تـــصـــوف و عـــرفـــان

(تــزکــیــه و احــســان)

نامه

سه شنبه ۱۴۰۴/۰۲/۲۳، 6:37 AM

کانال رسمی مولانا شمس الحق فقهی دامت برکاتهم (با رویکرد اصلاح و تزکیه):

نامه

السلام علیکم و رحمه‌الله و برکاته

حضرت جان جانانم عذرخواهی میکنم چند ماهی هست به مراقبه ولایت صغری مشغولم همین را ادامه بدهم ؟

رسول اکرم صل الله علیه وسلم را در خواب دیدم فرمود سلامم را برای شما برسانم ویک انگشتر به من دادند ...

بعد برای شما تعریف شد گریه کردیم

خواب دیدم همراه یک مرید با دیگری از غیره در کوچه پر آب گل می‌رفتیم گفتن بیا و من نرفتم

نهایتا قدمی برداشتم لباسم کمی کثیف شد. جزاکم الله خیرا خداوند در عمر شما برکت بدهد وحفظ فرماید

سید ...

جواب

بسم الله الرحمن الرحیم

عزیزم سید ... علیکم السلام و رحمة الله و برکاته

مدتی دیگر در این مراقبه بمانید

خواب شما نیز برای شما و این کمینه مبارک بود

انگشتر نیز مبارک است و تعبیرش پوشیده بماند

خواب دوم اشاره دارد که در روابط بیشتر دقت و احتیاط نمایید و از افرادی که بسیار پایبند نیستند احتیاط لازم است زیرا مجالست با آنان گاهی به نیت اصلاح است اما ممکن است دچار معصیت و غفلت گردید

موفق باشید

شمس الحق فقهی

دوشنبه ۱ اردیبهشت ۱۴۰۴


نامه

بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیکم خدمت شیخ و استاد بزرگوارم. الهی که در پناه حق همیشه سالم و سلامت باشید

... مرید حقیرتان هستم خواستم با نوشتن نامه برای شما بزرگوار شرح حال خودم رو بیان کنم شرمنده که مزاحم اوقات گرانبهای شما میشم

الحمدلله پای بندی به اعمال ( نماز تهجد، نماز های نفلی ، مناجات مقبول ، دلائل الخیرات ، اسماء الحسنی ، اذکار صبح و شام و مقداری ذکر قلبی ، ) و الحمدلله خیلی خیلی سعی می‌کنم مواظبت اعمال بکنم به خصوص سعی میکنم از دروغ و غیبت خیلی پرهیز کنم.الحمد لله سعی میکنم سنت های پیامبر صلی الله علیه و سلم رو در هر عمل رعایت کنم.الحمدلله سعی میکنم با دوستان ایمانی بیشتر ارتباط داشته باشم. الحمدلله کل ماه مبارک از منزل بیرون نشدم و دهه آخر به فضل الهی اعتکاف نشستم. والحمد لله تونستم یازده جزء که حفظ بودم تو نماز هام در ماه مبارک رمضان دوره کنم. (هذا من فضل ربی) .

الحمدلله خیلی آرامش درونی دارم، ولی نمی‌دونم چرا همیشه فکر میکنم هیچ کاری نمی‌کنم و همیشه با خودم میگم شاید تمام اعمالت ریا هست . از تکبر و ریا خیلی میترسم.

احوالات خاصی ندارم فقط پرهیز از گناه برام خیلی مهم هست و دنبال این هستم که لذت عبادت و خلوت با الله جان رو بچشم ولی هر چه تلاش میکنم فکر میکنم به اون حسی که میخوام نمیرسم ( راهنمایی ام کنید چکار کنم تا همه هم و غمم ذات الله باشه)

از خواب هام بگم ...

جواب

بسم‌الله الرحمن الرحیم

خواهر محترمه ..‌. علیکم السلام و رحمة الله و برکاته

نامه شما مطالعه و باعث خرسندی گردید

توفیق اعمال شما را مبارک است

خداوند متعال استقامت ارزانی کند

الحمدالله همانگونه که به اعمال پایبند هستید از نابود کننده اعمال و سایر گناهان نیز دوری می کنید

توفیق اعمال مبارک رمضان نیز مبارک در مبارک است

ریا بودن اعمال و ... جز وسوسه چیزی نیست تا شما را مشغول خود کند

به آن توجه ننمایید

نبود احوال اهمیت ندارد آنچه مهم است توفیق عبادت و دوری گناه و اتباع سنت است که الحمدالله حاصل است

خواب ها نیز مبارک بود

موفق باشید

شمس الحق فقهی

دوشنبه ۱ اردیبهشت ۱۴۰۴


نامه

بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیکم و رحمة الله و برکاته

خدمت مرشد بزرگوارم حضرت جان جانان مولانا شمس الحق فقهی نقشبندی مجددی

از این که مصدع اوقات شریفتان شدم معاف فرماید .

دلبر جان غرض از مزاحمتم این بود که حدود دوماه و نیم ، این حقیر سبق ولایت صغری اخذ کرده است. و احوالاتی دارد که به شرح ذیل می باشد.

1. از اول ماه مبارک رمضان تابه الان شوق بیش از حدی به ذکر اسم ذات داشته و به همین خاطر فقط اسم ذات را در لطایف ذکر می کنم.حتی دلبر جانم بدون اغراق می توانم بگویم که با ذکر اسم مبارک الله سبحانه و تعالی مزه شیرینی اش را در قلبم حس می کنم. گویا طوری است که حس می کنم ذات مبارک الله همیشه و در همه جا همراه من است.و این حال گاهی در خواب هم اتفاق می افتد. وحس می کنم ارتباط دوستی عمیقی باهم داریم.و اگر روزانه ذکر نکنم گویا چیزی گم کرده ام.و هر هفته لطایف را دور نموده و گاهاً در یک روز دو لطیفه را ذکر می کردم و به همین خاطر در مدت زمان کمی به مراقبه می نشینم.

2. برنامه ای که فرمودید. داشته باشید انجام می دهم. تلاوت را در وقت صبح و استغفار هزار مرتبه و درود شریف هم روزانه از داخل کتاب می خوانم . نماز اوابین راهم دو رکعت نماز تهجد را هم قبل از خواب دو رکعت می خوانم . و گاها صلاة التسبیح را هم خوانده می شود . و در وقت چاشت هم طبق دستور حضرت ایشان نماز های قضایی را جایگزین کرده ام.

‌و روزانه بیشتر اوقات را سعی دارم در سکوت باشم .

دلبر جانم خیلی دوستتان دارم .

از این که پرُ حرفی و بی ادبی زیاد کرده ام و مزاحم وقت مبارک تان شده ام خیلی عذر خواهم.

اگر مصلحت لازم را می فرمایید راهنمایی فرمایید

دل آرامی که دل داری در او بند .

دگر چشم از همه عالم فروبند.

التماس دعای خصوصی

ارادتمند شما ...

از تایباد

جواب

بسم‌الله الرحمن الرحیم

عزیزم ... علیکم السلام و رحمة الله و برکاته

شیرینی ذکر شما را مبارک است

خداوند متعال توفیق استقامت ارزانی نماید

يـكي جويم يكي گويم يكي دانم يكي خوانم

هو الاول هو الآخـر هو الظاهـر هو البـاطن

بـغير از هو و يـا من هو دگر چيزي نمي دانم

زجان عشق سر مستم دو عالم رفت از دستم

بـجـز رندي و قـلاشي نبـاشد هيـچ سامانم

اگر در عمر خود روزي دمي بي او بر آوردم

از آن وقت و از آن ساعت زعمر خود پشيمانم

در مراقبه ولایت صغری سالک نیز سالک یک بین می گردد و با تمام وجود بیاد او تعالی است و سرّ " هو معکم این ما کنتم " که حقیقت این مراقبه است بر وجود سالک مستولی می گردد

لذا برای مراقبه بیشتر وقت گذاشته و غفلت نکنید

هر مقدار که در این مراقبه سعی نمایید در مابقی منازل سلوک موفق تر خواهید شد

چون در مراقبه ولایت صغری شمه ای از قرب و معیت حاصل می گردد بعد از مدت زمان کوتاه بسیاری چنین می پندارند که در این مراقبه به درجه کامل سرفراز شدند و زود به مراقبه بعد می روند که اشتباه است

مابقی اعمال و اذکار و عبادات نیز مبارک اند خداوند متعال توفیق و استقامت ارزانی نماید

موفق باشید

شمس الحق فقهی

چهارشنبه ۳ اردیبهشت ۱۴۰۴


نامه

بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیکم و رحمة الله و برکاته

شیخ و استاد بزرگوارم، جناب مولانا شمس‌الحق فقهی حفظکم الله

الهی که در ظلّ عنایات حق‌تعالی همواره در صحت و سلامت باشید و سایه پرخیرتان مستدام.

