تـــصـــوف و عـــرفـــان

(تــزکــیــه و احــســان)

با یک محبوب الهی محبت ورزید ؛ نزد همه محبوبان محبوب می شوید.

قطب الارشاد شیخ التفسیر والحدیث حضرت مولانا محمدعمر سربازی رحمه الله

"خاصیت محبت آن است که اگر به جایی پیوند بخورد ، به تمام متعلقات محبوب سرایت می کند.

به همین سبب وقتی کسی با یک ولی محبت کند ، تمام اولیاءالله _اعم از اولیای زنده و اولیای مرده_ به طور یکسان او را دوست می دارند. علتش این است که محبت هر ولی از یک طرف با خداوند متعال گره خورده و از طرف دیگر محبت همه آنان وابسته به محبت با نبی خداوند متعال صلی الله علیه وسلم است و متقابلا محبت نبی صلی الله علیه وسلم وابسته به "الله" ذوالجلال می باشد.

با این وضع وقتی تو با یکی از این محبان و محبوبان محبت می کنی ، همه آنان تو را دوست خواهند داشت . پس از آن برای همیشه زنده خواهی شد.

نزد صوفیان این حالت در مراحل تدریجی خویش، "فنا فی الشیخ" ، "فنا فی الرّسول" و "فنا فی الله" گفته می شود

شخصیتی مثل حضرت مولانا "عبدالمالک صدیقی "رحمه الله که مشرف به سلام نبی کریم صلی الله علیه وسلم گردیده و تا سی سال مدعوی آن حضرت علیه السلام برای زیارت مرقد پاکش بود ، به حقیری همچون من می گفت:

"چون در قلب مرشد خود محبوبیت یافته ای ، لاجرم به نزد هرکس محبوبی و در دل ما نیز این چنینی!"

و فرموده بودند : "آن قدر با تو محبت دارم که دلم می خواهد هر سال بیایی و هر دم نزد من باشی !" یک سال که من نرفتم ، ایشان خود تا کویته آمد و بعد پیغام فرستاد :"من تا کویته آمدم. چون به دیار شما نزدیک بود ؛ گفتم شاید تو می آیی ، اما نیامدی!

"سبحان الله! این قدر محبت!"

حال من به شما می گویم : فقط در یک دل محبوب ، محبوبیت پیدا کنید و خودتان را در آن جای دهید و عاشق و محب او باشید ؛ خواهید دید که تمام اولیا شما را دوست خواهند داشت

و گاه به خواب تان می آیند و هرکدام به شما می گویند:
"تو از آنِ منی!"

تفسیر تبیین الفرقان ؛ ج۱۷_ ص۳۹۹


بایزید بسطامی را گفتند:

" کیف الطریق إلی الله؟ "

گفت: خود را در درون دوستی از آنِ او جای کن!

گفتند: آن‌گاه چه بود و این حدیث چه معنا دارد؟

گفت: زیرا که او هر روز هزار بار در دل دوستان خود نظر کند.

باشد که یکباری در دل دوستی نظر کند

و تو خود را در دل او جای کرده باشی،

به تبعیتِ دل او، دل تو محلّ نظرِ عنایت گردد. و تو را خود در همه‌ی عمر این بس بود.

عین‌القضات همدانی


جان عالم آدمست ای آدمی

دل به من ده یک دمی گر همدمی

در خرابات فنا با ما نشین

ذوق سرمستان بزم ما ببین

آینه بردار تا بینی نکو

جان و جانان خوش نشسته روبرو

نور او داریم دائم در نظر

یک نظر در چشم مست ما نگر

حسام الدین
سه شنبه ۱۳۹۹/۰۵/۲۱
8:18 AM

تبرّی از غیر الله

قطب الارشاد، علامه مفسّر حضرت مولانا محمدعمر سربازی نقشبندی رحمه الله

"قوله تعالی :《و من یَعتَصِم بالله فَقَد هُدِيَ إلى صراطٍ مستقيمٍ》 و هر کس به الله چنگ‌زند ، پس قطعا بسوی راه راست رهنمون شده است.

در این آیه ، تبَرّی از ماسوی الله که یکی از شعائر اهل طریقت است و در اینجا به "اعتصام" تعبیر شده است ، بیان می شود ؛

چنان که صاحب روح علامه آلوسی رحمه الله می فرماید: حقیقت این اعتصام نزد بعضی این است که از اسباب که در حکم اصنام معنویه اند ، دل برداشته شود و از دعوای حول و قوّت و اَنانیّتِ خود بیرون آید و همگی به حق سبحانه و تعالی بپردازد.


بعضی فرموده اند که اعتصام عاشقان ، ترک ماسوی و دخول در استار غیب است.
چو سرّی محرم راز خدا شد
خیال ماسوی الله زو جدا شد


حضرت مجدد الف ثانی رحمه الله فرموده است : " اگر اتفاقاً عمر نوحم دهند باز هم خطره ی غیری در قلبم خطور نمی کند."
و نیز فرمودند : "من به این کلمه ، غلام خواجه نقشبندم که فرمودند : هرچه دیده ای و خوانده ای و شنیده ای همه را زیر کلمه ی"لا" نفی باید ساخت."!

اعتصام اهل حقیقت این است که خود را در قبضه ی حق سپارد و اعتصام را هم فنا کند.
می گویم : این ، مقامِ فناءالفناء و نفی النفی است."

تفسیر تبیین الفرقان

کانال تلگرام مولانا شمس الحق فقهی

حسام الدین
سه شنبه ۱۳۹۹/۰۵/۰۷
6:3 PM

تاثیر ذکر اسم اعظم خداوند

شیخ التفسیر والحدیث حضرت مولانا محمد عمر سربازی رحمه الله تعالی می‌فرمایند:

🔸خلاصه همه کُتب آسمانی از تورات و زبور و انجیل و قرآن، اسم ذات ( الله) است.
به برکت نور همین اسم مقدس پیامبر صلی الله علیه وسلم را عروج جسمانی نُه فلک و عرش أعلی و همکلامی پروردگار در شب معراج نصیب گردید.


🔸«اللّه، اللّه»گفتن بسیار بابرکت و کار بزرگی است.
لفظ «اللّه»، اسم اعظم و جلاله است. لفظ «اللّه» از تمام صفات و اسمای باری تعالی بزرگ‌ترین و بابرکت‌ترین اسم است. وقتی حقیقت آن در قلب و سینه‌ی انسان جای گیرد و اثر کند، همه چیز انسان حل شده است.


🔸اگر فردی تمام اسمای حُسنی خداوند را به زبان بیاورد و ورد کند، و فردی دیگر فقط یک بار لفظ «اللّه» را با اخلاص و با حضور قلب به زبان بیاورد، همین یک بار «الله»گفتن او كه از سر اخلاص بوده نزد خداوند متعال از تمام اذکار بالاتر و باارزش‌تر است.

چنان‌که در حدیث آمده است:
«اگر انسان یک مرتبه با اخلاص و با سوز و حضور قلب لفظ جلاله‌ی «اللّه» را به زبان بیاورد، خداوند متعال می‌گوید: «لبّیک یا عبدی!»؛ (ای بنده! بفرما چه مشکلی داری؟! [بگو] هر مشکلی داری حلش می‌کنم؟


🔸حضرت شاه ولی‌ اللّه محدّث دهلوی رحمه الله می‌فرماید:

«بسا اوقات با اخلاص و با سوز و حضور دل، لفظ جلاله‌ی «اللّه» را به زبان می‌آوردم، تأثیرش را مشاهده می‌کردم‌ که آسمان‌ها را می‌شکافت و بالا و بالا می‌رفت، تا این‌که به «حظیرة القدس» می‌رسید و عرش الهی را می‌لرزاند!»
این است تأثیر اسم اعظم.


🔸البته زمانی چنین تأثیری را برجای خواهد گذاشت كه توأم با عمل باشد.

📚انفاس صوفی:۶۳


حسام الدین
یکشنبه ۱۳۹۹/۰۵/۰۵
8:19 AM

حفاظت از بلاها در تمام سال به اذن الهی

اندکی از گنجینه مشایخ

بعضی از عرفای اهل کشف فرموده‌اند که در هر سال ۳۰۰ هزار بلا از آسمان نازل می‌گردد و ۲۰ هزار تنها به روز چهارشنبه اخیر در صفر،پس در آن روز اگر کسی چهار رکعت نماز کند و در هر رکعت بعد از فاتحه:

سوره ی کوثر را ۱۷ بار

و اخلاص را ۵ بار

و معوذتین را یک بار

بخواند و بعد از سلام این دعا را یک بار با اخلاص بخواند در تمام آن سال از بلا مصون گردد-به اذن الله سبحانه و تعالی

دعا این است :

بِسمِ اللّٰه الرَّحمنِ الرَّحِيمِ اَللّهُمَّ يَا شَدِيدَ الْقُوٰی وَ يَا شَدِيدَ الْمِحَالِ يَا عَزِيزُ يَا مَن ذَلَّلْتَ بِعِزَّتِكَ جَمِيعَ خَلقِكَ اكْفنِي مِن شَرِّ جَمِيع خَلقِكَ يَا مُحسِنُ يَا مُجمِلُ يَا مُتَفَضِّلُ يَا مُنعِمُ يَا مُكْرِمُ يَا مَن لا اِلهَ اِلَّا اَنتَ اِرحَمنِي بِرحمَتِكَ يَا اَرحَمَ الرَّاحِمِينَ اَللهُمَّ بِسِرِّ الحَسَنِ وَ اَخِيهِ وَجَدِّه وَاَبِيهِ وَاُمِّه وَبَنِيهِ اِكفِنِي شَرَّ هذا اليَومِ وَما يُنزل فِيهِ يَا كَافِيَ المُهِمَّاتِ فَسَيَكْفِيْكَهُمُ اللّٰهُ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ وَحَسبُنَا اللّٰهُ وَنِعمَ الوَكِيل وَ لَاحَولَ وَلَا قُوَّةَ اِلَّا بِاللّٰه العَلِيِّ الْعَظِيْم وَصَلّى اللّٰه عَلى سَيِّدِنَا مُحَمَّدٍ وَعَلى اٰلِه وَصَحْبِه وَسَلِّم.

نكته :احقر می‌گوید (هرچند این دعا مجرب و صحیح است، اما )اگر او را چیزی مقدر است قدرت خواندن این دعا را پیدا نمی‌کند. (از احیاء و مجربات دیربی و غیر هما).

