تـــصـــوف و عـــرفـــان

(تــزکــیــه و احــســان)

فرق بین کرامت و استدراج

دوشنبه ۱۳۹۹/۱۲/۰۴، 2:11 AM

کرامات اولياء و صالحان حق است ولي هر امر خارق العاده كرامت نيست بلكه گاه استدراج و گاه ناشي از تأثيرات شياطين است و معيار در اين مورد موافقت كردن با كتاب و سنت يا عدم موافقت با آنهاست.

 

مؤمنان همگي دوستان و اولياء پروردگار هستند و هر مؤمني به نسبت ايمانش از اين ولايت برخوردار است.

 

کرامت و ولایت

 

همچنان که پروردگار متعال جهت تأیید و تصدیق و گرامی داشت پیامبر اموری خارق العاده را به عنوان معجزه ظاهر می فرماید که انسان های دیگر از انجام آن قاصرند همان طور پروردگار متعال برای تکریم و تأیید بعضی از بندگان صالح و متقی اموری خارق العاده از دست آنان صادر می فرماید که خود دلیل بر آن است که این فرد یک انسان مقبول و مقرّب است این گونه امور را کرامت می نامند، کرامت نیز مانند معجزه در اختیار فرد متقی و ولی نیست، فعل الله است و در اختیار اوست و به اراده او ظاهر می شود. بنده صرفاً مظهر آن است. در کتاب های عقاید و عرفان تعریف کرامت این گونه ذکر شده است.

 

هو فعل الله تعالی خارق للعاده یظهر علی ید عبد ظاهر صلاحه و تقواه

 

کرامت فعل خداست. کاری است خلاف عادت که بر دست بنده ای ظاهر می شود که اثر تقوی و نیکویی بر او نمایان باشد. به این چنین فردی ولی (دوست خدا) گفته می شود. باید دانست که بدون تقوی و نیکی و اتباع شریعت، ولایت و کرامت امکان پذیر نیست

 

.

 

قرآن تصریح می کند:

 

أَلا إِنَّ أَوْلِیَاء اللّهِ لاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ یونس: ۶۲

 

هان ! بیگمان دوستان خداوند ( سبحان ) ترسی بر آنان ( از خواری در دنیا و عذاب در آخرت ) نیست و ( بر از دست رفتن دنیا ) غمگین نمی‌گردند ( چرا که در پیشگاه خدا چیزی برای آنان مهیّا است که بسی والاتر و بهتر از کالای دنیا است ) . ‏

 

الَّذِینَ آمَنُواْ وَکَانُواْ یَتَّقُونَ یونس: ۶۳

 

(دوستان خداوند) کسانیند که ایمان آورده‌اند و تقوا پیشه کرده‌اند . ‏»  

 

استدراج

 

کسانی که به ظاهر متبع شریعت نیستند و زندگیشان خالی از تقوی است اگر توسط آن ها امور خارق العاده ای صورت بگیرد، یا از قبیل سحر و جادو است یا استدراج. استدراج این است که جهت آزمایش و ابتلاء بندگان، از دست کسی امر خارق العاده ای ظاهر شود، مانند دجال که یک گمراه خواهد بود ولی برای ابتلاء و امتحان بندگان دیگر باران می باراند و مردگان را زنده می کند. از حضرت «بایزید بسطامی» در کتاب های عرفان نقل شده است:

 

لو نظرتم ألی رجل أعطی من الکرامات حتّی یرتقی فی الهواء فلا تغتّروا به حتی تنظرونه کیف تجدونه عندالامر و النهی و حفظ الحدود و اداء الشریعه»

 

تعلیم الدین

 

اگر دیدید شخصی به قدری کرامات دارد که می تواند به هوا بپرد باز هم فریبش را نخورید(او را ولی و مقدس نپندارید) تا اینکه ببینید آیا او به اوامر و نواهی و محافظت احکام خدا و رعایت دستورات شرعی پای بند است.  

 

کرامت شرط ولایت نیست

 

در این جا اشاره به این نکته لازم است که کرامت لازمه ی ولایت نیست هیچ ضرورتی نیست که از هر ولی کرامتی ظاهر شود. ممکن است یک فرد ولی باشد ولی کرامتی از او مشاهده نشود و در عین حال رتبه اش از آن ولی که کرامت دارد بیشتر باشد. پس معیار ولایت و تقرب تقوی است نه کرامت.

 

إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ

 

حجرات: ۱۳

 

بی‌گمان گرامی‌ترین شما در نزد خدا متقی‌ترین شما است.

 

  نتیجه ی دشمنی با اولیاء الله

 

این جا باید یک نکته با به یاد داشته باشید که یکی از اولیاء الله را به عنوان «ولی» قبول کردن شرط ایمان نیست، منتها کسانی که اولیاء الهی هستند چه در گذشته بوده اند چه حالا موجود هستند دشمنی و عداوت با آنان نتایج خطرناکی در بردارد و بسیار باعث محرومی و وبال می گردد.

 

در حدیث صحیح و قدسی آمده است:

 

من عادی لی ولیّا فقد اذنته بالحرب

 

ریاض الصالحین ص ۱۷۹ به نقل از صحیح بخاری

 

هر کسی با اولیای من بنای دشمنی بگیرد، از طرف من آماده جنگ باشد.

 

لذا ما موظف هستیم که به اولیاء الهی احترام گذاشته و آنان را بزرگ بدانیم و از اهانت و بی ادبی نسبت به آنان جدّاً بپرهیزیم.