... هستم. مدتی بیش از دو سال است که وظیفه نفی و اثبات را از دستان مبارک حضرت شیخ الحدیث مولانا چابهاری حفظه الله با دستور شما اخذ کرده‌ام و از سال گذشته تا الان با الفاظ مبارک لا معبود و لا مقصود الا الله به اذن حضرتعالی مأذون شدم.

پیش از ماه مبارک رمضان در ضعف و فتور بودم، اما به حول و قوه الهی، با برکت این ماه عظیم، حال دلم رو به بهبودی نهاد. گرچه آن‌چه انجام می‌دهم در نظر خودم قابل قبول نیست، ولی با همه کوتاهی، سعی میکنم اذکار ولو اندک در دو وقت صبح و شام از من ترک نشود.

هم‌اینک مشغول حفظ کلام‌الله مجید هستم که حقیقتاً تمام وقت و ذهنم را درگیر کرده و شکر خدا را به جا می‌آورم بر این نعمت عظیم.

اگرچه در ذکر کثیر توفیق چندانی ندارم، اما توفیقی دیگر عطا شد که توانستم استفاده از گوشی و فضای مجازی را تا حد زیادی کاهش داده، و به جای آن با مطالعه کتب، تکرار و مرور آیات الهی، جای خالی را پُر سازم.

در پایان، ملتمس دعا هستم و طالب نصیحت و راهنمایی از محضر مبارکتان.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

جواب

بسم‌الله الرحمن الرحیم

عزیز محترم مولوی ... علیکم السلام و رحمة الله و برکاته

خداوند متعال به توفیقات دینی و خدمات علمی شما بیفزاید

الحمدالله که به اذکار پایبند هستید

حفظ قرآن نیز شما را مبارک است

سعی نمایید به مقدار اذکار نیز بیفزایید که جزو اهم امور است

کم کردن وقت گوشی نیز مبارک است و جز اتلاف وقت برای اکثر مردم سودی ندارد

در مورد مطالعه سعی نمایید یک کتاب تفسیر و یک کتاب از شروحات حدیث و یک کتاب از متون فقهی و یک کتاب تاریخی را با استیعاب کامل مورد مطالعه قرار دهید که بعد از فراغت حوزه بسیار سودمند است

بنده نیز از صمیم قلب دوستتان دارم

موفق باشید

شمس الحق فقهی

دوشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۴


نامه

بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیکم ورحمه الله برکاته، جناب استاد ومرشد عزیزم امیدوارم حالتون خوب باشد، از این که مصدع اوقات شریفتان شدم معاف فرماید. غرضم ازمزاحمت این بود که حدود سه ماه این حقیر سبق لطیفه روح را اخذ کردم احوالاتی که دارم به شرح ذیل هست

1شوق ذکر الله زیاد در دلم امده حتی اگر در طول روز ذکر نکم فکر میکنم یک چیزی کم دارم. 2 اعمال روزانه برای من اسان تر شده ،3 نمازها را احساس میکنم با طمانینه ترمیخونم.

4 هر روز ده هزار، ذکر لفظ جلاله الله میکنم پنج هزارلطیفه روح پنج هزار لطیفه قلب، چهار رکعت اشراق چهار رکعت چاشت چهار رکعت اوابین تلاوت قران دارم یک نیم جزء، ۸ رکعت نمازی قضای بجا می اورم ،۵۰۰ باراستغرالله واذکار روزانه مناجات نورانی واذکار صبح شام انجام میدم .

5حضرت مولانا عبدالحمید حفظه الله تعالی در خواب دیدم که سر کلاس بودیم و از من ترکیب نحوی سوال میکردن.

از اینکه مزاحم اوقات شما شد عذر میخواهم، اگر مصلحت میفرماید راهنمایی فرمایید مرید وارادتمندم شما ... ساکن مشهددر تاریخ۱۴۰۲/۷/۱۴بیعتت نمودم.

جواب

بسم‌الله الرحمن الرحیم

طلبه عزیز ... علیکم السلام و رحمة الله و برکاته

نامه شما خوانده و باعث خرسندی گردید

الحمدالله خوب هستم امیدوارم شما نیز در خیر و عافیت باشید

احوال و اعمال مبارک اند

آنچه در این مدت کوتاه ارزانی شده مبارک است و کنایه از مناسبت شما با سلسله مبارکه دارد و جهت حفظ آن کوشا باشید

مقدار اذکار شما هم مبارک است اما ۳ هزار ذکر قلبی و ۷ هزار ذکر روح را انجام دهید

مابقی اعمال نیز نور علی نور است

در ضمن اعمال احوال بزرگان همانند کتاب مشاهیر هند و علمای دیوبند را نیز مطالعه بفرمایید که سبب تقویت اراده و همت می گردد

خواب حضرت شیخ الاسلام هم مبارک است ان شاءالله علم نافع حاصل گردد

موفق باشید

شمس الحق فقهی

شنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۴


نامه

السلام عليکم ورحمه الله وبرکاته

خدمت مرشد عزیز وبزرگوارم امیدوارم که همیشه سالم و سلامت باشید

ابتدا ماه مبارک رمضان را بطور خلاصه شرح احوال می‌دهم....

ازابتدای رمضان سعی کردم که کار دنیایی را کمتر کنم تا بیشتر به اعمال‌ برسم الحمدالله خوب بود وجای شکر گزاری دارد دهه اخر که توفیقی بود ازجانب او تعالی که اعتکاف نمودم از همون لحظه اول که وارد مسجد شدم یه حالت خاصی دردرونم ایجاد شد قابل توصیف نیست.

فقط شوق پایبندی به اعمال‌ در ذره ذره وجودم موج میزد شب 27 ماه مبارک البته از نماز عصر به بعد در درونم غوغایی بود نمی‌دانستم چرا این قدر مضطربم نماز تراویح که شروع شد سر نماز احساس کردم که ازمحل 5 لطیفه طنابی از نور وصل شده وبه طرف بالا 《اسمان》کشیده می‌شود وبی اختیار گریه‌ام شروع شد تا پایان نماز خیلی مقاومت کردم تامقداری ارام گرفتم...

هنگام حلقه ذکر دوباره همون حالت رخ داد طنابی ازنور به 5 لطیفه وصل شد و به طرف بالا می‌کشید همراه باگریه...

هنگام تلاوت قرآن وهنگام نمازتهجد ...و هنگام دعا کردن تاسحر دقیقا همین حالت رخ داد گاهی فشار به قدری زیاد بود که میترسیدم ...

ازاینکه طولانی شد عذرخواهم طلب دعا

جواب

بسم‌الله الرحمن الرحیم

عزیزم مولوی ... علیکم السلام و رحمة الله و برکاته

برنامه ریزی شما جهت غنیمت شمردن رمضان مبارک بوده خداوند متعال عبادات شما را قبول فرماید

احوالی که ایجاد شده نیز مبارک است

لطائف حالت طیران دارند تا به اصل خویش بسوی عرش باری تعالی پرواز کنند

اتصالی فیمابین وجود دارد که با کثرت ذکر حاصل و گاهی مشاهده می گردد

هر کسی کو دور ماند از اصلِ خویش

باز جوید روزگارِ وصل خویش

خداوند متعال توفیق و استقامت ارزانی نماید

شمس الحق فقهی

شنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۴


نامه

السلام علیکم و رحمه‌الله حضرت مولانا شمس الحق جان عزیز تر از جان ❤️

اینجانب امید ... از تایباد

ابتدا باید عرض کنم که اعتکاف دهه اخیر ماه مبارک رمضان امسال که خداوند توفیق داد در مسجد خضرا در زیر سایه الطاف الهی و حضرتعالی بودم بسیار پر نور و پر برکت بود و بهترین ماه مبارک رمضان عمرم بود،در این ایام گاهی احساس میکردم که تمام وجودم داره ذکر الله رو میگه، یکبار در حین ذکر یک لحظه در ذهنم گذشت که .... ، بعد در لحظه ای احساس کردم ... ، بعد از آن احساس شد در کنار حضرتعالی و چند تن از دوستان در حال اقامه نماز عصر بودیم که شما با صورتی خندان به من اشاره کردین که تو برو جلو، نمیدانم اینها چه بود که در ذهنم گذشت

همچنین چند ماه قبل رمضان خواب دیدم که در خانه از در و دیوار به داخل خانه بارون می باره

همچنین یکبار که گناهی از من سر زد در خواب دیدم که صورتم صاف شده و سیمای سنت بر صورتم نیست و ریش ندارم

یکبار هم که در من عجب و خودبینی پیدا شد در خواب دیدم که داخل آیینه به خودم نگاه میکنم در داخل آینه دیدم که صورتم لاغر شده و ریش منم کوتاه شده، البته صبح که بیدار میشدم تویه میکردم و احساس میکردم که در خواب خداوند مرا متوجه خطایم میکرد

گاهی که داخل ماشین تنها هستم با خدا نجوا میکنم و خیلی وقتها هم قبل از خواب .