📚کنز الدارین: از علامه محقق ،حضرت مولانا محمد عمر سربازی رحمة الله علیه— ص۱۷۰

〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰

فرید
پنجشنبه ۱۴۰۴/۰۵/۳۰
3:19 AM

پاسخ به سوالاتی پیرامون بیعت با دیگر مشایخ در زمان حیات مرشد خویش

سوال :

آيا شخص در حیات مرشد خویش می تواند جایی دیگر بیعت نماید؟ آیا می توان به چند مرشد متفاوت در همان سلسله و یا سلسه های دیگر بیعت کرد ؟ آیا برای مرید اجازه است در حلقات دیگر مشایخ شرکت نماید ؟


جواب :

مشایخ هنگامی که مرید جهت بیعت با وی دست می دهد ، مرشد این آیه را تلاوت می کند

إِنَّ الَّذِينَ يُبَايِعُونَكَ إِنَّمَا يُبَايِعُونَ اللَّهَ يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ ۚ فَمَنْ نَكَثَ فَإِنَّمَا يَنْكُثُ عَلَىٰ نَفْسِهِ ۖ وَمَنْ أَوْفَىٰ بِمَا عَاهَدَ عَلَيْهُ اللَّهَ فَسَيُؤْتِيهِ أَجْرًا عَظِيمًا

ترجمه : همانا كسانى كه با تو بيعت مى‌كنند، جز اين نيست كه با خدا بيعت مى‌كنند؛ دست خدا بالاى دست هاى آنان است. پس هر كه پيمان‌شكنى كند، تنها به زيان خود پيمان مى‌شكند، و هر كه بر آنچه با خدا عهد بسته وفادار بماند، به زودى خدا پاداشى بزرگ به او مى‌بخشد.

بیعت یک نوع تعهد جهت ارتباط اصلاحی با مرشد است و خود را با تمام وجود جهت تزکیه در اختیار او قرار می دهد و این یک نوع معاهده است و شکستن آن سبب محرومیت می گردد

یکمرتبه حقیر از حضرت مرشد مولانا محمدعمر سربازی رحمه الله پیرامون شخصی که بیعت را شکسته و جایی دیگر بیعت می کند سوال نمودم ، ایشان فرمودند : این شخص را در اصطلاح صوفیه "مرتد طریقت" می گویند و تا زنده باشد معرفت الهی را حاصل نمی‌ کند و اگر حالاتی هم برایش ایجاد گردد جز استدراج چیزی نیست

همچنین ایشان در جواب فردی در مکتوبات می نویسند : بنده تا زنده ام بیعت کردن او به دست دیگری خیانت است و نمی تواند بیعت کند بلکه مشکلات خود را با احقر مطرح کند و سبقات دیگر را از احقر بگیرد البته بعد فوت احقر اگر او در این راه کامل نشد آن وقت اختیار دارد به نزد کسی دیگر مراجعه کند . مکتوب ۱۸۷۳

حضرت مرشد رحمه الله چنان به این موضوع حساس بودند که هیچگاه مرید دیگری را اگر مراجعه می کرد بیعت نمی دادند و می فرمودند تا شیخ تو در قید حیات هست چنین اجازه ای نداری که با دیگری بیعت نمایی

یکمرتبه در حلقه ذکر نزدیک شیخ رحمه الله نشسته بودم و بعد از بیعت عمومی وقتی یک عالم جهت تلقین ذکر جلوی حصرت شرفیاب گردید ایشان دست مبارک را بر قلبش جهت تلقین ذکر نهادند و فوری بدون القای نام جلاله برداشته و فرمودند : جایی بیعت نمودی ؟ وی گفت بله نزد فلانی ! حضرت فرمودند تا ایشان در قید حیات است بیعت تو با دیگری درست نیست و سبب محرومیت می گردد

بیعت و تعهد چنان ریسمان مستحکم و نورانی است که اهل کشف و فراست نور آن را احساس می کنند و حضرت شيخ رحمه الله که از این نور برخوردار بودند بمحض نهادن دست از القای ذکر اجتناب نمودند

البته این نکته اضافه گردد که ایشان می فرمودند : زمانی اجازه شکستن بیعت وجود دارد که مرشد وی اهل بدعت و خرافات باشد که شکستن بیعت و تعهد اشکال ندارد و بله لازم است بدون بدگویی وی جایی دیگر بیعت نماید

پیرامون بیعت نمودن نزد مشایخ متعدد نیز باید گفت اشتباه بوده و در طریقت جایگاهی ندارد بلکه تمام امور اصلاحی خویش را نزد مرشد خویش سپری کند و بدون اجازه مرشد حتی با دیگر مشایخ و حلقات ذکر دیگران شرکت ننماید زیرا روش تربیتی مشایخ و دستورالعمل های اصلاحی آنان متفاوت است و باعث تشویش ذهن می گردد

از همین رو حضرت مرشد رحمه الله همیشه می فرمودند " یکجا همه جا و همه جا هیچ جا "

حضرت مرشد رحمه الله باری فرمودند : بعد از وفات مرشدم در ایام جوانی ، نزد مولانا عبدالمالک صدیقی نقشبندی رحمه الله در پاکستان رسیدم و ایشان در باغ منزل با جمعی از علما نشسته بودند وقتی ایشان مرا از دور دیدند از تخت پایین آمده و به استقبالم آمدند و مرا شرمنده نمودند و سپس مرا کنار خود نشاندند و پرسیدند نامت چیست ؟ از کجا آمدی ؟ حاضران در جمع تعجب کردند و یکی از علما از مولانا صدیقی پرسید ، مولانا این همه علمای ریش سفید آمدند و شما حهت استقبال آنان برنخواستید و برای این جوان بلند شدید و ما فکر کردیم فرزند استاد یا شیخ شماست اما شما وی را نمی شناسید !

مولانا فرمود : نمی دانم چرا بی اختیار بلند شدم فقط این را احساس می کنم که مرشد این جوان و این جوان مرشدش را بسیار دوست داشتند و گویا همین عشق و محبت طرفین مرا بی اختیار بلند نمود

مولانا سربازی رحمه الله می فرمودند بعد از لحظاتی بلند شده و در مقابل ایشان نشستم و گفتم نزد شما آمدم تا تجدید سبق نمایم ، ایشان عمامه خویش را از سر درآورده و بر سرم بستند و فرمودند شما را خلافت دادم

این واقعه درس بزرگی از ارادت و محبت به شیخ مقتدا را می رساند که سبب ترقی شخص در مقامات سلوک می گردد

از همین رو شخصی که جایی بیعت نموده با تمام وجود عهد و پیمان خویش را حفظ نموده و بیقین بداند اسباب ترقی را نزد مرشد بشرط اخلاص و پایبندی حاصل می کند و نقض بیعت و عهد و پیمان خیانت و سبب محرومیت است

شمس الحق فقهی

یک‌شنبه ۲ دی ۱۴۰۳

فرید
یکشنبه ۱۴۰۳/۱۰/۰۲
4:16 AM

توسل از دیدگاه حضرت مولانا محمدعمر سربازی رحمه الله

🎶فایل صوتی | سـخـنان شیـریـن و گـرانـبـهای

شـیخ التـفسـیر والـحـدیـث مـولانا مـحـمـد عـمر سـربازی رحـمـه الله



📄 موضوع: آیا توسل گرفتن به اولیاء در هر صورت جایز است یانه؟

🎤زبان: فارسی

زمان فایل: ۲۱:۴۸

D
O
W
N
L
O
A
D
Download
فرید
شنبه ۱۴۰۳/۰۹/۱۰
5:14 PM

سوال: آیا میتوانم سلسه خود را تغییر دهم و به دیگر سلسله های تصوف درآیم؟

📝السلام علیکم ورحمة الله وبركاته

امیدوارم اوقات مبارک داشته باشید واز گزند روزگار در امان الهی باشیدبنده از افغانستان شما را زحمت دادم .

من در سلسله نقشبندیه با کسی بیعت نمودم .

حال میلان قلبی طرف سلسله چشتیه است .

ودر دو راه قرار گرفتم نمی دانم چه کنم

از سلسله نقشبندیه برایم فایده های بیشتر احساس می کنم مگر استقامت بر ذکر برایم توفيق نمی شود چه کار کنم.


✍وعلیکم السلام و رحمة الله وبرکاته.

اگر شیخ شما دارای عقیده ای صحیح و مطابق اهل سنت و جماعت است و از بدعات پرهیز دارد پس در بیعت شکنی ایشان هیچ خیری نیست.

سلسله ها مقصود به ذات نیستند بلکه مقصود خداوند متعال است فیاض حقيقی اوست ما و شما بهانه ایم

بنابراین بر مسلک شیخ خود ثابت قدم باشید و دو دلی را از خود دور سازید.

شیخ ما علامه سربازی رحمه الله می فرمودند:همانگونه که تلاعب بالمذاهب نحوست دارد و ناجایز است، تلاعب بالشیوخ نیز درست نيست.

https://t.me/boost/ehiaalssonan

فرید
جمعه ۱۴۰۳/۰۷/۰۶
5:33 AM

پدران و مادران انسان

جاهلان تصوّر مى‏كنند كه انسان بيشتر از يك پدر و مادر نخواهد داشت.

امّا در شريعت از جنبه‏ ى ادب و اخلاق، براى هر انسانى، هشت پدر و مادر مى‏ تواند وجود داشته باشد كه اداى احترام فرزندانه و خدمت به آنان بر او مثل پدر و مادر حقيقى واجب است.

اين پدران و مادران عبارتند از: پدر و مادر، برادر بزرگتر و خواهر بزرگتر، عمو و عمه، دايى و خاله، پدر زن و مادر زن (براى مرد) و پدر شوهر و مادر شوهر (براى زن).

خدمت به اين افراد چنان مهمّ است كه -به طورى كه حديث قبلى دلالت صريح داشت- مى ‏تواند جرم‏هاى سنگين را برطرف سازد و نيز اگر كسى حق پدر و مادر مرده ‏اش را به جاى نياورده است، با احترام و خدمت به آنان مى ‏تواند اين نقيصه را تلافى نمايد.

روايت شده كه حضرت «عباس» رضى‏ الله‏ عنه عموى «رسول اللّه» صلى‏ الله ‏عليه ‏و‏سلم ، نزد آن‌حضرت عليه ‏السلام از كم لطفى قريش در حق خود شكايت نمود.

آن‌حضرت عليه‏ السلام ناراحت شد و در موعظه علنى، خطاب به آنان فرمود:

«با عموى من، عباس به نيكى رفتار كنيد. عباس، عموى من و از بقيه‏ آباى من است. و عموى هر كس، به منزله‏ پدر اوست».

