های مبارک را پوشید و آهسته دروازه را باز کرده و آرام بیرون تشریف بردند و آهسته دروازه را بسته کردند.

در این حدیث چه اندازه رعایت حال کسی شده که خواب است حتی کوچک‌ترین آواز و صدای پای هم نشود تا کسی که خواب است ناگهانی بیدار نشود و پریشان نشود.

و در صحیح مسلم از حضرت مقداد بن اسود رضی الله عنه یک حکایت طولانی روایت است که ما مهمان رسول الله صلی الله علیه وسلم بودیم آنحضرت صلی الله علیه وسلم با تأخیر تشریف می‌آورد و سلام می کرد که شاید کسی بیدار باشد اما طوری سلام می‌کرد که اگر کسی بیدار باشد بشنود و اگر کسی خواب باشد بیدار نشود.

از این حدیث هم همان اهتمام معلوم می‌شود که از حدیث قبلی معلوم شد و در این باب احادیث زیادی وجود دارد.

و در روایات فقهی تصریح شده است که به کسی که مشغول غذا خوردن یا درس و یا ذکر کردن است سلام نکنید.

از این چیز به خوبی معلوم می‌شود که بدون ضرورت قلب کسی را که مشغول به کار است منتشر و پراکنده نکنید.

همچنان کسی که مبتلا به مرض گنده دهنی (بدبوی دهان) است، از فقهاء منقول است که به او اجازه آمدن به مسجد را ندهید.

از این هم خوب معلوم می‌شود که بند کردن اسباب اذیت رساندن به مردم بسیار ضروری است.

با نگاه کوتاه بر مجموعۀ این دلایل بصورت واضح معلوم می‌شود که شریعت مطهره بی نهایت به این چیز اهتمام خاص ورزیده است که هیچ حالت و حرکت کسی سبب و موجب کوچک‌ترین تکلیف و اذیت، ثقل و گرانی، ضیق و تنگی، تکدر و انقباض، کراهت و ناگواری، تشویش و پریشانی کسی دیگر نشود.

حضرت شارع علیه السلام فقط در اقوال و افعال خود نسبت به اهتمام ورزیدن به آن اکتفا ننموده است بلکه اگر خادمان ذرۀ بی‌اعتنائی و بی توجهی کرده‌اند آنها را به موقع متوجه ساخته و مجبور بر انجام دادن آداب صحیح نموده است و از آنها کار گرفته و به آنها گفته است.

چنانچه یک صحابی هدیۀ آورده خدمت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وسلم بدون اجازه داخل شد آنحضرت صلی‌الله‌علیه وسلم فرمود برو بیرون السلام علیکم بگو و اجازه داخل شدن بگیر بعد بیا.

در واقع رأس و اساس حسن اخلاق مع الناس همین امر است که کسی از کسی دیگر اذیت و تکلیف نشود و آنرا پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه وسلم در الفاظ بسیار جامع اینگونه بیان نموده است.
«اَلمُسلِمُ مَن سَلِمَ المُسلِمُونَ مِن لِسَانِهِ وَیَدِه»

از هر چیزی که اذیت و آزار بشود حالا آن بظاهر خدمت مالی باشد یا جانی و یا اینکه آداب و تعظیم باشد که در عرف اخلاق نیکو شمرده شود در این حال که باعث اذیت و آزار است در بداخلاقی داخل است چرا که اصل در راحتی اخلاق است و او مقدم است بر خدمت که او ظاهرا یا به عبارت دیگر پوست اخلاق است و غیر مفید بودن قشر بلا لُب ظاهر و آشکارا است.

باب معاشرت باعتبار شعائر بودن مؤخر است از باب عقاید و عبادات فرضی اما به این اعتبار که کوتاهی در عقاید و عبادات ضرر به خویش است و کوتاهی در معاشرات ضرر به دیگران است و به دیگران ضرر رساندن بسیار سنگین تر است نسبت به ضرر رساندن به خویش معاشرات مقدم است از عقاید و عبادات و سبب آنرا الله تعالی در قرآن شریف در سورۀ فرقان آیه 63 بیان نموده است

اَلَذِینَ یَمشُونَ عَلَی الاَرضِ هَونً وَاِذَاخَاطَبَهُمُ الجَاهِلُونَ قَالُوسَلَمَا

که دلالت می‌کند برحسن معاشرت، در عبارت آنرا مقدم فرموده است بر نماز و خشیت و اعتدال فی الانفاق و توحید در حالیکه اینها اسباب طاعات مفروضه و عقاید شمرده می‌شود و این تقدیم بر فرایض فقط بر بعضی وجوه می‌باشد اما تقدیم بر نوافل من کل الوجوه می باشد