این نجوا کردن و دعا کردن و خواستن از خداوند رحمان خیلی برایم شیرین و پرلطف است،

بعد از نماز جمعه آخری (هفته قبل)در داخل ماشین داشتم با خدایم نجوا میکردم که چرا خیلی وقتها کار و بار دنیایی من به پیچش و مشکل میخوره که بعد به قلبم القا شد که تو در نفی و اثبات مشکل داری. با خودم که فکر کردم متوجه شدم که واقعا مشکل دارم چرا که بعد مشکلات، ذهنم فورا متوجه اسباب میشه و در لحظه اول مسبب الاسباب و رب الاسباب به ذهنم نمیاد و این قضیه خیلی برایم سنگین است و با خودم میگم نکند ایمانت قلابی ست و مسلمان واقعی نیستی...

ضمنا این مرید تنبل مدت نزدیک به یک و نیم سال است که در لطیفه روح ذکر میکنم، البته بخاطر اینکه خیلی پایبند نیستم، طبق فرمایش شما که زمان ، مکان و مقدار مشخص باشد (خداوند این پایبندی را نصیب فرماید حتما که توجهات شما و دعاهای حضرتعالی ما را به این پایبندی خواهد رساند)، برای همین دیرتر از حد معمول برای عوض کردن اسباق مزاحمتون میشم

گزارشی از وظایف که دست و پا شکسته انجام میدم رو خدمت مرشد و مرادم عرض میکنم باشد که با توجهات و دعاهای حضرتعالی این وظایف با روح و جسم من عجین بشه و پایبند صددرصد این وظایف باشم

الحمدلله پایبندی به نمازهای جماعت ،

بعد از نماز صبح تا اشراق ذکر جلاله الله از ده دقیقه تا نیم ساعت

نمازهای نفلی اشراق، ابوابین، نماز تهجد قبل از نماز وتر قبل خواب، گاهی روزها هم توفیق نماز چاشت

ذکر جلاله الله بعد نماز عصر از ده دقیقه تا نیم ساعت البته با پایبندی کمتر ، گاهی هم فوت میشه

تلاوت قرآن هر ماه یک ختم ، گاهی هر دو سه ماه یک ختم

در بستر هم که در حالی که دراز کشیده هستم آیه الکرسی ، دو آیه اخیر سوره بقره، سوره واقعه ، سوره ملک و چهار قل رو حتما تلاوت میکنم

انشاءالله خداوند حقیقت این اعمال رو نصیب این حقیر کند تا اخلاص که ثمره ایمان هست در بنده خالص و خالص تر بشه

بخاطر خداوند ، برای رضای خداوند و اینکه حضرتعالی ما را روز به روز به خداوند سبحان نزدیک میکنید شما را بینهایت دوست دارم🌺

🌹هیچ نکشد نفس را جز ظل پیر

دامن آن نفس کش را سخت گیر💐

التماس دعا

جواب

بسم‌الله الرحمن الرحیم

عزیزم ... علیکم السلام و رحمة الله و برکاته

حالت احساس ذکر بر تمام وجود مبارک است و کنایه از جریان ذکر دارد

آنچه حین ذکر احساس کردید نیز مبارک است

و مشاهداتی است چون خواب که گاهی حین ذکر متصور می گردد و سالک را متعجب می سازد

حالات و مشاهدات مبارک و تعبیر خوب دارد

محمود اند اما نه مقصود

خواب باران نیز مبارک و کنایه از اعمال خانه و فیوضات دارد

سایر خواب ها نیز برای متوجه کردن شما بود و از الطاف الهی است تا متوجه شده و رجوع و انابت به سوی حق نمایید

نجوا با الله متعال نیز مبارک است و زهی سعادت

آن القای الهی بر قلب هم مبارک است تا متوجه شوید

اذکار نیز مبارک اند اما سعی شود در دو وقت نشستن رسمی از ۲۰ دقیقه کمتر نگردد

در مابقی کارهای روزانه نیز متوجه قلب و ذکر باشید

سایر اعمال نیز مبارک است

اجازه تجدید سبق دارید

خداوند متعال توفیق مزید عنایت نماید

بنده نیز از صمیم قلب دوستتان دارم و دعاگو و دعاجویم

موفق باشید

شمس الحق فقهی

یک‌شنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۴


نامه

بسم‌الله الرحمن الرحیم

خدمت مرشد بزرگوارم مولانا شمس الحق فقهی نقشبندی حفظه الله السلام علیکم

امیدوارم حال مبارک خوب باشد

الحمدالله یک سال از بیعت بنده با شما سپری می گردد و سال اول تخصص فقه را سپری می کنم

با بعضی از هم کلاسی ها که پیرامون تصوف و ضرورت بیعت صحبت می کنم

می گویند شما فردی چون سلف صالح و علمای دیوبند حکیم الامت مولانا اشرف‌علی تهانوی رحمه‌الله و مرشدشان حاجی امدادالله مهاجر مکی رحمه الله پیدا نما تا بیعت کنیم

در این مورد اگر توضیح عنایت بفرمایید باعث خرسندی می گردد .

التماس دعا

جواب

بسم‌الله الرحمن الرحیم

عزیزم مولوی ... علیکم السلام و رحمة الله و برکاته

خداوند متعال در مسیر شریعت و طریقت شما را موفق گرداند

عزیزم این شبه بی اساس و پوچ است لذا به چند نکته توجه بفرمایید

۱. بقول مفتی اعظم پاکستان مفتی محمد شفیع عثمانی رحمه الله جهان هیچگاه از مصلحان خالی نیست و در طول تاریخ همیشه وجود داشتند و خواهند داشت

۲. حکیم الأمة علامه تهانوی رحمه الله و مولانا محمد عمر سربازی رحمه الله می فرمایند تکبر و خود بزرگ بینی در خواص وجود دارد و اینکه بخواهند تابع فردی به ظاهر مثل خود باشند بسیار بر نفس سخت است و حتی مولانا تهانوی رحمه‌الله می فرمایند در این زمان نفس بیعت را برای این دسته افراد خود نوعی اصلاح می دانم چون اولین پله اصلاح در هم شکسته شدن نفس است و با این تعلق و بیعت بوجود می آید

بقول حضرت مفتی محمد شفیع عثمانی رحمه الله که می فرمایند بعضی می گویند امام غزالی رحمه‌الله وجود ندارد تا با وی بیعت کنیم

من می گویم چون خودت را می بینی و دچار غرور و خود بینی شدی کسی را نمی بینی والا برو و امام غزالی رحمه‌الله زمانت را پیدا نما

۳. چون از تاریخ و احوال بزرگان آگاه نیستم فکر می کنیم همه مردم بطور عموم به بزرگان در گذشته ارادت داشتند و گرداگرد آنان اجتماع و کسب فیض می کردند و هیچ معترضی نداشتند

در حالی که چنین نیست ، علامه بستری رحمه‌الله می نویسد بایزید بسطامی رحمه‌الله را ۱۲ بار از بسطام بیرون کردند که تو زندیق هستی و امروزه که زیر خاک دفن است گرد قبر وی جمع می شوند و علت آن است چون در حیات وی با نور باطن ایشان بخاطر امراض و کدورت های باطنی مناسبت نداشتند از وی گریزان بودند و امروز که زیر خاک است و مناسبت با کدورت خاک دارند گرد قبرش جمع می شوند