از آن وقت به بعد صحابه رضي الله عنهم احترام زايد الوصفى به او نشان دادند. در زمان حضرت «عمر» رضى‏ الله ‏عنه كه قحط شديدى روى نمود، ايشان به حرمت و جاه «عباس» رضى ‏الله ‏عنه به عنوان پدر «رسول اللّه» صلى ‏الله ‏عليه‏ و‏سلم

استسقاء نمود و در دعا، فرمود: «در زمان حيات رسول اللّه صلى ‏الله ‏عليه‏ و‏سلم به او توسل مى ‏جستيم ولى اكنون با توسل به عموى گرامى او، عباس، از تو باران مى ‏طلبيم». (اين دعا مستجاب شد و خداوند متعال قحط را برطرف گردانيد.)

......

امروزه متأسفانه حق پدر و مادر حقيقى پايمال مى‏شود، كجا برسد به حقوق ساير پدران و مادران. امّا به ياد بايد داشت كه بدون ادا و رعايت اين حقّ، هيچ عبادتى ولو فرايض و واجبات كامل نخواهند شد.

______

📚 منبع: تفسیر «تبیین الفرقان»، جلد سوم، اثر ارزشمند حضرت شیخ التفسیر و الحدیث علامه *مولانا محمد عمر ملازهی سربازی* رحمه‌الله

فرید
چهارشنبه ۱۴۰۳/۰۷/۰۴
4:19 PM

کوه ون اسمی آشنا و دوست داشتنی برای عاشقان و دل دادگان

هنگامی که اسم کوه ون را میشنویم گوشه های از زندگی بزرگ مرد عصر حضرت قطب الإرشاد علّامه محقق مولانا مُحَمَّد عُمَر سربازی رحمه الله تعالی در اذهان تداعی میشود آن ساده زیستی و بی تکلف بودن و عدم کوچک ترین تعلق با دنیای دون

شخصیتی که در تاریخ بلوچستان کم نظیر بوده اند، مجدد زمان، بدعت شکن دوران، منادی توحید، خدمات ارزنده و قابل توجه ای که برای اسلام ومسلمانان این خطه انجام دادند هرگز از یاد نمی رود

گرچه ایشان پیش ما نیست ولی الحمدلله شاگردان مخلص وجان فدایانی تربیت کرده اند که هر یکی گوشه ای از فعالیت‌های ایشان را ادامه میدهند، یکی تصنیف، دیگری تفسیر وحدیث ،دیگری تعلیم، یکی عرفان وتزکیه ودیگری نیز تبلیغ و...

خطه ای که روزی منشأ کفر و شرک بود،چنان درخت تنومند توحید و علم و عرفانی کاشت که هنوز توسط شاگردان عزیزش آبیاری شده و تشنگان علم و عرفان را سیراب می کند،

بله کوه ون یادگار عمر جان شهید رحمه الله تعالی با آن همه سادگی و عدم امکانات و در دل کوه به برکت مجاهدت های حضرت استاد رحمع الله تعالی چنان نام و آوازه ای دارد که هرشخص آرزوی دیدن این مکان معنوی را دارد

معنویتی دارد که با اولین دیدار حال و هوای عجیب و شوق برانگیزی در وجود انسان ایجاد می کند ، در آنجا احساس سبکی و شوق و شور خاصی متوجه انسان میشود آرزو می کنی ای کاش زودتر از این به این مکان معنوی و روحانی می آمدم تا از حضرت شیخ التفسیر فیض میبردم،

لهجه مردی که دارد بوی دوست

امتی را می کِشد تا کوی دوست

وقتی اسم کوه ون به گوش میرسد جاده پر پیچ و خم آن در ذهن می‌آید ساختمان های ساده مسجد و حوزه، کوه های کوه ون، معنویت و علم و عرفان و خاطرات دیگر لحظه ای در ذهن زنده میشوند دلت میخواهد هرچه زودتر بار سفر بدانجا ببندی تا خستگی و پریشانی و غم را از خود بتکانی و جان تازه ای بگیری،

برای اولین بار که روستا پادیک راببینی تو رابه تعجب وا می دارد که این روستای کوچک چه شخصیت های علمی، انقلابی و عرفانی را پرورش داده و تحویل جامعه داده است،

آری این نتایج اخلاص و تقوای حضرت شیخ الحدیث رحمه الله تعالی اند که هنوز نیز یکی از بزرگترین دانشگاه انسان سازی بلوچستان است

فضیلت وبرکت علم و عرفان است که این روستای دور افتاده را چنین فضل وشهره و محبوبیتی داده که نام و آوازه اش زبان زد عام وخاص است

مصداق بارز همّة الرجال لقع الجبال را در پادیک مشاهد میکنی همان جایی که تا قبل از آمدن حضرت قطب الإرشاد رحمه الله تعالی بزرگترین مرکز شرک و بدعت ذکری ها بود ولی با همت فولادین پیر فرزانه وبدعت شکن دوران مبدل به یکی از مراکزبزرگ نشر دین و توحید و علم و عرفان شد و قریب به شصت سال است که بسیاری تشنگان علم و معرفت را سیراب نموده و همچنان پیش میرود، جا دارد که کوه های کوه ون به خود ببالند ودر خود نگنجند چرا که چنین منبع علم وعرفانی در دل خود دارند...

صبح امید برتافت از خاوران خدارا

طوفان غم نوردید ایام شاد ما را

صد سال گذر باید تاچون عمری آید

دریای تصـوّف را شــیخ دگــری آیـد

از الله تعالی خواهانیم حوزه علمیه ایشان و تمام حوزه‌های اهل سُنّت را از مصائب و فتنه های انس و جن حفاظت بفرماید والله تعالی ایشان را در بالاترین درجات بهشت برین جای دهد.

✍ معاویه نعمانی

فرید
پنجشنبه ۱۴۰۲/۰۷/۲۰
4:25 AM

نامه/جهاد مشایخ و بزرگان تصوف

نامه

خدمت مولانا شمس الحق فقهی نقشبندی مجددی السلام علیکم و رحمة الله

جناب مولانا بنده از متعلق شما از کردستان هستم و غایبانه بیعت نمودم

الحمدالله به اذکار و اعمال پایبندم و الحمدالله نتیجه آن را در زندگی می بینم

جناب مولانا یک نکته ذهن مرا مشغول نموده که یکی اعتراض نمود الان در فلسطین مردم در ظلم یهودیان هستند و در گوشه گوشه اهل اسلام نیز دچار مشکلات هستند اما چرا در طول تاریخ همیشه صوفیان به خود و اعمالشان مشغول بودند و چرا اهل جهاد و سیاست نیستند و فقط به جهاد نفس پسنده می کنند در حالی که جهاد لازم و شهادت مقام والایی است و دخالت در امور سیاسی نیز لازمه ترویج دین است، سوال بنده فقط جهت تسکین خاطر است و تحقیق و قصد بی ادبی ندارم

... از کردستان

جواب

بسم الله الرحمن الرحیم

عزیزم... علیکم السلام و رحمة الله و برکاته

عزیز معترض در مورد مشایخ و بزرگان صوفیه تحقیق لازم را ننموده و این شبهه بر اثر عدم مطالعه سیرت آن بزرگواران است

عزیزم در طول تاریخ اسلامی بسیاری از مشایخ صوفیه در یک دست تسبیح و در دستی اسلحه داشته و مشغول ذکر و جهاد بودند و اگر بنده بخواهم از آن عزیزان مجاهد و شهید نام ببرم امکان آن در یک پیام وجود ندارد

بنده فقط مختصری از همین سلسله نقشبندیه که بدان منسوب هستیم را خدمت شما عرض می کنم تا از خدمات جهادی و انقلابی آنان آگاه گردید

عزیزم آخرین مرشد حضرت شیخ التفسیر والحدیث مولانا محمد عمر سربازی رحمه الله حضرت شاه بهاءالدین رحمه الله در جنگ شوروی با ملت غیور افغانستان در حالی که مُسن بودند مریدان را بسیج نمودند تا مشغول جهاد باشند و در نهایت نیروهای شوروی و روسیه فعلی به منطقه ایشان جهت دستگیری هجوم آوردند و چون منطقه صعب‌العبور بود ایشان را سوار بر شتر نمودند و بعلت کهولت سن و ناتوانی جسمانی حضرت رحمه الله ، دو طرف ایشان دو کیسه شن نهادند تا نیفتند و ایشان را زندانی نمودند و چندی بعد ایشان را در کیسه ای آویزان نموده تیرباران کردند و قبر ایشان تا به امروز مشخص نیست

پدر بزرگ گرامی حضرت شاه بهاءالدین رحمه الله ، حضرت شاه امان الله شهید رحمه الله نیز در جنگ با نیروهای مستعمره انگلیس در میدان جنگ شدیدا مجروح شدند و در مدت زمان کوتاه و بعد از انتقال به منزل شهید شدند

مرشد حضرت شاه امان الله شهید رحمه الله حضرت حاج دوست محمد قندهاری رحمه الله نیز بارها در میدان جنگ با انگلیس همراه با مریدان به میدان نبرد رفتند و بسیاری از مريدان ایشان به شهادت رسیدند

امام ربانی مجدد الف ثانی رحمه الله و فرزند ایشان خواجه محمد معصوم سرهندی رحمه الله و نبیره ایشان خواجه سیف الدین سرهندی رحمه الله بزرگترین سیاستمداران عصر خویش بودند که با درایت وارد سیستم حکومتی هند آن زمان شدند و حلقات ذکر در کاخ حکومتی داشتند و همیشه آنان را راهنمایی می نمودند

همچنین در این سلسه مبارک نام مبارک میزا جان جانان شهید رحمه الله می درخشد و خواجه احراری رحمه الله وجود دارد که در امور سیاسی چنان نفوذ داشتند که حتی بین حاکمان وقت وساطت نموده و صلح ایجاد می نمودند و از ایشان در امور حکومتی مشاوره می گرفتند و حضرت همیشه آنان را راهنمایی می کردند

و می فرمودند خداوند متعال در همین راه از من خدمت می گیرد و اگر این مشغولیت نمی بود و خود را فقط به تصوف مشغول می کردم در جهان ولوله می انداختم

فارغ از خدمات علمای اهل عرفان که سلسله تصوف ما توسط آنان متصل به صوفیان کرام هست

در سند علمی ما نیز علمای دیوبند وجود دارد که بزرگترین علما و صوفیان عصر خویش بودند و بنای دارالعلوم دیوبند بر مبارزه با انگلیس ایجاد گردید که بارها بصورت رهبری حرکت‌های جهادی بر علیه استعمار انگلیس را بعهده داشتند و بسیاری شهید شدند که هیجده هزار عالم و حافظ و صوفی در این راه مبارک جان دادند که می توان از حضرت حافظ ضامن شهید رحمه الله از مسند نشینان خانقاه تهانه بُن نام برد که از کنج خانقاه به میدان جهاد آمدند

بسیاری زندان شدند و عده کثیری همچون مولانا قاسم نانوتوی رحمه الله بانی دارالعلوم دیوبند تحت تعقیب انگلیس بودند

در عصر حاضر نیز شخصیت های بزرگ علمی و عرفانی نیز هستند که مشغول خدمات سیاسی و جهادی هستند که ذکر آن در پیام کوتاه نمی گنجد و ان شاءالله آگاهی دارید

عزیزم آنچه نوشتم مختصری از آن بزرگواران بود که امیدوارم متوجه شده باشید

گر در خانه کس است

یک جمله بس است

موفق باشید

شمس الحق فقهی

دوشنبه ۱۷ مهر ۱۴۰۲


خداوندا برادران ما را در فلسطین و نوار غزه نصرت بفرما.