چنانچه در حدیث می آید
در نزد پیامبرصلی الله علیه وسلم تذکره دو زن بمیان آمد که یکی از آنها بکثرت نماز و روزه انجام می‌داد اما همسایه‌هایش را اذیت و آزار می‌داد و دیگری بسیار نماز و روزه انجام نمی‌داد اما همسایه‌هایش را اذیت و آزار نمی کرد آنحضرت صلی الله علیه وسلم فرمود اولی جهنمی و دومی بهشتی است

و از باب معاملات از این خشیت که ذکر شد معاشرات مقدم نیست چرا که با این کوتاهی به دیگران ضرر می‌رسد اما از یک لحاظ دیگر معاشرات از معاملات هم مهم تر می‌باشد و آن این است که معاملات را عوام اگر جزء دین نمی شمارد اما خواص که آنرا جزو دین می شمارند اما معاشرات را بغیر از اخص الخواص بسیاری از خواص هم آنرا جزء دین نمی دانند و بعضی‌ها دانسته آنرا برابر با معاملات نمی‌دانند به همین خاطر عملا به آن توجه نمی کنند.

و اصلاح اخلاق در حکم عبادات مفروضه می‌باشد از آن حیثیت که تقدم معاشرات علی العبادات ذکر شد از همان لحاظ تقدم معاشرات علی المعاملات نیز می‌باشد.

هدف اینکه مقدم و مهتم بألشان بودن این جزء یعنی باب المعاشرات از دیگر اجزاء دین من وجه یا من کل الوجوه ثابت شد اما با وجود این التفات عوام بکثرت و بعضی از خواص بطرف آن عملا کم است و اگر کسی خودش عمل کند اما دیگران را حالا بیگانه باشند یا از دوستانش باشد متوجه کردن تعلیم و اصلاح کردن آنها را به باد فراموشی می سپارد به همین خاطر مدتها است که این ضرورت احساس می شد که بعضی از آداب ضروری معاشرت که در اکثر اوقات اتفاق می افتد تحریرا محفوظ شود.

و احقر مدتها است که دوستانم را محاسبه می کنم و حتما در این مدت از خطای سرزده است چون بعضی اوقات در مزاج شدت و تیزی و اکثرا در وعظ‌ها نیز اینطور اموری را تبلیغ می کنم اما طبق قول مشهور (العلم صید والکتابة قید) در تحریر است و در تقریر نیست به همین خاطر احساس شد تا بصورت تحریری نوشته شود اما اتفاقا دیر شد و در علم الهی همین وقت برایش مقرر شد.
الحمدلله حالا نوبت‌اش فرا رسیده است.

من برای هر لفظ (ادب) را با خط قرمز می نویسم وکیف ما اتفق هرحرفی یادم آمد بدون ترتیب خاصی می نویسم و اگر این رساله به بچه‌ها بلکه به بزرگان خوانده شود ان شاءالله که در دنیا لطف جنت نصیب آنها خواهد شد چنانچه گفته شده

بهشت آنجاست که آزاری نباشد
کسی را با کسی کاری نباشد.

والله ولی التوفیق و هو خیر رفیق
(اضافات ازمواعظ و ملفوظات)


❤️ مأخذ: کتاب آداب المعاشرت اثر مولانا اشرف علی تهانوی رحمه الله
💛 ترجمہ: مولوی امان الله المصاحب

person حسام الدین
chat
•••

لختی سخن در آداب خدمت پیر افتاد

پنجشنبه ۱۴۰۱/۱۱/۲۷، 11:39 AM

می‌فرمود که خدمت شیخ الاسلام فریدالدین گنجشکر قدس‌الله‌سره‌العزیز شنیدم که من در مدت عمر خود یک جرأت کرده‌ام بخدمت پیر خود شیخ قطب الدین بختیار کاکی قدس‌الله‌سره‌العزیز

و آنچنان که من وقتی از شیخ‌ اجازت طلبیدم تا چله بر‌آرم و عزلت گیرم

شیخ قطب‌الدین فرمود که حاجت نیست از این شهرت حاصل آید از خواجه‌گان ما همچنین نیامده است!

من جواب دادم که وقت بر من حاضر است که مرا هیچ نیت شهرت نیست من برای شهرت نمی‌گویم.

شیخ قطب‌الدین ساکت شد.

بعد از آن من در بقیه عمر خود ازین سخن پشیمانی ها خوردم و استغفارها کردم که چرا جوابی دادم که نه موافق حکم ایشان بوده است!