آری این بود حال آنکه او را ما امروز سلطان العارفین می دانیم

کسی که با کتب امام عبدالوهاب شعرانی رحمه الله آشنا باشد بارها در حیات خود از معاصرین خود گله می کند که چه تهمت ها بر وی روا داشتند

و امروز ما او را بنام قطب الاقطاب و امام شعرانی می شناسیم

مولانا اشرف‌علی تهانوی رحمه‌الله نیز در ملفوظات خویش می نویسند امروز عده ای من و مشایخ مرا اهل بدعت می دانند

امروز نیز جامعه ما وی را حکیم الامت و مجدد زمان و مبارز نستوه شرک و بدعت می دانند

همچنین حکیم الامت رحمه الله می نویسند عده ای با ارسال نامه به حضرت حاجی امدادالله مهاجر مکی رحمه الله که اواخر عمر در مکه مکرمه اقامت داشتند از خلیفه ایشان مولانا رشید احمد گنگویی رحمه‌الله شکایت کردند اما مرشدشان فرمودند من به ایشان اعتماد کامل دارم

ایشان را نیز امروز به نام قطب الارشاد و فقیه النفس و ابوحنیفه هند می شناسیم

و اگر بخواهم پیرامون این مسأله بپردازم سخن به درازا می کشد

نفس همین مخالفت ها خود نشانه حقانیت است زیرا انبیای کرام علیهم السلام نیز از این مخالفت و موضع گیری ها بری نبودند

مولانا محمدعمر سربازی رحمه الله می فرمودند در ابتدای فعالیت دینی همه با من موافق بودند و من ترسان بودم که شاید گرفتار نوعی استدراج شده باشم تا اینکه عده ای سر مخالفت برداشتند .

امروز از هر زمانی دیگر جای خالی امثال این عالم و عارف بزرگ محسوس می گردد اما در همان زمان نیز استفاده خوب عمومی از ایشان صورت نگرفت

یکی از دوستان اهل علم روزی گفت که ما با ده نفر از علما جهت بیعت نزد ایشان رفتیم و ایشان فرمود برنامه حلقه و بیعت بنده فقط در روز جمعه است و شما در وسط هفته آمديد، ما اصرار کردیم و ایشان فرمود خیر است بعد عصر بیعت می دهم ، وقتی حضرت به خانه تشریف بردند تمام دوستان بغیر من از بیعت منصرف شدند و هرچه با آنان صحبت کردم که حضرت با اصرار ما قبول کردند اما سودی نداشت

بعد نماز عصر و دعا حضرت فرمودند من امروز بیعت نمی دهم و بروید و بیشتر فکر کنید و اگر خواستید یک روز بیایید که جمعه باشد

من بلند شدم و کنار حضرت رحمه‌الله رفته و آرام گفتم حضرت من به سایر دوستان کار ندارم و مُصر بر بیعت هستم ، حضرت تبسم کردند و مرا تنها در گوشه ای برده و بیعت دادند

عزیزم از جدال با این دسته افراد پرهیز نمایید و هیچگاه خود را از آنان برتر ندانید که سبب هلاکت و محرومیت می گردد بلکه به خود و اعمال خویش مشغول باشید

بقول مولانا اشرف‌علی تهانوی رحمه‌الله اولین نشانه اصلاح بعد از بیعت عجز و انکسار است

موفق باشید

شمس الحق فقهی .

دوشنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۴

person فرید
chat
•••

زنان بزرگ امت ما

سه شنبه ۱۴۰۴/۰۲/۱۶، 8:28 AM

ایتالیایی‌ها فاطمه را کشتند و عمداً جسدش را در خیمه‌اش سوزاندند.

گناهش تنها این بود که همسر عمر مختار بود.

وی بسیار بر او گریست؛ با اینکه به صبر و شکیبایی معروف بود.

پرسیدند این همه گریه و زاری برای چیست؟!

پاسخ داد: هر بار که پس از نبردی با ایتالیایی‌ها به خیمه‌ام می‌آمدم، او درِ خیمه را بلند می‌کرد تا وارد شوم.

از او پرسیدم: «چرا این کار را می‌کنی؟»

گفت: «تا سرت را بالا نگه داری و جز برای خالقت خم نشوی.»

این قطره‌ای از دریای فضائل زنان بزرگ امت ماست.

person فرید
chat
•••

مراقبه چیست/گمان نیک به الله/درود/یکسو بودن در سلوک/

دوشنبه ۱۴۰۴/۰۲/۱۵، 10:2 AM

امام شمس‌الدین ابن القیم رحمه‌الله:

به اندازه‌ای که گمان نیک به پروردگارت داشته باشی و به او امید داشته باشی،

توکلت بر او نیز به همان اندازه خواهد بود.

و به همین دلیل، برخی از علما توکل را

به داشتن گمان نیک به الله تفسیر کرده‌اند.

-مدارج السالکین (121/2)


شخص خردمند به دنبال رویا بافی نیست ؛

زیرا کسی که این چنین باشد ، از عملش کاسته می‌شود و کسی که مرگش فرا برسد ، رویاهایش به او سودی نمی‌رسانند.

- ابن حبان رحمه الله

(روضة العقلاء ونزهة الفضلاء: ٤٤)


#قال_الله_تعالى

هَٰذَا كِتَابُنَا يَنطِقُ عَلَيْكُم بِالْحَقِّ ۚ إِنَّا كُنَّا نَسْتَنسِخُ مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ""""الجاثیة آیه 29

این (نامه‌ی اعمال که دریافت می‌دارید) کتاب ما است و اعمال شما را صادقانه بازگو می‌کند.

ما تمام کار هایی را که شما در دنیا انجام می‌دادید ، ثبت و ضبط می کردیم.


عبادت هزاران و میلیون ها سال ما با یک تکبیر تحریمه ی آنان(اصحاب پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وسلم )که پشت سر رسول الله صلی الله علیه و سلم گفته اند برابری نمی کند.

📚تفسیر تبیین الفرقان(۳۱۲/۱۱)

✍حضرت امام شهید علامه مولانا محمدعمر سربازی رحمه‌الله


❇️ مراقبه چیست؟

🔸 حضرت قطب الارشاد، علامه، مولانا محمد عمر سربازی رحمة الله علیه در کتاب خلاصة التصوف تحریر فرموده‌اند: از اسباب وصول الی الله و از اسباب ولایت، که شریف‌تر، نزدیک‌تر و آسان‌تر است نسبت به راه‌های دیگر در رسیدن به هدف طریق مراقبه است.

🔸 مراقبه در لغت مشتق است از ترقب و انتظار برای هدف یا از رقیب است به معنی نگهبانی قلب.

🔸 در اصطلاح این قوم (صوفیه کرام) عبارت است؛ از نگهبانی دل از خواطر و انتظار فیض الهی بدون ذکر زبانی و قلبی و چند تعریف دیگر هم کرده‌اند.

در مراقبه همه وقت قلب را به صرف مسمی و مذکور متوجه دارد و این را حضور می گویند و مقصود از ذکر هم تحصیل همین حضور است.

🔸 خواجه شیراز، عارف بلند پروازه چه خوش گفته است:

حضوری گر همی خواهی از او غایب مشو حافظ/متی ما تلق من تهوی دع الدنیا و امهلها

🔸 و به قول عارف رومی:

اندرین ره می‌تراش و می‌خراش/تا دم آخر دمی غافل مباش.

🔸 نزد خواجه امام ربانی قدس سره مقامات و سبقات ذکری در مقابله مراقبات به منزله "الف و با" اند در مقابله هدایه خوانان (کسانیکه کتاب هدایه می خوانند).

📚 خلاصة التصوف: [۱۳۲] اثر گرانسنگ قطب الارشاد حضرت امام مولانا محمد عمر سربازی رحمه الله.

مدار کار بر استقامت است، اَلاِسْتِقَامَةُ فَوقُ الکَرَامَةِ (استقامت بر شریعت از کرامت و خوارق عادات بهتر است).

💎 شیَّبَتنِي سُورَةُ هُودٍ ؛ حدیث معروف است. (ترجمه: سوره مبارکه هود مرا پیر کرد)

هرگاه سید انبیاء، سرور اتقیاء علیه و علی آله الصلوة و السلام چنین فرماید، و امر استقامت آن حضرت را پیر سازد، امثال ما بو الهوسان که هوس استقامت کنیم و دَم از استقامت زنیم، هوس و خیال است!