اللهم انصرهم نصرا مؤزرا ياعظيم ياكريم ياذالقوة المتين قوهم وكن معهم اللهم امددهم بجندك الذين لايرون اللهم نصرك اللهم نصرك اللهم نصرك الذي وعدتبه عبادك المؤمنين والصالحين والمستضعفين والحمدلله رب العالمين وصلى اللهم على نبينا محمد وعلى اله وصحبه وسلم تسليما كثيرا

✍احمد عبدالحق مجددی غفرله


یا ذا العرش المجيد يا ذا البطش الشديد این طوفانی را که فرزندان اقصی به پا کرده اند محافظت بفرما و نصرتشان کن.


کم ترین کاری که می توان برای اهل غزه انجام داد دعاست که خداوند متعال آن عزیزان را به مورد حفاظت و نصرت خویش قرار دهد.

این وظیفه ایمانی هر مومن است.

✍احمد عبدالحق مجددی غفرله


يا نار الحرب كوني بردا و سلاما علي اهل غزة


اگر مشغله درس و تدریس نبود جهاد می کردم

ملفوظات علامه محمد عمر سربازی قدس الله سره(منقول از شخصی موثق)


در امت استعداد جهاد ایجاد کنید.

ملفوظات مولانا محمد ناصرالدین خاکوانی دامت برکاتهم


مالکوم ایکس: «اگر مراقب رسانه‌ها نباشید ؛ قطعا شما را طوری می‌سازند که از مظلومان متنفر باشید و قلبتان برای ظالمان و غاصبان بتپد».


درخواست دعا برای مظلومان فلسطین

هر برادر و خواهر مسلمان روزانه به این اذکار و دعاها اهتمام نموده و لحظاتی از وقت خود را به دعای پیروزی برای مظلومان فلسطینی اختصاص دهیم:

10 بار درود : اللهم صلی علی محمدٍ النبیِّ الامیِّ و علی آله وصَحبِه أجمعين.

100 بار: لا حول ولا قوة الا بالله.

10 بار : اللهم إنا نَجعَلُكَ في نُحُورِهِم و نَعُوذُبِك مِن شُرُورِهم.

10 بار: اللهمَّ اکفِناهُم بِما شِئتَ.

100 بار: اللهمَّ انصُر إخوانَنا في فلسطين علی الیهودِ الغاصبین.

10 بار درود.

در آخر : آمین یا سمیع یا علیم.

فرید
سه شنبه ۱۴۰۲/۰۷/۱۸
1:34 AM

توهین به علمای ربانی/جواب استاد مولانا قاری رحمت الله گمشادزهی

جواب استاد مولانا قاری رحمت الله گمشادزهی دامت برکاته.، به کسی که به علمای ربانی توهین کرده بود .........
بر آ ای شمس تبریزی زمشرق
که اصلِ اصلِ اصلِ هر ضیایی
=====
اولیا را هست قدرت از اله
تیرجسته باز آرندش زراه

البته کاربعضی غیرمقلدین از پندو موعظه گذشته


پسرجان!!
به ملا و مولوی‌های امروزی که از حصول علم باطن و عرفان و از تزکیه نفس دور مانده‌اند ممکن است لب‌گشایی کنی و آسیب نبینی ولی خیلی مراقب باش که اولیا و دوستان خاص و مقرب الهی که آخرین نمونه بارز آن (مولانا محمدعمر سربازی رحمه‌الله تعالی علیه) بود بی‌ادبی و گستاخی نکنی که نه خودت بلکه اولاد و نوه و نتیجه‌های بیچاره توهم آسیب می‌بینند.

چطور نمیدانی که مولای روم تا قبل از آشنایی با شمس تبریز به علوم ظاهر سرگرم بود و وقتی در مجلس شمس تبریزی نشست آنجا بود که تازه متوجه شد که تابحال به قطره‌ای از دریا اشتغال داشته،
و تصمیم گرفت که از شمس بخواهد که به او درس باطن و مراحل عرفان بدهد، آن روز شمس شرط گذاشت که خود مولانا برود و برایش شراب تهیه کند و گفت بعدا من بشما درس و اسباق عرفان می‌دهم.
هدف شمس روشن بود، تا به مولانا بفهماند که این تعظیم و سرخم کردن و مولانا مولانا گفتن مردم به نخی بند است و نباید به آن اهمیت داد .


دوست عزیز بشما توصیه میکنم کتاب عرفانی مثنوی را بدون تعصب حتما مطالعه کنید
یا حد اقل چکیده آنرا که در چهار جلد چاپ شده بنام سیرمعنوی حتما مرور کنید.


و بگذار در آخر بعد از این همه سال دوباره یادی از خاطرات استادی بی‌همتا و اهل معرفتی بی‌ریا بکنم

روزی مولانا محمد عمر سربازی که آرامگاهش مملو از نور و الطاف الهی باد در درس بخاری شریف یا ترمذی (در این لحظه دقیق یادم نیست) فرمودند:
وقتی به محضر باسعادت شاه غوث محمد هروی تشرف یافتم، و ایامی در مجلس ایشان بسر بردم و توصیه‌هایی فرمودند ،
یک روز قبل از خداحافظی، ایشان خلافت‌نامه‌ای به بنده دادند و فرمودند که شما خلیفه و جانشین بنده در طریقت و عرفان هستید اجازه دارید به بندگان خدا درس باطن بدهید
من عرض کردم جناب استاد و مرشد عزیز من نالایق خود را در آن مقام نمی‌بینم که به همچین مقامی رو کنم و ضعیف هستم.
ایشان فرمود شما را کار نباشد اولیاء‌الله اگر بخواهند از چوب خشکی که بر نوک کوه نصب شده می‌توانند میوه بچینند و میل کنند، اما سعی کن در شهرها زندگی نکنی و در کوهی ساکن شو،
من عرض کردم یاشیخ کوه و روستا در اطراف ما بسیار است دقیقا بفرمایید کجا ؟
ایشان فرمود چنین مکانی که در آنجا بار اول ورود کنی قلبت آنجا را می‌پذیرد و نوعی حس آرامش به تو دست می‌دهد.

دوستان و ای بندگانی که گمان می‌کنید تقرب جستن به خدا و از مخلصین بارگاه الهی شدن فقط با یک عمامه و ریش دراز و یک عصا و جبه بلند بدست می‌آید سخت در اشتباهید مولانا محمدعمر سربازی خون دل خورد تا به آن مقام رسید
از کوچکترین شبه و مکروهی اجتناب ورزید

چرا بعد از او دیگر هیچ عالمی نتوانست مثل او سرگشتگان و دلدادگان را از دور دست‌ها به کوهی پرت و صعب العبور بکشاند !
به راستی چه چیزی و چه نیرویی وجود داشت که خلق خدا از کردستان و از تاجیکستان ،افغانستان و پاکستان به سمت او سرازیر شوند ...
تقوا، خداترسی، با خدا و خلق یک رو بودن، و از همه مهمتر ناله‌های جانسوز و دعاهای نیمه شب آن عالم ربانی بود که شیفتگان گرداگرد او در کمال ادب و سکوت به صحبت‌های ایشان گوش‌جان می‌سپردند..

و حیف و هزاران حیف که دیگر شخصیتی مثل او نمونه زنده‌ای برای ملت باشد دیگر در میان ما نیست.

فرید
جمعه ۱۴۰۲/۰۵/۰۶
10:19 AM

هر گریه ای، علامت و دلیلِ  کمال نیست

✍ حضرت شیخ التفسیر والحدیث مولانا محمد عمر سربازی رحمه الله


🔹 بزرگان فرموده اند: هر گریه، دلیل بر کمال فرد نمی شود‌.

افراد زیادی هستند که در ظاهر صاحب کمال به نظر می آیند و در حین سخن گفتن گریه می کنند، اما در واقع هیچ کمالی ندارند.

🔹کمالات و کرامات افراد باید با ترازوی شرع سنجیده شود؛ زیرا اگر احوال و اعمال کسی مورد تایید شرع نباشد، به پشیزی نمی ارزد و دلیل ولایت وی نیستند.

اگر خداوند متعال بر یکی بر مبنای خوف الهی گریه طاری کند، نعمت خوبی است.

اما گریه به تنهایی کمالی نیست و چنین هم نیست که انسان با گریه به کمال می رسد.

🔹بنابراین، تمنای گریه کمال نیست.

بسیاری از افراد طبعاً نرم دل و بلکه "بُز دل" هستند که به اندک امری گریه می کنند.

من خودم بسیاری را دیده ام که خیلی گریه می کنند و به کوچکترین سخنی، اشک چشمانشان می ریزد، اما می دانم که اغلب اینان از ترس خداوند متعال نمی گریند، بلکه در طبع او ضعف و جُبن هست و خود به خود از مسایل و حوادث متاثر می شوند.

این جُبن و ترس، نامردی است.

مثل یک مریض که به اندک موضوعی شروع می کند به گریستن و داد و فریاد به راه انداختن.

[این ها عیب است، نه کمال.]

🔹در اصل عجز و نیاز انسان است که او را به جایی می رساند و این عجز از قلب نشأت می گیرد.

عجز و نیازی که انبیاء علیهم السلام داشتند، از قلب شان سرچشمه می گرفت؛ در قلب آنان دغدغه و لرزش می آمد و قلب شان می گریست.

نزد آنان گریه ی چشم چندان نبود.

🔹صاحبان کمال زمانی که به کمالات می رسند، اشک چشم شان نمی ریزد، بلکه قلب شان می گرید و اشک آلود می شود.

عرفی رحمه الله در این مورد گفته است:

عرفی به گریه اگر میسّر شدی وصال / صد سال می توان که به تمنا گریستن

خاقانی رحمه الله هم گفته است:

پس از سی سال این معنا محقق شد به خاقانی ‌/ که یک دم با خدا بودن، به از ملک سلیمانی

پس، کسی تا سی سال هم به تمنا بگرید، به درجه ای که مقام ذکر الله و عبادت است، نمی رسد.