مجلس بست و پنجم جلد یکم

#فوائدالفؤاد ملفوظات روح افزای سلطان المشائخ حضرت خواجه نظام الدین اولیا بدایونی المتوفی سنه ۷۲۵ هجری قدس الله سرّه العزیز

person حسام الدین
chat
•••

نتیجه ادب

سه شنبه ۱۴۰۰/۰۶/۰۹، 8:8 PM

💠 نتیجه ادب 💠

بزرگان هرگاه از متعلقین، خدمتی مخلصانه می‌بینند ، سعی در جبران آن می‌نمایند؛ حقیر ( نگارنده ) یکی از مشایخ را دیدم که در مقابل خدمات مریدان مؤدب، نماز نافله خوانده و ثوابش را به ایشان می‌بخشید از همین رو حضرت شاه نقشبند « قدس سره » می‌فرمایند: هرکس روزی پیش روی ما کفش نهاده ( فردای قیامت به إذن ) او ( تعالی وی ) را شفاعت خواهم کرد.

🚫 بی‌ادبی و نتایج سوء آن در طریقت 🚫

🔰 حضرت مولانا رشید احمد گنگوهی « قدس سره » می‌فرماید: هرکس به علمای دین، توهین، طعن و تشنیع نماید در قبر از سمت قبله روی می‌گرداند؛ هر که باور ندارد بنگرد.

🔰 حضرت قطب الارشاد مولانا محمد عمر سربازی « قدس سره » می‌فرمود: هیچ بی‌ادبی به خدای جل جلاله نمی‌رسد! تمام دلیل بوجود آمدن این فرقه‌های باطل و گمراه، بدون استثناء سوء ادب به یکی از بزرگان دین اعم از صحابه( رضی الله عنهم اجمعین) و اولیا ( رحمهم الله تعالی اجمعین) و علمای ربانی ( قدس الله تعالی اسرارهم ) بوده است.

💥 شخص بی‌ادب نتیجه بی‌ادبی خویش را حتما در دنیا می‌بیند و بسیاری از افراد بی‌ادب به شهادت بزرگان در حین وفات بدون شهادتین و بعضا بدون ایمان، قبض روح می‌شوند.

📘 جام شریعت و سندان عشق

✏️ تألیف حضرت مولانا شمس الحق فقهی نقشبندی مجددی حفظه الله تعالی

person حسام الدین
chat
•••

نصایح عارف بالله حضرت علامه  قاضی جلال الدین فقهی نقشبندی  رحمه الله 

دوشنبه ۱۳۹۹/۰۶/۱۷، 8:5 AM

بیست و یک پند سودمند

۱ـ همواره به راه نیک مستقیم باش تا مورد غضب خدا واقع نشوی. 


۲ـ در وقت خصومت ستیزه کارمباش که مستوجب عذاب الهی نگردی. 


۳ـ پسری که شایسته کار نیست، پدر و مادر را غمگین می دارد. 


۴ـ مردی که مراعات ادب نکند، کُند فهم و مذموم است. 


۵ـ چون تو را دعوت به طعام کنند به شتاب تناول منما، تا مردم تو را حریص نشمارند و بدان که یک جرعۀ آب تشنگی را فرو می نشاند و یک لقمه نان غذای جسم می شود. 


۶ـ با دوستت همۀ اسرار خود را فاش مکن که مبادا روزی با تو دشمن شود و با دشمن هر چه از دستت برآید مکن مبادا روزی دوست شود


۷ـ مردم را مترسان که خدا به عصای انتقام تو را نزند 


۸ـ اگر خواستی به مالِ ظلم غنی شوی یا امرار معاش به مال ظلم کنی خدای تعالی نعمت خود را ازتوانتزاع نماید و تو را محتاج می کند. 


۹ـ خدا هرکه را خواهد عزیز می کند و هر که را خواهد ذلیل می نماید مقالید امور به دست اوست پس بیهوده تعرض به ارادت خدا مکن 


۱۰ـ اگر هوشمندی، پسر خود را مطابق رضای الهی تربیت کن،هرگاه قبول کرد به او نیکی کن، پسر را از صحبت ارازل و اوباش بر حذر دار تا به اوامر تو استخفاف ننماید


۱۱ـ اگر بعد پستی بلند شدی و بعد فقر متموّل گشتی مال را ذخیره مکن و حق هر کس را به اهل او برسان زیرا که برنعمت خدا امین شده ای و امین باید امانت را ادا کند و بدان که هر چه به تو رسیده است عنقریب به دیگران منتقل می شود و از تو جز نامی باقی نمی ماند 


۱۲ـ چه بزرگ است آن کسی که به حق هدایت شود و راه راست بپیماید. 