 

✅البته ناگفته نماند که چون اولیاء معصوم و واجب الاطاعه نیستند، لذا می توانیم در مورد یک موضوع با آنان اختلاف نظر داشته باشیم منتها جانب ادب را همیشه باید رعایت نماییم.

person حسام الدین
chat
•••

دگرگونی زمانه

پنجشنبه ۱۳۹۹/۱۱/۲۳، 3:16 AM

حضرت علی بن عثمان هجویری رحمه‌الله 

 

... خداوند عز و جل ما را اندر زمانه ای پدیدار آورده است که اهل آن 

هوی را شریعت نام کرده اند، 

و طلبِ جاه و ریاست و تکبر را عز و علم، 

و ریای خلق را خشیت، 

و نهان داشتن کینه را اندر دل حلم، 

و مجادله را مناظره 

و محاربت و سفاهت را عزّت، 

و نفاق را زُهد 

و تمنا را ارادت، 

و هذیانِ طبع را معرفت 

و حرکات دل و حدیث نفس را محبت 

و الحاد را فقر.

 

📚کشف المحجوب

 

person حسام الدین
chat
•••

صوفیان‌ غالی و علمای خشک اندیش

شنبه ۱۳۹۹/۰۵/۰۴، 12:52 PM

حکیم الامت، حضرت مولانا اشرفعلی تهانوی رحمه الله


صوفیان غالی (غلو کننده) و علمای خشکی که می‎پندارند تصوف در قرآن و حدیث نیست، کاملا اشتباه می‎کنند.

علمای خشک اندیش می‎گویند : تصوف امری بی‎اساس و خرافات است فقط نماز و روزه {و دیگر احکام ظاهری} از قرآن و حدیث ثابت است لذا فقط همان احکام را باید انجام داد ( و نیازی به امری دیگر نیست)


گویا نزد این دسته از علما تصوف ساخته خود مردم است و در قرآن و حدیث نام و نشانی از آن وجود ندارد.

صوفیان غالی نیز می‎گویند در قرآن و حدیث فقط احکام ظاهری است و تصوف علم باطن است ( و علم ظاهر و باطن را جدا و متضاد هم می دانند) .


نزد این گروه از صوفیان گویا معاذ الله (در امر تصوف) هیچ نیازی به قرآن و حدیث نیست.

خلاصه اینکه هر دو گروه می‎پندارند که تصوف در قرآن و حدیث نیست و طبق ظن و گمان خود یک گروه تصوف را ترک کردند و گروهی دیگر قرآن و حدیث را.

دوستان! چکار می کنید، از خدا بترسید، من در این موضوع دو کتاب نوشته ام یکی بنام
‎ «حقیقة الطریقة من السنة الأنیقة»
در آن مسائل تصوف را از حدیث ثابت نموده ام و یک کتابی دیگر بنام‎
«مسائل السلوک من کلام ملک الملوک»
در این کتاب کاملا واضح نموده ام که مسائل تصوف از قرآن کریم ثابت اند.

از مطالعه این دو کتاب کاملا واضح می‎گردد که قرآن و حدیث لبریز از مسائل تصوف است و در واقع تصوف و عرفانی که از قرآن و حدیث ثابت نباشد ( و مطابق با آن نباشد ) تصوف نیست.

تمام مسائل صحیح صوفیانه که در تصوف جزو مقاصد به شمار می‎آیند، در قرآن و حدیث موجود است.

بنده تقریبا دو هزار مساله تصوف را از قرآن و حدیث بصورت واضح و آشکار ثابت نموده ام و اگر اندکی بیشتر وقت می نهادم همین مقدار دیگر نیز ثابت می نمودم .

📚 منبع : بصائر حکیم الامت: 94

person حسام الدین
chat
•••

شريعت پنج بخش دارد

شنبه ۱۳۹۹/۰۵/۰۴، 11:22 AM

ملفوظات حکیم الامت
مولانا اشرف علی تهانوی رحمه الله

شريعت پنج بخش دارد:

عقائد
يعني با دل و زبان اعتراف كردن به اينكه هر آنچه الله متعال و پيامبر اكرم صلي الله عليه و سلم در مورد چيزي گفته اند حق است.

عبادات
مانند نماز، روزه، زكات، حج و ...

معاملات
يعني احكام خريد و فروش، اجاره، کشاورزی و ...

شريعت در بخش معاملات روش كشت كردن و يا تجارت كردن را نمي‎آموزد بلكه اين را مي‎آموزد كه بر كسي ظلم نكنيد، معاملاتي را كه سبب جنگ و جدال مي‎شود انجام ندهيد خلاصه اينكه شريعت جواز و عدم جواز را بيان مي‎كند.

معاشرت
يعني آداب نشست و برخاست، آداب ملاقات، آداب مهماني، آداب رفتن به منزل ديگران، روش برخورد با زن و فرزند، خويشاوندان، بيگانگان، زیردستان و ديگران.

تصوف
كه در اصطلاح شريعت به آن اصلاح نفس مي‎گويند.

امروزه مردم فكر مي‎كنند كه بخاطر تصوف بايد زن و فرزند و ديگر امور دنيوي و زندگانی را ترک كرد.

اين كاملا اشتباه است اين نظريه صوفيان جاهلي است كه از حقيقت تصوف خبر ندارند.

خلاصه اينكه دين پنج بخش دارد و مجموعة آن پنج بخش، دين نام دارد اگر يكي از آن بخش‎ها در وجود فردي نباشد دينش ناقص است همانگونه كه فردي كه يک دست نداشته باشد ناقص است.

منبع : شریعت و طریقت:28

person حسام الدین
chat
•••