📕 تفسیر تبیین الفرقان: جلد: ١٣

فرید
دوشنبه ۱۴۰۲/۰۵/۰۲
9:24 PM

«ابلیس»، نخستین مروج موسیقی در جهان

نخستین کسی که موسیقی نواخت، «ابلیس لعین» بود.


غزنوی می گوید: حضرت «آدم» علیه السلام، اولاد «هابیل» علیه السلام، را در بالای کوه و اولاد «قابیل» را که دخترانی بسیار زیبا داشت، در پایین کوه اسکان داده بود. «شیطان» برای این که آنان را گمراه سازد، به فکر جمع کردن شان افتاد. او نزد آنان به نی زدن پرداخت.


پیش اولاد «قابیل» رفت و به آنان گفت: شما را پریشان و غمگین می بینم؛ اما من کاری می کنم که شاد و خرم شوید. آن گاه شروع به زدن نی کرد و آنان دور او جمع شدند.


سپس پیش اولاد «هابیل» علیه السلام، رفت و آنان را نیز برای شرکت در مجلس شاد خود دعوت کرد. آنان نیز شرکت جستند.


بدین ترتیب راه مخالطت میان اولاد ذكور و إناث این دو برادر گشوده و زمینه ی فحشا هموار شد و آنان به زنا مبتلا گردیدند.


📚منبع: تفسیرتبیین الفرقان ص ٣٢ج ١٦
📌اثری گــرانقدر از : قطب الارشـاد شیخ التــفسیر والحــدیث عـلامــه شهــیدمــولانا محــمد عـمرســربازی رحمــةاللــه علیــه

﹌﹌﹌﹌﹌﹌﹌﹌﹌﹌﹌﹌﹌﹌
﹌﹌﹌﹌﹌﹌﹌﹌﹌﹌﹌﹌﹌

فرید
دوشنبه ۱۴۰۲/۰۵/۰۲
9:19 AM

در دل محبوبی جای گیرید

حضرت مولانا محمدعمر سربازی رحمه‌الله فرمودند:

حضرت مولانا عبدالمالک صدیقی رحمه‌الله که مشرّف به سلام نبی کریم صلی‌الله علیه وآله وسلم گردیده و تا سی‌سال مدعوی آن حضرت صلی‌الله علیه و‌آله و‌سلم برای زیارت مرقدش بود.

نبی اکرم صلی‌الله علیه وآله وسلم در خواب به ایشان پیام داده بودند هر سال به زیارت آن حضرت صلی‌الله علیه و‌آله و‌سلم بیاید و فکر چگونگی تدارک مسافرتش را نداشته باشد که به اذن الله‌تعالی خود ردیف خواهد شد.

ایشان رحمه‌الله به برکت این دعوت آن حضرت صلی‌الله علیه و‌آله و‌سلم، در سی‌سال آخر زندگی‌اش هر سال موفق به زیارت حرمین شریفین می‌شد

ایشان به حقیری همچون من _مولانا محمدعمر سربازی_ می‌گفت: چون در قلب مرشد خود محبوبیت یافته‌ای لاجرم به نزد هر کس محبوبی و در دل ما نیز این چنینی و فرموده بودند؛ آن قدر با تو محبت دارم که دلم می‌خواهد هر سال بیایی و هر لحظه نزد من باشی.

یک سال که نرفتم ایشان خود تا کویته آمده و بعد پیغام فرستاد؛ من تا کویته آمدم، چون به دیار شما نزدیک بود، گفتم شاید تو می‌آیی اما نیامدی.

سبحان الله! این قدر محبت.

حال من _مولانا سربازی_ به‌شما می‌گویم فقط در دل یک محبوب ، محبوبیت پیدا کنید و خودتان‌را در دل آن جای دهید، و عاشق و محب او باشید، خواهید دید که تمام اولیا شما را دوست خواهند داشت و گاه به خواب‌تان می آیند و هر کدام به شما می گویند: تو از آنِ منی.

📚 تفسیر تبیین الفرقان جلد ۱۷

حسام الدین
شنبه ۱۴۰۱/۱۲/۰۶
8:54 AM

عاشقان اینگونه زیستند

​​​​​​

✍(مولانا)شمس الحق فقهی

مولانا عبدالرحمن کراچوی _زید مجده_ که از خدمتگزاران علامه بزرگ مولانا سربازی رحمه الله بودند و در اکثر سفرهای حرمین شریفین با ایشان همراه بودند، از ایشان در مورد سفرهای وی با حضرت شیخ رحمه الله جویا شدم و حکایات جالبی بیان نمودند.

از جمله آن ها این بود که فرمودند:

وقتی در مکه مکرمه بودیم ایشان همیشه غیرمنتظره اعلان می نمودند که آماده شوید که به مدینه منوره می رویم!

این کارشان همیشه برایم علامت سوال بود اما حکمت آن را نمی دانستم.

یک روز از قیلوله و خواب ظهر بلند شدند و فرمودند آماده شوید تا به مدینه و زیارت روضه مبارک برویم

من گفتم مولانا الان هوا به شدت گرم است شما اذیت می شوید ،فردا صبح هوا بهتر است و عازم شویم .

ایشان فرمودند نه اینک راهی می شویم ، من بخاطر ایشان که اذیت نشوند إصرار نمودم ،

ایشان فرمودند : هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه وسلم می گويند نزدم بیایید بی ادبی است که حرکت نکنیم

ایشان در عالم خواب مرا فراخواندند و حرکت ننمودن خلاف ادب است.

آری این سرّی است در میان عاشق و معشوق و این است حال عاشقان و شیفتگان

و خود حضرت شیخ رحمه الله چه زیبا در _دیوان عمر_ سرودند

اگر بینم به خواب خوش جمال نازنینت را / کنم طواف بر گردت بچشمان سرمه گَردت را

تویی محبوب سبحانی ، تویی معشوق یزدانی / مرا سویت اگر خوانی ببوسم خاک پایت را

حسام الدین
جمعه ۱۴۰۱/۱۲/۰۵
9:51 PM

سخنان ارزنده حضرت قطب الارشاد پیرامون ذکر الله

حضرت قطب الارشاد مولانا محمّدعمر سربازی قدس سره مینویسند: در این راه سعی و ریاضت در کار است نه گفت و شنید و یا وعظ و اندرز،

ذکر الهی باید در کالبد سالک چنان سرایت کند که اسم و جسم یکی گشته و هر چه از اسرار »الست بربکم« بود از پنهان و آشکار نمایان گردد و مصداق این شعر شود:


چنان پر شد فضای سینه از دوست
که فکر خویش گم شد از ضمیرم

چنان کن اسم را در جسم پنهان
که می گردد الف در بسم پنهان


هیهات که امروز آدم بی فکر از ذوق این »می« بیخبر است و در حقیقت آن لذّت و ذوق که در ذکر محبوب است نه در دنیا نظیرش پیدا میگردد و نه در آخرت.


ذوق این باده ندانی بخدا تا نچشی.


کشتگان خنجر تسلیم را
هر زمان از غیب جانی دیگر است

از دل برون کشیم غم حال و آخرت
یا خانه جای رخت شود یا جمال دوست


خداوند متعال فرموده است:
من در مجلس کسی هستم که مرا ذکر کند.

ذکر است که انسان را از سرّ انسانیّت آگاه میگرداند و به سرای اصلی سیر میدهد و از خودی به خدا میکشد و از آب و گل به حقایق پیوند میدهد و از آفات و انفس به ملکوت میبرد

و از پستی به بلندی سوق میدهد و از بیگانگی میرهاند و به خیمه های عشق و سرای یگانگی میرساند و از عالم خلق به عالم امر میبرد.


چنان غرق گشتم به دریای عشق
که هر دم سر از عشق بالا کشم


بدون کثرت ذکر و صحبت شیخ کامل به پایان رسانیدن این کار، صعب و بلکه محال است.


به قول حافظ شیرازی:
بحریست بحر عشق که هیچش کناره نیست
آنجا جز آن که جان بسپارند چاره نیست
هر دم که دل به عشق دهی خوش دمی بود
در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست
فرصت شمار طریقه رندی که این نشان
چون راه گنج بر همه آشکاره نیست


و نیز میفرمایند:
این راه را نهایت صورت کجا توان بست
کش صد هزار منزل بیش است در بدایت

در این شب سیاهم گم گشته راه مقصود
از گوشه ای برون آ، ای کوکب هدایت


مقصود کار کردن و ذکر کردن است.
کثرت اسباق و مقامات بدون کثرت اذکار اشتغال به مراقبات سودمند نیست.

اسباق و مقامات فقط منازل ذکراند و به ذات خود غیر مقصود مثل منازل سفر که مقصود اصلی طی نمودن مسیر سفر است و استقرار منازل (در حین سفر) وسایل اند از این وجه گفته‌اند :


کار کن کار، بگذر از گفتار
کاندرین راه کار دارد کار


بعضی از نقشبندیان ما به کثرت اسباق و مقامات غَرّه شده اند و آنها را مقصود میدانند این اشتباهی بزرگ است؛

اگر فردی یک لطیفه گرفته ولی ذکر به کثرت میکند بهتر و اثر پذیرتر است و نزد اهل الله مقبولتر از آنکه ده سبق خوانده ولی ذکر نمیکند

بلکه کثرت اسباق بدون کثرت اذکار موجب کبر و غرور و گمراهی است.


جایی دیگر در جواب مریدی که طریقه ی حصول حبّ و خوف الهی و رسول خدا صلی الله علیه و وسلم و کسب مقام اخلاص و رقّت قلبی و دوری بی حوصلگی را سؤال نموده بود، مینویسند: عالج و داروی شما فقط سه چیز است:

1- کثرت ذکر الله البته تحقیقی نه تقلیدی یعنی همان ذکری که شخصی کامل بعد از اخذ بیعت به آن راهنمایی کند.
2- صحبت کاملین.
3- مطالعه ی احوال صالحین.


در خرمن کائنات کردیم نگاه

یک دانه محبت است باقی همه کاه


ضعف حبّ و خوف الهی و ضعف حبّ رسول اکرم صلی الله علیه و وسلم و نبود اخلاص و عدم رقّت قلب و بیحوصلگی در بندگی و ... همه ناشی از غفلت قلب و کسالت روح و در خواب بودن عقل (معاد) است

و چون غفلت از دل و کسالت از روح و خواب از عقل (معاد) دور شود، قلب متوجّه و روح چُست و عقل بیدار میگردد سپس انسان از حقیقت آگاه شده و جذبات الهی او را حاصل گشته و فکر معاد غلبه میکند و این همه متعلّق به کثرت ذکر است.