۱۳ـ اگر کسی با تو سرّی در میان نهد به جای دیگران صحبت مکن که تو را امین شمرده است زیرا که اگر سخنان آن کس را افشا نمایی اعتماد از تو بر خواسته می شود و مردم تو را دشمن می گیرند 


۱۴ـ کسی که مخالف شریعت و قانون عمل نماید به بدترین جزای خود می رسد 


۱۵ـ به پدر و مادر احترام بگذار که اولاد تو با تو همان کار را خواهند کرد. 


۱۶ – با مردم فرو مایه منشین که هیبت تو نقصان می پذیرد. 


۱۷ـ به نرمی و مهربانی با مردم صحبت کن که محبوب القلوب همه شوی و در جمیع حالات تو را یاری دهند. 


۱۸ـ مرد صالح همیشه به فکر آخرت است. 


۱۹ـ پر گفتار مباش هر کس با تو سخن گوید گوش بده و سخن او را قطع مکن. 


۲۰ـ به ذخیره کردن مال طمع مکن زیرا که به زودی خواهی مرد و برای دیگران خواهی گذاشت. 


۲۱ـ هرچه در دنیا از محرّمات لذت برداری نصیب خود را در آخرت ضایع نمودی

📚 زنبیل جلالی

person حسام الدین
chat
•••

حرمت استاد نزد گذشتگان و حال تباه امروزیان

پنجشنبه ۱۳۹۹/۰۵/۲۳، 12:39 PM

✍ شمس الحق فقهي

صحابه رضی الله عنهم، استادان امّت در محضر رسول اکرم بگونه ای بودند که بنقل راوی "كأن على رؤوسهم الطير".
سنن ابن ماجه: 1549.
چنان با سکون و وقار و بدون التفات به اطراف می نشستند که گویا بر سرشان پرنده ای نشسته است

نقل است که یک روز شبلی بر سر خاک جنید ایستاده بود، کسی از او مسئله‌ای پرسید، در بیتی جواب داد و گفت:
و اِنّی لَاَستَحییهِ و التُّربُ بیننا
کما کُنتُ استَحییهِ و هو یَرانی

( من شرم دارم که کنار خاک او (که در میان ما حائل است) جواب مسئله دهم همچنان که در زمان زندگانی در حضورش شرم داشتم»
(تذکرة الأولیاء : ج۱ ٬ص۴۶۶).

اما امروز احترام در حضور اساتید و اهل علم و دانش مفقود و نایاب است.
نه آداب مجلس وجود دارد و نه روش سوال.
حضرت شاه نقشبند رحمه الله می فرمایند: از نعمت های الهی بر من این بود که ادب مشایخ را به خوبی می دانستم و آن را به موقع و در محل خاص خودش بجا می آوردم.

https://t.me/mulanafeghhi

person حسام الدین
chat
•••

شیطان ازبی ادبی  ابلیس شد

پنجشنبه ۱۳۹۹/۰۵/۲۳، 11:29 AM

 حضرت شیخ التفسیر و الحدیث مولانا محمدعمر سربازی رحمه الله:

علم به تنهایی به درد نمی خورد،هر قدر علم داشته باشی اما ادب نداشته باشی از هر جاهل و بی علمی جاهل تری،


 شیطان بخاطربی ادبی ابلیس شد نه به سبب بی علمی، از لحاظ علمی در چنان سطحی قرار داشت که با حضرت عیسی در مورد توحید بحث و مناظره کرد، تا آنجا که حضرت عیسی به درگاه خدا التجاکرد و گفت: خدایا! اگر کمکم نکنی این ملعون بر من غالب می شود آنجا بود که حضرت جبرئیل آمد و شیطان را به دریا انداخت.


امام فخر رازی رحمه الله در مورد توحید سیصد دلیل نوشته بود اما شیطان دربرابر او هفصددلیل داشت.
پس علم ودانش تنها مایه ی فضیلت وبرتری ومایه ی نجات نیست.اگر می بود ابلیس ازهمه افضل و برتر می بود و علمش مایه ی نجاتش می شد.


پس عزیزان من! اینکه شیطان ابلیس شد به سبب بی علمی اش نبود، بلکه به سبب بی ادبی اش بود.علم به تنهایی باعث نجات نیست وآنچه که باعث نجات می شود،اخلاص، حُسن عمل و ادب نسبت به سلف صالحین و اساتید است.

📚منبع: خطبات سربازی

https://t.me/mulanafeghhi

person حسام الدین
chat
•••