بهرحال دست‌وپا باید زد و سعی باید کرد که غرفی از آن بحر بیکران بدست آید و به کام جان برسد.

📚 مکتوبات_معصومیه ، جلد سوم، مکتوب۱۱۵

شایستهٔ هر شخصی است که خلوتی داشته باشد تا گناهان خود را به یاد بیاورد و برای آن‌ها طلب مغفرت کند.

- امام مسروق رحمه الله

(الزهد للإمام أحمد بن حنبل رحمه الله : ۲۸۳)

کسی که صبر و یقین نداشته باشد، فرد سبک عقلی است که شهوات و هوای نفس ، او را به بازی می‌گیرند ؛ همانگونه که باد ، چیزهای سبک را این سو و آن سو می‌برد.

- امام ابن القیم رحمه الله

(التبیان: ۸۸/۱)

تقوا یا نادانی؟

✍️ مفتی محمد ادریس (انگلستان)

(فارغ‌التحصیل از جامعہ دارالعلوم کراچی)

حکیم الامت، مولانا اشرف علی تهانوی رحمة‌الله‌علیه، یک شخصیت برجسته‌ی دینی و درمانگر روحانی بودند. مطالعه‌ی سخنان و مواعظ ایشان باعث اصلاح و رشد معنوی انسان می‌شود.

در یکی از نوشته‌های ایشان آمده است که حضرت مولانا شاه فضل‌الرحمن صاحب گنج مراد آبادی رحمة‌الله‌علیه، روزی غذایی دریافت کردند. ایشان آن را به یکی از خلیفه‌های خود دادند. اما آن خلیفه بیش از حد محتاط بود و اعتراض کرد:

"آیا شما درباره‌ی منبع این غذا تحقیق کرده‌اید؟ آیا ممکن است این غذا حرام یا مشکوک باشد؟"

این‌گونه وسواس‌ها بی‌مورد بود. حضرت شاه فضل‌الرحمن صاحب گنج مراد آبادی رحمة‌الله‌علیه پاسخ دادند:

"برو! زیادی درگیر حلال و حرام شده‌ای. آنچه خداوند عطا می‌کند، بخور!"

حکیم الامت مولانا اشرف علی تهانوی رحمة‌الله‌علیه در ادامه فرمودند که بعضی افراد وقتی به مهمانی دعوت می‌شوند، به جای خوردن غذا، شروع به تحقیق درباره‌ی منبع درآمد میزبان و ظروف غذا می‌کنند. ایشان تاکید کردند که این وسواس بیش از حد یک بیماری است که از غرور و تکبر سرچشمه می‌گیرد.

برخی افراد نیز نسبت به امام جماعت اعتراض می‌کنند که قرائت قرآن او کاملاً صحیح نیست. در یکی از حکایات، آمده است که حضرت حسن بصری رحمة‌الله‌علیه یک شب از نزدیکی خانه‌ی حضرت حبیب عجمی رحمة‌الله‌علیه عبور کردند و او را در حال خواندن قرآن در نماز تهجد دیدند. ایشان قصد داشتند پشت سر او نماز بخوانند، اما چون تلفظ بعضی از حروف را صحیح نمی‌دانستند، از اقتدا منصرف شدند.

اما همان شب در خواب، حضرت حسن بصری زیارت الهی را نصیب شدند و از خداوند درخواست کردند که عملی را به ایشان معرفی کند که نزد او محبوب باشد. خداوند پاسخ داد:

"نماز خواندن پشت سر حبیب عجمی نزد ما محبوب‌ترین عمل است."

(منبع: ملفوظات حکیم الامت، جلد 16 صفحه 195، جلد 4 صفحه 332)

درس این حکایت:

بزرگان ، حتی اگر قرائت دقیق مطابق قواعد تجوید نباشد، قرآن را با سوز، عشق و اخلاص می‌خوانند، و این ارزشمندتر از تلفظ دقیق است.


درود پاک

💫حضرت ابوبکر صدیق رضی الله عنه می فرماید:

درود خواندن بر رسول اکرم صلی الله علیه وسلم بیشتر از آب که آتش را از بین می برد، گناهان را از بین می برد و سلام فرستادن بر آن حضرت از آزاد کردن برده افضل است.

و محبت رسول الله صلی الله علیه وسلم نیز از آزاد کردن برده و شمشیر زدن در راه خدا أفضل است.

📚منبع: [أخرجه الخطیب و الأصبهاني ؛ کذا فی الکنز ج۱، ص۲۱۳]


✔توحید مطلب و یکسو بودن در سلوک چیست؟

توحید مطلب این است که سالک در مورد مرشد خود این گمان را داشته باشد که در دنیا علاوه بر مرشد من کسی دیگر نمی تواند مرا به مطلوب برساند اگرچه در این زمانه مشایخ دیگر نیز باشند و به اوصاف کامل متصف باشند مگر رسیدن من به دولت مقصود فقط به وسیله مرشدم می باشد، توحید مطلب رکن بزرگ سلوک است و کسی که توحید مطلب نداشته باشد پریشان و هر جایی می شود.

📚امداد السلوک ۶۴

حضرت مولانا رشید احمد گنگوهی قدس سره.

تا هنگامی که نسبت راسخ نشده است برای ملاقات بزرگان مختلف رفتن مناسب نيست ،سالک به نزد کسی به قصد استفاده[اصلاحی مخصوص طریقت] نرود[اما رفتن برای طلب دعا و صحبت با اجازه مرشد اشکال ندارد] حتی به مزارات بزرگان نیز نرود و بعد از رسوخ نسبت دل خودش میل هم پیدا نمی کند سالک باید نسبت‌ به‌ شیخ خود به این مسلک باشد

همه شهر پر ز خوبان منم و خیال ماهی

چه کنم که چشم بد خو نکند به کس نگاهی

...در مورد شیخ این گمان کند که برای من از همه انفع است این را وحدت مطلب می گویند.البته بعد از رسوخ نسبت هر کجا می رود برود و هر جا می نشیند بنشیند.

📚ملفوظات حکیم الامت اشرف علی تهانوی قدس سره ۲۹۳/۱۸

به خدمت مشایخ مختلف رفتن[برای اصلاح خاص اهل طریقت]اندیشه را مشوش می کند علت این است که مزاج ها، طبایع و طریقه های تربیت مختلف است و این باعث می شود که سالک به تشویش ذهنی مبتلا شود به همین دلیل از همه منع می کنم.

📚ملفوظات حکیم الامت اشرف علی تهانوی قدس سره ۲۴۰/۲۲

سالک به خدمت مشایخ [طریقت]دیگر با دو شرط می تواند برود اول اینکه مذاق آن با مذاق مرشدش مخالف نباشد دوم اینکه از وی در مورد تربیت و اصلاح[مخصوص طریقت و تصوف]سوال نکند

📚ملفوظات حکیم الامت اشرف علی تهانوی قدس سره

♦️حضرت مولانا عبدالحق مجددی مد ظلهم


🌼حدیث نبوی🌼

عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ رضی الله عنه أَنَّ رَسُولَ الله صلی الله علیه وسلم قَالَ:

«لا يَتَمَنَّى أَحَدُكُمُ الْمَوْتَ، إِمَّا مُحْسِناً فَلَعَلَّهُ يَزْدَادُ، وَإِمَّا مُسِيئاً فَلَعَلَّهُ يَسْتَعْتِبُ. "

ابوهريره رضی الله عنه می گويد: رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند :

«هيچ يک از شما آرزوی مرگ نکند. زيرا يا فرد نيکوکاری است که اگر زنده بماند، شايد به نيکي هايش بيفزايد. و يا شخص بد کاری است که اکر زنده بماند، شايد توبه کند‌. "

📚بخارى شریف :7235

سخت‌ترین عقوبت برای یک انسان اینست که گمراه باشد و شیطان برایش توهمِ هدایت ساخته باشد.

" وَيَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ مُهْتَدُونَ "

اِبْنُ الجَوْزِيّ - رَحِمَهُ الله

🤍


نگاهی از سرِ عبرت

سیدنا ابوبکر الصدیق رضی الله عنه فرمودند:

کجایند زیبارویانِ پاکیزه‌ای که صورتهایشان زیبا بود و به جوانی خود مغرور و شادمان بودند؟!

کجایند پادشاهانی که شهرها را ساختند و در اطراف آن‌ها قلعه و دیوار کشیدند؟!

کجایند کسانی که در میادین جنگ پیروز و غالب می شدند؟!