در ابتدای امر ذکر، اهل سلوک دو حالت دارند؛

گروهی هستند که ایشان را ابتدا شوق و ذوق و یکسویی در ذکر پیدا میشود

و گروهی را در اوّل مرحله این چیزها رخ نمیدهد بلکه آنها را صد تکلّف و مزاحمت وساوس و تشویش ها پیش میآید،

امّا اگر استقامت نموده و ادامه دهند آخرالامر موفّق میگردند و عنایت خداوندی شامل حالشان میشود و این گروه را به سبب زحمت بیشتر، اجر بیشتر است.


در حدیث است که »اَفضَلُ العِبَادَاتِ اَخمَرُهَا«

در حدیثی دیگر آمده: کسی که قرآن را با زبان لال و به صد مشقّت میخواند اجرش بیشتر است نسبت به آن که به ذوق و شوق و بدون مزاحمت قرائت میکند

لهذا شما را ادامه ذکر میباید، ذوق باشد یا نباشد، وسوسه آید یا نیاید، باک نکنید. ان شاءالله تعالی آخر کار کامیاب خواهید شد.
اصلِ کار دوام ذکر است.


ذکر کن ذکر تا تو را جان است
پاکی دل ز ذکر رحمان است

و به قول عطّار :
یاد حق آمد غذا این روح را
مرهم آمد این دل مجروح را


منبع: جام شریعت و سندان عشق

حسام الدین
شنبه ۱۴۰۱/۱۱/۲۲
6:29 PM

«خـیـر» و «شـر»؛ آزمـون‌هایـی الـهی

✍️ *شیـخ التفـسیـر والحـدیـث عـلامـه شـهـید مـولانا محـمد عـمر سـربازی رحمه‌الله:*

جمله‌ی قدسى *«وَنَبْلُوكُم بِالشَّرِّ وَالخَيْرِ فِتنة»*(أنبياء: ۳۵)


دلیلی صريح است بر این که تمام خوشی‌ها و ناخوشی‌های دنیا از طرف خداوند متعال و در حقیقت آزمون‌های او تعالی هستند.


پس مصایبی مانند ،بیماری، مرگ عزیزان، مخالفت دشمنان، تنگی رزق، پریشانی فکر، جلا وطن شدن از دیار و ... همه را برای بندگان و خصوصاً برای مؤمنان باید آزمون‌های الهی دانست.


«الله» تعالی با ارسال مصایب و بلیات و همچنین عطای اسباب عیش و تنعم به‌ مؤمنان، ایمان آنان را محک می‌زند تا ببیند آیا شکر پیشه می کنند یا راه ناشکیبایی و ناسپاسی می پیمایند.


گرچه «الله» تعالی خود بدون امتحان بر همه چیز آگاه است اما می‌خواهد از این طریق صبر و ثبات مؤمنان را در مواقع سختی، و شکرگزاری آنان را به هنگام تنعم و میزان حقیقت ادعای ایمان و اسلام‌شان را برای دیگران هم آشکار و مشخص کند.


امروز مسلمانان برای درمان بیماری‌های معمولی فوراً سر از مطب پزشکان در می آورند.
مثلاً اگر یکی شب دندانش دردکند، تا صبح منتظر نمی ماند و بلادرنگ در جست وجوی ماشینی بر می آید تا هر چه سریعتر خود را به بیمارستان یا مطب پزشک برساند
مردان بمانند، اگر خانمی هم به عارضه‌ای معمولی دچار شود؛ مثلا دانه ای کوچک بر بدن‌اش نمودار گردد آرام و قرار از شوهرش ربوده می‌شود و بدون توجه و تحقیق از علما به این که آیا از منظر شرع این بیماری به اندازه ای هست که جواز رفتن زن به نزد پزشک وجود داشته باشد یا نه او را به نزد پزشک می برد.


شرع زمانی مراجعه‌ی یک زن مسلمان بیمار را به نزد پزشک جایز قرار داده که هیچ دارویی در خانه و یا نزد آشنایان برای درمان او پیدا نشود و هیچ راه علاجی جز مراجعه به پزشک وجود نداشته باشد در آن صورت هم باید به نزد پزشک زن برود و تنها در صورتی که پزشک زن وجود نداشته باشد می‌تواند به پزشک مرد مراجعه کند و در آن صورت هم مراعات اصول و شرایط شرعی برای هر دو لازم است.


لازم است شوهران به این مسأله توجه داشته باشند و از رفتن غیر ضرور و غیر شرعی همسرانشان به نزد پزشکان مانع شوند.
اما آیا مسلمانان امروزی اصلاً از چنین
حساسیت دینی برخورداراند؟


در زمان قدیم اگر کسی خود یا فرزندش مریض می‌شد، مردم مرتباً او را تلقین به صبر می کردند تا آن زمان که مرض توان انجام فرایض را از او می گرفت و او قدرت وضو و نماز خواندن را از دست میداد آن وقت مریض از خداوند متعال عذر و عفو می خواست و خود را به نزد طبیبی می‌رسانید در چنین حالتی مراجعه به پزشک حتی عبادت محسوب میشود و برای چنین کسی در واقع هم بیماری و هم درمان موجب اجر و ثواب است


اما امروز مردم برای درمان بیماری‌هایی معمولی نیز بدان جهت اقدام به مراجعه به پزشک می‌کنند تا سبب تعطیلی کارهای دنیوی شان نشود و بنابراین، بیماری اصلاً مایه‌ی خیر برای اینان نیست و ثوابی برای شان در بر ندارد.


خلاصه‌ی کلام، همه‌ی این حالات خوش و ناخوش زندگی آزمون‌هایی الهی هستند و روز قیامت بنده از عکس العمل خویش در قبال آنها مورد محاسبه قرار خواهد گرفت
اما همان طور که توضیح دادیم متأسفانه ما در آزمون «شر» معمولاً سربلند بیرون نمی آییم.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
📚 منبع: تفسیر تبیین الفرقان جلد ۱۹ ص ۲۸
📌 اثرگرانقدر شیخ التفسیر والحدیث مـولانا مـحـمـد عـمر سـربازی رحـمه الله

حسام الدین
جمعه ۱۴۰۱/۱۱/۲۱
2:15 AM

مـصادیـق تمـثال پرسـتی در جامـعـه‌ی روز

✍️ *شیخ التـفسـیر والحدیـث عـلامـه شهیـد مـولانا محـمد عـمر سـربازی رحمـه‌الله:*
🔹 در این برهه از زمان احترام به تمثال در دنیا رواج زیادی پیدا کرده و مظاهر آن فراوان است. از جمله مصادیق بارز آن داد و ستد تصاویر بزرگان و شهدا و شخصیت های محبوب هر جامعه است که مردم پس از خریداری، آن‌ها را با احترام در خانه‌ها، مغازه‌ها و محل کار خود نگه می‌دارند و یا همیشه پیش روی خود دارند.
حکم نگهداری تصاویر کسانی از بستگان که در جاهای دور به سر می برند در جیب یا آلبوم تا گاه گاه به آن‌ها نگاه کنند و به یادشان بیفتند نیز همین است
▪️ یکی از روش‌های زشتی که خبر رواج آن به واسطه‌ی مراجعین دعابگیر به من رسیده، آن است که عده‌ای دعانویس برای تشخیص بیماری مریضان، تصویر مریض را جایگزین حضور مستقیم خود او کرده‌اند،
یک روز شخصی به نزد من آمد و اظهار داشت «چون آوردن مریض برایم مقدور نبود، تصویرش را با خود آورده‌ام» و به من گفت: «این عکس را بگیرید و از روی همان بیماری‌اش را مشخص کنید و برایش دعا بنویسید» به او گفتم « عکس را نزد خودت نگهدار من از آنان نیستم که چنین می‌کنند و اصلاً هم با این کار آشنا نیستم!»
گفت: «جناب خواجه! ملایانی هستند که به ما می‌گویند قادریم بیماری شخص را از روی تصویرش تشخیص دهیم و بنابراین، اگر قادر نیستید خود مریض را به نزد ما بیاورید، کافی است عکس‌اش را همراه داشته باشید.» گفتم: «این شیوه‌ی کار مخصوص خود آنان است؛ من به آن آگاهی ندارم.»
▪️باید بگویم که این دست ملاهای بدبخت، نه تنها خودشان گرفتار بت تمثال و تصاویر هستند، بلکه مسلمانان بیچاره‌ای را که کارشان لنگ است و به آنان مراجعه کنند نیز گرفتار این بلا می‌گردانند.
اصلاً ملای تعویذ نویس را با عکس چه کار؟!
این کار پزشک است که گاهی برای کشف علت و تشخیص بیماری، به دیدن عکس‌های داخل بدن ضرورت پیدا می‌کند

▪️حقیقت این است که این کار دعانویسان یک فریب است و قصدشان به دام انداختن مردم است.
می‌خواهند با این روش افکار عوام را متوجه مهارت دروغین خود کنند و این گونه وانمود نمایند که ما نیز همچون پزشکان قادر به تشخیص بیماری از طریق عکس هستیم.
یعنی چنین می‌کنند تا مردم نسبت به آنان اعتماد و عقیده و ارادت بیشتر پیدا کنند و در نتیجه از این رهگذر به نوای خود برسند.
این را به صراحت بگویم که وقتی کسی به تعویذ نویسی خو گرفت، دیگر توجه‌اش از چپ و راست و بالا و پایین سلب می‌گردد و رفته رفته حکم شریعت را به باد فراموشی می‌سپارد؛ چون آنگاه مطمع نظرش فقط یک چیز خواهد بود؛ به جیب زدن چهار ریال مسلمانان بیچاره؛ به هر قیمت و با هر نیرنگی که برایش ممکن باشد؛ ورنه از کجا با رؤیت عکس مریض، قادر است بیماری او را دریابد؟!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
📚منبع: تفسیر تبیین الفرقان جلد ۱۹ ص ۹۱
📌 اثرگرانقدر شیخ التفسیر والحدیث علامه شهید مولانا محمد عمر سربازی رحمه‌الله.

حسام الدین
پنجشنبه ۱۴۰۱/۱۱/۲۰
7:50 PM

توجیه توهین شیخ عبدالقادر گیلانی بر امام ابوحنیفه رحمهم الله و معنی «غوث اعظم»

برگی از مکتوبات حضرت شیخ المشایخ

در مورد توجیه توهین شیخ عبدالقادر گیلانی رحمة الله علیه بر امام ابوحنیفه رحمة الله علیه ومعنی «غوث اعظم»


(۱-بعضی می گویند: شیخ عبدالقادر گیلانی رحمة الله علیه درکتاب «مغنی الطالبین» امام ابوحنیفه رحمةالله علیه را توهین کرده آیا صحت دارد؟

2-چرا به شیخ عبدالقادر، غوث اعظم می گویند ؛ درحالی که غوث به معنی مددگار است؟


فرزند عزیزم ، ملا عبدالسلام اسماعیل زهی!

وعلیکم السلام ورحمة الله وبرکاته ؛ اما بعد:


نامه شمارسید و ملاحظه شد ، موفق باشید.

عزیزم! به تحصیل علم و ذکر سعی کنید. خداوند کریم شما را علم با عمل و نافع نصیب گرداند.

1-سیدناشیخ عبدالقادر گیلانی رحمة الله علیه مذهباً حنبلی می باشد. بعضی از مرجئه ، کتابی نوشته بودند و در آن کتاب آورده بودند که امام ابوحنیفه رحمة الله علیه عقیدتاً از ما بوده است. برای ترویج مذهب خود و گرم کردن بازار و کالای خود ، دروغ را بر امامنا الاعظم رحمة الله علیه إنتساب داده بودند ، اما علمای احناف آن راتردید کردند.

همین کتاب به دست شیخ عبدالقادر رحمة الله علیه افتاده بود. پس فقط به همین وجه ، امام ابوحنیفه رحمة الله علیه را مرجئه گفتند و توهین دیگری نکرده است.

اگر یك ولی بزرگ بر شخص دیگری تنقید علمی و نظری اشتباهاً بکند ، بزرگی او از بین نمی رود. بغیر از نبی معصوم، دیگر همه جایز الخطا هستند و با این همه، تمام أولیا ومحققین ، شیخ را «غوث الاعظم» می گویند.

نزد صوفیه ، غوث به کسی گفته می شود که مریدان خود را عرفانی یا علمی مدد(کمک) می کند و این مدد را هر عالم و هر استاد به مرید و شاگرد خود می کند. پیغمبر صلی الله علیه وسلم به این معنا به ذریعهٔ شفاعت ، غوث است، فرشته به این معنا غوث اند، صحابه رضی الله عنهم ، ائمه و ابن تیمیه وابن قیم رحمهما الله تعالی همه وهمه به این معنا غوث اند.

لذا به عقیده این افراد ، این امت، مقلدین ائمه ، سلفیان نجدی.... و همه بدعتی می باشند. محمد بن عبدالوهاب نجدی رحمة الله علیه در تمام اطوار زندگی از علم ابن تیمیه و ابن قیم رحمهما الله تعالی مدد گرفته است. پس معلوم می شود که در نظر این افراد، این هم بدعتی باشد. هیچ کس نگفته که شیخ، غوث مددگار مطلق است.

📕منبع: مکتوبات سربازی، جلدهشتم(مکتوب شماره2440)

«مکتوبات حضرت علامه محقق ، قطب الارشاد مولانا محمد عمر سربازی رحمة الله تعالی علیه»

حسام الدین
شنبه ۱۴۰۱/۱۱/۱۵
4:14 AM

خاصیّت و فوائد تسبیحات "فاطمیّه

♻️ *خاصیّت و فوائد تسبیحات "فاطمیّه"*

✍️ *شیخ التفسیر والحدیث مـولانا مـحـمـد عـمر سـربازی رحـمه الله:*

▪️علما می فرمایند: تسبیحات فاطمیّه خاصیّت عجیبی دارد.

هر کس موقع خواب این تسبیحات را بخواند قدرت جسمانیش برقرار مانده و از بلیّات محفوظ می ماند.

▪️بی بی فاطمه و حضرت علی رضی الله عنهما چنان پایبند بوده اند که حضرت علی رضی الله عنه می فرماید: حتی در شب صفّین هم در حین نبرد این تسبیحات را کامل خوانده ام.

▪️محقّقین می گویند: از خواندن این تسبیحات توفیق به عبادت حاصل می شود. برای همین خواندن این تسبیحات بر نفس بسیار سخت است.

اگر شخصی موقع خواب این تسبیحات را بخواند زود به خواب می رود.

▪️تجربه ی بنده است که گاه موقع شب ها که خوابم نمی برد میخواستم تا صبح کتاب بخوانم، اما همینکه شروع کردم به خواندن این تسبیحات زود خواب می رفتم.

📚 منبع: ‌کشّاف التّباریح شرح مشکاة المصابیح

📌اثری گــرانقدر از: شیخ الحدیث حضرت مولانا محمد عمر سربازی رحمه الله تعالی.

حسام الدین
پنجشنبه ۱۴۰۱/۰۶/۱۷
4:54 AM

وفات مولانا محمدعمر سربازی رحمه الله

بسم الله الرحمن الرحیم 

 

صدسال گذرباید تاچون عمری آید

  دریای تصوف را شیخ دگری آید

 

✍بیست وچهارم صفر 

  روزی است كه اهل سنت ايران از فقدان شخصیت بزرگش حضرت قطب الارشاد مولانا محمدعمر سربازی به ماتم نشست شخصيتي كه پس از ۱۵ سال هنوز حادثهٔ رحلتش دلها را به لرزه و موهای بدن را سیخ می کند.

 

🔹 آثار و تاليفات آن ابر مرد هنوز در رشته های مهم و مختلف دينی اعم از توحید و رد بدعات، تفسير تبیین الفرقان که در زبان کشوری بي بديل و محققانه است 

 

🔹و همچنان در موضوع حديث پیامبر صلی الله علیه وسلم و فقه امام همام ابوحنیفه «رحمةالله علیه» و ديوان شعر و طب سنتی نگاه پژوهشگران دينی و ملی را در محافل علمی به خود معطوف داشته است.

 

🔹به سال ۱۳۵۵ هق برابر با ۱۳۱۵ ه ش ابر مردی از سلالهٔ اهل بيت پيامبر صلی الله علیه وسلم در روستای انزا از خانواده ای متدين چشم به جهان گشود. 

 

🔹وی در اثر تربيت والدين چنان به رشد و بالندگی رسید كه با آنكه هنوز كودكی بيش نبود اما بر پهنهٔ جبينش آثار ذكر و عبادت، شجاعت و حماسه آفريني جلوه میكرد. 

 

🔹او ابتدا قرآن مجيد و برخي از كتب مقدماتی را در روستایش به اتمام رساند و سپس رهسپار پاكستان ديار علم و دانش گردید 

 

🔹حضرت مولانا محمدعمرسربازی «رحمةالله علیه» آنجا در محضر رجال علم و متخصصين علوم و فنون آن زمان با جديت تمام به فراگيری ميراث پيامبر «صلی الله علیه وسلم» پرداخت و پس از سپری نمودن چند سال غربت با اندوخته هايی از علم و معرفت عازم بلوچستان شد.

 

🔹حال او در زمانی به بلوچستان قدم میگذارد كه از هر سوی فتنه های شرك و قبرپرستی زبانه كشيده و جهالت و فقر سواد مردم بلوچ را از پای درآورده است. 

 

🔹او با عزمی استوار چون كوه، پای پياده بدون هيچ امكانات با توكل به ذات واحد كوهها و دشتها و بيابانهاي اين خطه را می پيمايد و ملت كوچ نشين و پراكندهٔ بلوچ را با روح قرآن آشنا ميگرداند. 

 

🔹آری! قدوم مبارك حضرت مولانا محمد عمر سربازی «رحمة الله علیه» در این سرزمین فرشته نجاتي بود كه به موقع آمد و بفضل وياري خداوند توانست آتش فشان فعال شرك و قبر پرستی و آيين ذكريت را مهار نماید.

 

🔹او در اين اقدام مجاهدانه و بی سابقه با مشكلاتی عديده دست و پنجه نرم می كند طوری که گاهی از سوی دشمنان به ترور تهديد می شود و گاهی از سوی مخالفان سنگباران می شود و گاهی از سوی جاهلان هتك حرمت می گردد اما با این حال همچون جد گراميش «صلی الله علیه وسلم» سرمويی از موقفش باز نمی ايستد

 

🔹اين مقطع ازعمر مبارك وی كه5سال به طول می انجامد، برای وی ميدان طايفی قرار می گیرد كه ناگزير ازآن بايد رد می شد.

 

🔹بالاخره اين مجاهدت و تلاشهای آن بزرگمرد به ثمر نشست و به سال 1380هـ ق بر آن سنگ تمام نهاد و مدرسهٔ دینی منبع العلوم را تاسيس نمود كه تا به امروز به عنوان یک پايگاه ايمانی و مركز علمی به نقاط مختلف جامعه، علم و دانش و بيداری دينی به ارمغان می آورد. 

 

🔹آری! بی گمان او معلمی مهربان و پدری با تدبير و خيرانديش بود که نظام اوقاتی با برنامه و حساب شده داشت به گونه ای که هم به تدريس كتب مختلف الفنون حوزه می پرداخت

 

🔹و هم توام با مطالعه و تحقیق به تفسير قرآن همت می گماشت به قضايا و اختلافات مردم به خوبی رسيدگي می نمود 

 

🔹و از طرفي در بخش افتاء فعاليتهای محققانه داشت و دست به تاليف و تصنیف نیز میزد بدون اينكه در مديريت مدرسه خللی واقع شود و يا تضييع حقوق اهل بيتش را به همراه داشته باشد. 

 

سرانجام آن مشعل هدايت، آن بلبلی كه سحرگاهان باسوز و گداز نغمه می سراييد آن شمع فروزانی كه برای قومش جانانه می سوخت سحرگاه چنين روزی درحالت سجده ،«۲۴/صفر/۱۴۲۸ق برابر با ۲۳/اسفند /۱۳۸۵ش» درسن ۷۲سالگی جهان فانی را برای همیشه بدرود گفت، وامتی را ماتم زده کرد.

 

        ▪️ إنا لله و إنا إلیه راجعون▪️

         مردان خدا چه باصفا می میرند 

         جان داده ودرراه خدا میمیرند

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

حسام الدین
جمعه ۱۴۰۰/۰۷/۰۹
4:57 PM

نتیجه ادب

💠 نتیجه ادب 💠

بزرگان هرگاه از متعلقین، خدمتی مخلصانه می‌بینند ، سعی در جبران آن می‌نمایند؛ حقیر ( نگارنده ) یکی از مشایخ را دیدم که در مقابل خدمات مریدان مؤدب، نماز نافله خوانده و ثوابش را به ایشان می‌بخشید از همین رو حضرت شاه نقشبند « قدس سره » می‌فرمایند: هرکس روزی پیش روی ما کفش نهاده ( فردای قیامت به إذن ) او ( تعالی وی ) را شفاعت خواهم کرد.

🚫 بی‌ادبی و نتایج سوء آن در طریقت 🚫

🔰 حضرت مولانا رشید احمد گنگوهی « قدس سره » می‌فرماید: هرکس به علمای دین، توهین، طعن و تشنیع نماید در قبر از سمت قبله روی می‌گرداند؛ هر که باور ندارد بنگرد.