روزگار آن‌ها را خوار و نابود کرد و آنان واردِ تاریکی‌های قبر شدند....

عجله کنید!.... عجله کنید!... خود را نجات دهید!... خود را نجات دهید!1

1-صفةالصّفوة، ،1/136، و تهذیب حلیة الأولياء،158/1


❤ حداقل ، اراده ذکر کردن باشد !

🌹سیدی حضرت حکیم الامت تهانوی قدس سره فرمودند :

" حتی اگر توفیق ذکر حاصل نشود ، کم از کم ، اراده ذکر و حسرت ذکر کردن باشد . "

📚ملفوظات حکیم الامت ؛ جلد ۳۱

✏محمد عرفان غفر له


🔸همت عمل🔸

🔅مفتی اعظم سابق پاکستان ، حضرت مفتی محمد شفیع عثمانی قدس سره فرمودند:

" همت و توفیق عمل ، بوسیله خواندن یا فهمیدن کتابی حاصل نمی شود. راه حل بدست آوردنش فقط یک چیز است و آن صحبت اهل الله و حصول رشد همت از محضر آنان است.

به همین چیز ، تزکیه می گویند."

📚معارف مفتی اعظم

📝محمد عرفان غفرله


در مجلس عشاق قراری دگر است

وین بادهٔ عشق را خماری دگر است

آن علم که در مدرسه حاصل کردند

کار دگر است و عشق کاری دگر است

حضرت مولانا


☪ نیاز به ارتباط با افراد صالح

📝 حضرت حکیم الأمة مجدد الملة مولانا اشرف علی تهانوی رحمه‌الله

➖ ترجمه: (مولانا ) شمس الحق فقهی مد ظلهم

کسانی که از نعمت هم‌نشینی با افراد صالح برخوردار نشده‌اند، کاملاً بی‌بهره هستند، حتی اگر در شمار علما باشند.

صرفاً آموزش و یادگیری کافی نیست ، البته این بدان معنا نیست که هیچ فایده‌ای وجود ندارد، بلکه بدین معناست که این امر (تعلیم و تعلم) به تنهایی برای کسب رشد معنوی و اصلاح نفس کافی نیست.

📕 ملفوظات حکیم الامت : ۷ / ۲۹۲


آن خر به مثال جو در زر فکند خود را

غافل بود از شاهی کز سنگ گهر سازد

بس کردم و بس کردم من ترک نفس کردم

خود گوید جانانی کز گوش بصر سازد

> مولانای جان


🌹تعظیم نام " الله " جل جلاله🌹

♦️حکیم الأمت حضرت مولانا اشرف علی تهانوی قدس الله تعالی سره می فرمایند:

" همانطور که هرگاه نام مبارک آن حضرت صلی الله علیه وسلم گرفته یا شنیده شود ، گفتن " صلی الله علیه وسلم " واجبست و ترک درود ، موجب گناه می شود ؛ به همین صورت ، گفتن " جل جلاله " یا " تعالی " یا هر لفظی که دلالت بر تعظیم کند ، به همراه نام پاک حضرت حق تعالی واجب است. و الا ، گناه عائد خواهد شد.

البته اگر در یک مجلس و نشست ، چندین بار نام ( یعنی نام الله تعالی یا نام آن حضرت علیه السلام ) گرفته شود ، یکبار گفتن " صلی الله علیه وسلم " بعد از ذکر نام آن حضرت علیه السلام و یکبار گفتن " جل جلاله " یا " تعالی " واجب است.

و هر بار گفتن ، مستحب می باشد.

اما مقتضای محبت و عشق اینست که هر بار ( با ذکر نام آن حضرت صلی الله علیه وسلم ) درود خوانده شود.

📚 انفاس عیسی

✏محمد عرفان عفي عنه

person فرید
chat
•••

☪ نکوهش غلو نمودن در احترام و ادب

دوشنبه ۱۴۰۴/۰۲/۱۵، 9:45 AM

📝 حکیم الامت مولانا اشرف‌علی تهانوی رحمه‌الله

ترجمه : شمس الحق فقهی

یک شخص از مجلس ( حکیم الامت مولانا اشرف‌علی تهانوی رحمه‌الله) برخاست و چند قدم عقب رفت و خارج شد (بخاطر ادب ظاهری پشت به ایشان نکرد )

مولانا فرمودند:

ای مرد، همانند یک انسان راه برو ! چرا مثل قطار، عقب و جلو می‌روی؟

سپس فرمودند : وقتی افرادی این‌گونه گام برمی‌دارند (و با تکلف برخورد می کنند)، چنان سنگینی و آزاری بر دلم حس می‌کنم که نمی‌توانم آن را بیان کنم.

مشخص نیست که آیا آن‌ها مرا العیاذ بالله قبله خود می‌دانند یا چیز دیگری.

این همه، رسوم باطلی است که برخی پیرزادگان ایجاد کرده‌اند.

چنین رفتارهایی به شدت باعث دلزدگی و آزارم می‌شوند.

📕 الافاضات اليوميہ : جلد : ۷ ملفوظ شماره ۳۷۷


⚜ ذکر

قطب الارشاد مجدد زمان پیر پیران حضرت مولانا محمدعمر سربازی قدس سره فرمودند:

هر کس می خواهد که به خداوند برسد و در راه عرفان پیروز گردد ، باید به کثرت ذکر اللّٰه جل جلاله بکند ؛ چرا که این ذکر قدرت عجیبی دارد.

زیرا که "اللّٰه" جل جلاله ، اسم اعظم خداوند متعال است و کسی که این ذکر را به کثرت کند ، دارای قدرت عجیبی می گردد .

🔶 منبع : تجلیات سربازی


شخصی به حضرت إمام أبو حنیفه رحمه الله گفت: از الله بترس!

حضرت إمام أبو حنیفه رحمه الله بدنش به لرزه افتاد، چهره اش زرد شد و سرش را پایین انداخت

و (به آن شخص) فرمود:

الله به تو جزای خیر دهد‌. چقدر مردم نیازمند شخصی هستند که در هر زمان مثلِ این (گفته) را به آنها بگوید.

📒منبع:

سير أعلام النبلاء : ۶/۴۰۰


🟡بسم الله الرحمن الرحیم🟡

🟫برای ظهور اثرات و برکات اوراد و اذکار دو طریق موجودست:

🔸۱.استعداد

🔸۲.کثرت تعداد.

با کثرت تعداد ، استعداد هم رشد می نماید.

لذا سالکان که به درجه کمال کاملین نرسیده اند ، باید به کثرت ذکر کنند.اما کاملان با استعداد و ملکه باطنی اثرات را دریافت می کنند؛ مانند تلاوت آیة الكرسي بعد از فرائض که یکبار سنت هست؛ لیکن شایسته است که ۵ بار یا ۱۰بار خوانده شود تا استعداد ما برای دریافت انوار وبرکات این وظیفه تقویت شود.

✒️برگرفته از افادات ولی کامل شیخ التفسیر فقیه العصر حضرت مفتی محمد زرولی خان قدس سره.

📝محمدعرفان غفرالله تعالی له.


🎙حضرت شیخ الحدیث مولانا عبدالرحمن چابهاری حفظه الله در مورد بغض ورزیدن به علماء

🔰حضرت علی(رضی الله عنه) از رسول اکرم(صلی الله علیه وآله وسلم) نقل می‌فرمایند: که زمانیکه امتیان من با علمای خود بغض بورزند و ساختمان های بلند و بزرگ بنا بکنند ، و مال و ثروت را ملاک و اساس همه چیز قرار بدهند و در ازدواج و نکاح دادن دختران و پسران تاخیر بورزند.

خداوند متعال چهار نوع عذاب را بر آنها نازل میفرمایند:

۱)قحطسالی و خشکسالی

۲)ظلم توسط قدرت مداران بر جامعه حاکم می‌شود

۳)حاکمان خیانت خواهند نمود

۴) دشمنان اسلام تقویت و قوت قلب را پیدا می‌کنند و علیه مسلمین جهان دلیر می‌شوند

( دشمنان اسلام چیزی ک باعث قوت قلب مسلمانان می‌شود را پیدا و از همان طریق باعث نابودی مسلمین میگردند)


قرآن به ما خبر داد:

زنی سالخورده و نازا باردار شد.

دختری مجرد و پاکدامن، فرزندی به دنیا آورد.

چاقو نبرید.

آتش نسوزاند.

ماهی، بنده‌ای را بلعید ولی او را هضم نکرد.

شتری از دل صخره بیرون آمد.

ماه دو نیم شد.

نوزادی سخن گفت.

دریا شکافته شد.

خداوند می‌خواهد به ما بگوید که او پروردگار ناممکن‌هاست.

✍🏻:ادهم_شرقاوى


گویی این آخرین نبرد است!!!

نوشته دکتر: ادهم شرقاوی

زوال "اسرائیل" از صفحه روزگار، یک حقیقت قرآنی و وعده پیامبرانه است... پس ما نمی‌پرسیم که آیا نابود می‌شود یا نه؟ چون به یقین نابود خواهد شد! به اذن خداوند.

سوال اصلی این است: کی؟

من از آن کسانی نیستم که بنشینم و منتظر معجزه بمانم، بلکه معتقدم معجزه پس از آن می‌آید که مؤمن نهایت تلاش خود را بکند!

آنگاه که باطل با تمام قوا حمله می‌کند و یک قدم تا پیروزی فاصله دارد، و حق تا آخرین ذره مقاومت می‌کند، طوری که گویی در آستانه شکست است... آنگاه معجزه می‌آید!

قرآن به ما یک حقیقت ثابت را می‌آموزد: جنگ عقیده با جنگ قدرت فرق دارد!

- در جنگ قدرت، خداوند مردم را به اسباب و موازین قوا وا می‌گذارد؛ هرکه قوی‌تر باشد، پیروز می‌شود.

- اما در جنگ عقیده، لازم نیست قوا برابر باشد و موازین علت و معلولی به هم بخورد!

تمام طاغوت‌هایی که خداوند نابودشان کرد، در اوج قدرتشان نابود شدند:

- وقتی خدا فرعون را هلاک کرد، او در اوج غرور فریاد می‌زد: "أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلَى" (من پروردگار برتر شما هستم!) و با لشکریان مسلحش نابود شد.

- وقتی خدا نمرود را هلاک کرد، او در اوج تکبر می‌گفت: "أَنَا أُحْيِي وَأُمِيتُ" (من زنده می‌کنم و می‌میرانم!).

- وقتی خدا قوم عاد را نابود کرد، آنها می‌گفتند: "مَنْ أَشَدُّ مِنَّا قُوَّةً؟" (چه کسی از ما قوی‌تر است؟).

- وقتی خدا قوم ثمود را هلاک کرد، آنها همچنان در قدرت بودند و کوه‌ها را می‌تراشیدند.

- و وقتی خدا احزاب (لشکرهای متحد ضد اسلام) را در جنگ خندق شکست داد، زمین بر مؤمنان تنگ شده بود و دل‌ها به گلو رسیده بود!

وقتی جنگ بر غزه آغاز شد، فکر می‌کردم این هم یک نبرد دیگر است، مثل تمام نبردهای گذشته... اما حالا چیزی در دلم می‌گوید این بار آخر است!

این وضعیت پایدار نمی‌ماند... به زودی "ریح الأحزاب" (باد نصرت الهی) خواهد وزید، و بادهای خدا هزاران شکل دارند (وَمَا يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ)!

حتی اگر این جنگ هم مثل گذشته تمام شود، از جایی ادامه خواهد یافت که قبلاً تمام شده بود! اما یک چیز قطعی است: این جنگ دیگر در دست ما یا آنها نیست، دست خداست که آن را پیش می‌برد.

من ضد عقلانیت و محاسبه واقعیت‌ها نیستم... اما این همه مقاومت، اصلاً عقلانی نیست!

- هیچ کشوری در جهان، زیر این حجم از بمباران و محاصره، این‌گونه مقاومت نمی‌کرد.

- غزه از نظر جغرافیایی یک منطقه باز است (بدون کوه، جنگل یا دره) و از نظر نظامی "منطقه شکست‌خورده" محسوب می‌شود... اما هنوز ایستاده است!

- در جنگ‌های گذشته، ارتش‌های عربی در ساعاتی شکست می‌خوردند... اما امروز، صحبت از "واقع‌گرایی" خودش یک معجزه است!

هیچ اشغالگری تا ابد نمانده است... این یک قانون تاریخ است، فارغ از عقیده مردم آن سرزمین.

تمام اشغال‌گران رفتند... و این یکی هم خواهد رفت، دیر یا زود، و امید که زود باشد!

پخش کنید و بشارت دهید...

این متن امید و یقین به نصرت الهی را زنده می‌کند. هرکس می‌تواند با اشتراک‌گذاری آن، جرقه‌ای از امید باشد.

person فرید
chat
•••

توهین و بی ادبی نسبت به علمای ربانی از گناهان بس بزرگ است

جمعه ۱۴۰۴/۰۲/۱۲، 12:31 PM

علامه ابن قیم رحمه‌الله می فرماید :

پدر امام ابوحنیفه نعمان رحمهما الله در کوفه وفات کرد

روز دوم وفات شخصی خائن و کارمند دولت و خبیث در کلاس درس امام حاضر می شود به امام می گوید من برای عرض تسلیت نیامده ام بلکه شنیدم پدر شما وفات کرده و مادرت بیوه شده لذا برای خواستگاری آمدم و من را داماد کن

امام رحمه‌الله در جواب می فرماید هنوز عدت مادرم تمام نشده و در ضمن مادرم خودش یک خانم عاقل و بالغ است و اختیارش بدست خودش هست و چشم پیامت را به مادرم می رسانم

هدف این شخص بی دین توهین و بی ادبی نسبت به امام بوده

بقدرت خدا وقتی می خواهد از مسجد و کلاس درس بیرون برود می لغزد و می افتد و بلافاصله می میرد

در همین مورد امام رحمه‌الله این حدیث را می خوند

قال رسول الله صلی الله علیه و سلم لحوم العلماء مسموم

یعنی گوشت علماء مسموم است و کسیکه به علماء توهین بکند و نسبت به انها بی ادبی و بی احترامی بکند خداوند آن اشخاص را نیست و نابود می سازد

بعد از این ماجرا شاگرد امام رحمه‌الله یعنی امام محمد در خواب با پیامبر جان ملاقات می کند و می فرماید

یا رسول الله استادم امروز این چنین حدیثی را روایت کرده

انحضرت صلی الله علیه وسلم می فرماید : حدیث چنین است

لا بل لحوم العلماء سم

یعنی گوشت علماء مسموم نیست بلکه خود سم زهر آلود است و این سم را هر شخصی نمی تواند بخورد

در پایان خداوندا تمام ما را اهل ادب بگردان و از توهین و بی ادبی کردن نسبت به علمای ربانی ما را دور بدار

مترجم:عبدالناصر مسلمان زهی از حوزه علمیه ی دار العلوم حقانیه ایرانشهر

person فرید
chat
•••

نامه/سبق ولایت صغری و احوالات آن

پنجشنبه ۱۴۰۴/۰۲/۱۱، 9:43 PM

نامه

بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیکم و رحمة الله و برکاته

خدمت مرشد بزرگوارم حضرت جان جانان مولانا شمس الحق فقهی نقشبندی مجددی

از این که مصدع اوقات شریفتان شدم معاف فرماید .

دلبر جان غرض از مزاحمتم این بود که حدود دوماه و نیم ، این حقیر سبق ولایت صغری اخذ کرده است. و احوالاتی دارد که به شرح ذیل می باشد.

1. از اول ماه مبارک رمضان تابه الان شوق بیش از حدی به ذکر اسم ذات داشته و به همین خاطر فقط اسم ذات را در لطایف ذکر می کنم.حتی دلبر جانم بدون اغراق می توانم بگویم که با ذکر اسم مبارک الله سبحانه و تعالی مزه شیرینی اش را در قلبم حس می کنم. گویا طوری است که حس می کنم ذات مبارک الله همیشه و در همه جا همراه من است.و این حال گاهی در خواب هم اتفاق می افتد. وحس می کنم ارتباط دوستی عمیقی باهم داریم.و اگر روزانه ذکر نکنم گویا چیزی گم کرده ام.و هر هفته لطایف را دور نموده و گاهاً در یک روز دو لطیفه را ذکر می کردم و به همین خاطر در مدت زمان کمی به مراقبه می نشینم.

2. برنامه ای که فرمودید. داشته باشید انجام می دهم. تلاوت را در وقت صبح و استغفار هزار مرتبه و درود شریف هم روزانه از داخل کتاب می خوانم . نماز اوابین راهم دو رکعت نماز تهجد را هم قبل از خواب دو رکعت می خوانم . و گاها صلاة التسبیح را هم خوانده می شود . و در وقت چاشت هم طبق دستور حضرت ایشان نماز های قضایی را جایگزین کرده ام.

‌و روزانه بیشتر اوقات را سعی دارم در سکوت باشم .

دلبر جانم خیلی دوستتان دارم .

از این که پرُ حرفی و بی ادبی زیاد کرده ام و مزاحم وقت مبارک تان شده ام خیلی عذر خواهم.

اگر مصلحت لازم را می فرمایید راهنمایی فرمایید

دل آرامی که دل داری در او بند .

دگر چشم از همه عالم فروبند.

التماس دعای خصوصی

ارادتمند شما ...

از تایباد


جواب

بسم‌الله الرحمن الرحیم

عزیزم ... علیکم السلام و رحمة الله و برکاته

شیرینی ذکر شما را مبارک است

خداوند متعال توفیق استقامت ارزانی نماید

يـكي جويم يكي گويم يكي دانم يكي خوانم

هو الاول هو الآخـر هو الظاهـر هو البـاطن

بـغير از هو و يـا من هو دگر چيزي نمي دانم

زجان عشق سر مستم دو عالم رفت از دستم

بـجـز رندي و قـلاشي نبـاشد هيـچ سامانم

اگر در عمر خود روزي دمي بي او بر آوردم

از آن وقت و از آن ساعت زعمر خود پشيمانم

در مراقبه ولایت صغری سالک نیز سالک یک بین می گردد و با تمام وجود بیاد او تعالی است و سرّ " هو معکم این ما کنتم " که حقیقت این مراقبه است بر وجود سالک مستولی می گردد

لذا برای مراقبه بیشتر وقت گذاشته و غفلت نکنید

هر مقدار که در این مراقبه سعی نمایید در مابقی منازل سلوک موفق تر خواهید شد

چون در مراقبه ولایت صغری شمه ای از قرب و معیت حاصل می گردد بعد از مدت زمان کوتاه بسیاری چنین می پندارند که در این مراقبه به درجه کامل سرفراز شدند و زود به مراقبه بعد می روند که اشتباه است

مابقی اعمال و اذکار و عبادات نیز مبارک اند خداوند متعال توفیق و استقامت ارزانی نماید

موفق باشید

شمس الحق فقهی

چهارشنبه ۳ اردیبهشت ۱۴۰۴

person فرید
chat
•••

آیا تا به حال اندیشیده‌اید که چرا خداوند در قرآن از افرادی غیر از پیامبران یاد کرده است؟

پنجشنبه ۱۴۰۴/۰۲/۱۱، 9:47 AM

چرا مؤمن آل یاسین؟ چرا مؤمن آل فرعون؟

چرا اصحاب الاخدود و اصحاب کهف؟ و شخصیت‌هایی دیگر از این دست که نامشان در قرآن آمده است؟

شاید راز این ذکر، در یک ویژگی مشترک نهفته است:

همه‌ی آن‌ها در شرایطی دشوار و تاریک و به رغم تنها بودن، بر خدای خویش توکل کرده و در برابر ظلم و باطل قد علم کردند؛ و خداوند نیز آنان را در برابر تمام دشواری‌ها ثابت‌قدم و استوار نگه داشت.

آنان کسانی بودند که با وجود استبداد فرعونیان، گودال‌های آتشِ اخدود و تهدیدات حکام و بزرگان زمان خویش، وظیفه‌ی خود را انجام دادند و از پای ننشستند. آنان حتی با وجود تعداد اندک، به وظیفه‌ی خود عمل کردند؛ چون به خوبی می‌دانستند که راه درست را حتی به‌ تنهایی هم باید پیمود.

و خداوند بخاطر خلوص و صدق نیت‌شان، مقام و جایگاهشان را رفعت بخشید و نامشان را در قرآن جاویدش ثبت نمود.

این سرمشقی‌ست برای همه‌ی ما در این روزگار ضعف و محاصره؛ که بدانیم خدمت به دین در این ایام، بسیار ارزشمندتر است از هر عمل خیری که در شرایط قدرت و آزادی مسلمانان انجام می‌شود؛ حتی اگر عاقبتی همچون ساحران فرعون و اصحاب اخدود در انتظار باشد‌...

چرا که آنچه نزد خداوند است، نیکوتر و ماندگارتر است.

person فرید
chat
•••

نامه/ذکر قلبی و تاثیرات آن

چهارشنبه ۱۴۰۴/۰۲/۱۰، 7:46 PM

السلام علیکم ورحمة الله وبرکاته

حضرت جانم تقبل الله منا ومنکم صالح الأعمال، کل عام وأنتم بخیر.

حضرت جان عیدتان مبارک

حضرت جانم از الله متعال خواهانم که شما و خانواده محترم در عافیت و صحتمندی کامل باشید.

حضرت جان بعد آخرین پیام شما الحمدلله روزانه توفیق ذکرالله است، و بین شش تا نه هزار بر لطیفه‌ی قلب ذکر می‌کنم و روزانه یک منزل از کتاب دلائل الخیرات -که قبلا اجازه‌ی خواندنش را از شما گرفته بودم- می‌خوانم و صد بار استغفار نیز می‌کنم‌ و تمام تلاشم آنست که گناه و معاصی دوری اختیار کنم. والله هو الموفق البحت.

حضرت جانم گاهی

۱- هنگامی که ذکر بر لطیفه‌ی قلب از ۴ هزار رد می‌شود، تمام قسمت‌های سینه نیز ذکر می‌کنند بالا و پایین سینه‌ها و میان آن نیز ذکر می‌کند و گاهی میان پیشانی نیز ذکر می‌کند.

۲- گاهی هنگام ذکر الله جانم چنان گرم می‌شود و از آن حرارت بیرون می‌آید، گویا آهنی است که تازه از کوره‌ی آتش بیرون شده است.

۳- گاهی هنگام تلاوت امام در نماز معانی قرآن روشن می‌شود گویا که به اصطلاح، قرآن مغزمغز می‌شود و برجان می‌نشیند و گویا خداوند متعال مستقیم خود دارد صحبت می‌کند و می‌خواند و از امام و قراءتش غائب می‌شوم و حضور در نماز چنان غالب می‌شود که قبلا چنین حالتی در تمام عمر در نماز نداشته‌ام.

حضرت جانم

۴- هنگام تلاوت قرآن و خواندن دلائل الخیرات در سینه سر و صدایی به پا می‌شود که نمی‌دانم چگونه به قلم بیارمش.

۵- هنگام نوشتن این این نامه به حضرت شما حالتی بین خوشی و غم که لذتی خاصی دارد در سینه حاکم است.

حضرت جانم، الله جان می‌داند که بنده هیچ و پوچم، هرچه هست توفیق محض الله جان و دعاها و توجهات شما است.

حضرت جانم خود نیز به کثرت دعای استقامت می‌کنم و از شما نیز تمنا دارم برایم دعا کنید که الله جان استقامت دهد.

مرید و مخلصتان: ....

۲ شوال ۱۴۴۶ ه‍ ق

از قندوز افغانستان


✍وعلیکم السلام و رحمة الله وبرکاته عزیز.

تقبل الله منا ومنكم و غفر لنا ولكم

خوب است عزیز که بر اعمال مداومت دارید شرط اساسی استقامت است و بس حالات مقصود نیستند.

۱_لطیفه قلب که از ذکر تاثیر پذیرد سایر لطایف عالم امر را تحت شعاع خویش قرار می دهد.

۲_گرمی اثر غلبه عنصر آتش‌ است و نوعی از اثر ذکر است.

۳_این حال بس شگرف است به قول حضرت خواجه محمد معصوم سرهندی قدس سره بهترین حال، حالی است که در نماز حاصل شود، حتی گفته اند:این که در نماز زبان قاری و امام در نماز حکم شجره موسوی به خود می گیرد و سامع مستقیما از حقیقت صلات و نماز بهره می گیرد. اللهم زد فزد.

۴_ این هم بسیار ذوقی ارجمند است

۵_درد و درمان، ذوق و حرمان همین است.

خداوند متعال جناب عالی را استقامت عنايت فرمايد و از قید نفس و شیطان رهایی نصیب فرمايد.

بنده نابود را نیز در دعاها یاد آرید.

person فرید
chat
•••