🔰 حضرت قطب الارشاد مولانا محمد عمر سربازی « قدس سره » می‌فرمود: هیچ بی‌ادبی به خدای جل جلاله نمی‌رسد! تمام دلیل بوجود آمدن این فرقه‌های باطل و گمراه، بدون استثناء سوء ادب به یکی از بزرگان دین اعم از صحابه( رضی الله عنهم اجمعین) و اولیا ( رحمهم الله تعالی اجمعین) و علمای ربانی ( قدس الله تعالی اسرارهم ) بوده است.

💥 شخص بی‌ادب نتیجه بی‌ادبی خویش را حتما در دنیا می‌بیند و بسیاری از افراد بی‌ادب به شهادت بزرگان در حین وفات بدون شهادتین و بعضا بدون ایمان، قبض روح می‌شوند.

📘 جام شریعت و سندان عشق

✏️ تألیف حضرت مولانا شمس الحق فقهی نقشبندی مجددی حفظه الله تعالی

حسام الدین
سه شنبه ۱۴۰۰/۰۶/۰۹
8:8 PM

ذکرِ دائم؛ غذای جان عاشقان

 

✍ مفسّر بزرگ ، حضرت قطب الارشاد مولانا محمد عمر سربازی مجددی رحمه الله تعالی 


✔︎ اولین وصف «اولو الالباب» ذکر دایم قید شده است و این دوام ذکر، غذای روح عاشقان خداوند متعال و مؤمنان واقعی است. 
✔︎ از بزرگان قصه‌ی این حالت‌شان به گونه‌ها و الفاظ مختلف نقل شده است یکی می‌گوید: 

🔸شب و روز بجز ذکر تو در خاطرم نیست 
🔸بلکه در خلوت جان غیر تو کس حاضر نیست 

✔︎ حافظ رحمه الله فرمود:  

🔸مرا روزی مباد آندم که بی یاد تو بنشینم 

✔︎ و در جایی دیگر: 

🔸حجاب کثرت از هم بر دریده 
🔸به خلوت‌گاه وحدت آرمیده 
🔸ره وهم خود بر خویش بسته 
🔸به حق پیوسته و از خویش رسته 

✔︎ مولانای رومی رحمه الله فرمود: 

🔸اندرين ره می‌تراش و می‌خراش 
🔸تا دم آخر دمی غافل مباش 

✔︎ خواجه مجدد الف ثانی رحمه الله فرمودند: اگر اتفاقا عمر نوحم بدهند، اگر یک لحظه از ذکر خداوند متعال غافل شوم، خودم را مسلمان نمی‌دانم. 
✔︎ شان صحابه رضی الله عنهم همین بود. آنان مصداق این آیه بودند: ﴿رِجَالٌ لا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ﴾-نور ۱۳۷ (مردانی که نه تجارت و نه خرید و فروش از یاد خدا بازشان می‌دارد). 


📚تفسیر تبیین الفرقان [۶/۵۱۶]

حسام الدین
سه شنبه ۱۴۰۰/۰۴/۰۸
5:26 AM

درود فرستادن بر پيامبر اكرم ﷺ بعد از دو ركعت تراويح

#مسئله 

 

⁉️درود فرستادن بر پيامبر اكرم ﷺ بعد از دو ركعت تراويح 

 

📝الاستفتاء (237): 

شما استاذ محترم در شمشير برّان كه يكى از تصانيف خودتان است در بحث بدعات رمضان نوشته‏ايد:

در بعضى جاها مروج است كه بعد از هر دو ركعت در نماز تراويح می گويند: «بر حبيب خدا ختم انبيا صلوات»

شما در آنجا اين عمل را ازجمله‏ ى بدعات نوشته‏ايد، بنده به طور يقين تسليم مى‏ كنم اما بعضى از رفيقان ما مى‏ گويند كه اين ضعيف است زيرا در قرآن خداوند و فرشتگان همه بر پيامبر ﷺ درود مى‏ فرستند و حال اين كه در اينجا سلب آن مى‏ شود لذا اين مسئله را واضح كنيد كه اين ناآگاهان آگاه شوند. 

 

الجواب و باللّه التوفيق: در هر مسئله‏ ى جزئيه آوردن آيات و احاديث به عنوان استدلال ضرورى نيست.

بدعت هر آن عمل را مى‏گويند كه حضور اكرم ﷺ نه آن را انجام داده و نه اين كه گفته است و نه ديگرى كرده و ايشان خاموش شده‏ اند و از قرآن وحديث مستنبط هم نباشد.

اين درود بين تراويح از همين نوع بدعت است.

و آيه‏ ى كريمه براى مطلق درود دلالت دارد نه در هر جا و در هر مكان.

اين عمل از كسى از خلفاء و صحابه و تابعين و ائمه رضي الله عنهم ثابت نيست.

اين را بريلويان هندوستان در قرن هشتصد هجرى ابتداع و بنياد كرده‏ اند. 

وَاللّه‏ُ أَعْلَمُ وَ عِلْمُهُ أَتَمُ ‏ـ مُحَمَّدعُمَر(غُفِرَلَهُ) 

 

📚منبع :فتاوی منبع العلوم کوه ون /ج۱

13 ربيع الاول 1405 ه.ق

﹌﹌﹌﹌﹌﹌﹌﹌﹌﹌﹌﹌﹌﹌

 

◀️به پایگاه رسمی حوزه علمیه منبع العلوم کوه ون «پادیگ» درتلگرام بپیوندید.

 

حسام الدین
پنجشنبه ۱۴۰۰/۰۲/۰۲
11:55 PM

نماز؛ معراج روحانی

 در پای حضرت عروة بن زبیر رضی الله عنهم یک غده‌ی سرطانی پیدا شد. طبیبان نظر دادند که پای او باید از زانو قطع گردد. 

 

در آن زمان وسایل و امکانات بیهوشی وجود نداشت. در فکر افتادند که چگونه پای ایشان را قطع کنند. 

 

حضرت عروة رضی الله عنه پیشنهاد نمود پایم را راست نموده و به نماز مشغول می‌شوم و شما در این فرصت آن را قطع کنید. او دو رکعت نماز شروع نمود و چنان مستغرق شد که پا را قطع کردند و او تکان نخورد! 

 

حضرت مفتی محمد حسن لاهوری رحمه الله تعالی که هم دوره‌ی اساتید ما و شاگرد و خلیفه‌ی مجاز حکیم الامت مولانا اشرف علی تھانوی بود، پایش به سرطان مبتلا شد. 

 

پزشکان نظر دادند که باید پای او قطع شود. در این زمان دیگر امکانات بیهوشی بسیار بود، ولی خودشان اصرار کردند که بدون تزریق مواد بیهوش کننده و بی‌حس کننده پایش را قطع نمایند تا مستحق اجر شود و گفت می‌ترسم شاید در حالت بیهوشی بدون کلمه از دنیا بروم. 

 

لذا پیشنهاد نمود که دو رکعت نماز با اشاره می‌خواند و در این فرصت آنان پا را قطع کنند و چنین شد. 

 

حضرت مفتی محمود رحمه الله تعالی بیان می‌کند: در پای من زخمی پیدا شد. 

 

پزشکان تشخیص دادند که زخم سرطانی است و باید عمل شود. 

 

پزشک می‌خواست آمپول بیهوشی تزریق نماید. قبول نکردم و گفتم بدون آمپول عمل کن. او شروع به جراحی نمود و من مشغول ذكر الله شدم. 

 

فقط حس کردم چیزی قطع شد. بعد از ذکر دیدم زخم را جراحی نموده و بریده‌اند. 

 

این وقایع در دنیای عشق حقیقی عجیب نیست. 

 

زنان مصر در عشق جمال ظاهری حضرت یوسف به چنان مست و بی‌خود شدند که دست هایشان را بریدند و هیچ خبر شدند. 

 

پس چطور کسی که در جمال الهی مستغرق باشد، هوش و حواس هم داشته باشد؟ 

عشق مولی کی کم از لیلی بود؟ 

 

 

📚تفسیر تبیین الفرقان [۱/۳۴۷] اثر حضرت قطب الارشاد مولانا محمد عمر سربازی مجددی رحمه الله تعالی

 

 

حسام الدین
یکشنبه ۱۴۰۰/۰۱/۱۵
12:53 AM

سوره فاتحه گنجینه‌ی اسرار و رموز

■ هفت آیه مبارکه سوره فاتحه دافع هفت اخلاق قبیحه‌ی انسانی: 

  

☑️ قطب الارشاد حضرت مولانا محمد عمر سربازی رحمه الله تعالی در تفسیر گرانسنگ خود تبیین الفرقان می‌فرمایند: 

 

🔻اصول اخلاق ذمیمه سه مورد هستند:

❍ شهوت

❍ غضب

❍ هویٰ

که با نتایج خود

❍ بخل و حرص

❍ عُجب و کبر

❍ کفر و بدعت

 

شش مورد می‌شوند و از جمیع آنها یک مورد دیگر هفتم که بدتر از همه است، متولد می‌گردد و آن همانا «حسد»است. 

 

🔻عارفان می‌گویند: وقتی انسان می‌گوید: «الحمدلله» از این تحمید، شکر تكميل می‌شود و شهوت از بین می‌رود. 

 

✔︎ وقتی می‌گوید: «رب العالين» حرص و بخل او از بین می‌رود. 

 

✔︎ وقتی که به «الرحمن الرحیم» و «مالك يوم الدين» توجه می‌کند، غضب ختم می‌گردد. اگر به وصف «مالك يوم الدين» توجه می‌کردی و مجازات اخروی خویش را به یاد می‌آوردی، خشم تو نابود می‌شد. کسی که به حقیقت «مالک یوم الدین» پی‌برد، تکبر و غرور او تمام می‌شود. 

 

✔︎ با توجه به «ایاک نستعین» عُجب از بین می‌رود که خود توان هیچ کاری ندارد. 

 

✔︎ «اهدنا الصراط المستقیم» شیطانِ هویٰ را از بین می برد. 

 

✔︎ با نایل شدن به «صراط الذين أنعمت عليهم» کُفر او از بین می‌رود 

 

✔︎ و «غير المغضوب عليهم و لاالضالین» بدعت را از بین می‌برد.

 

📚تفسیر تبیین الفرقان [۱/۳۴۳] از حضرت قطب الارشاد مولانا محمد عمر سربازی مجددی رحمه الله تعالی 

 

 

حسام الدین
چهارشنبه ۱۳۹۹/۱۲/۲۰
5:36 PM

فناء في الشیخ

برگی از مکتوبات سربازی

مکتوب۱۴۴۹

🌴به شخصی که در مورد مقصد از رابطه روحانی بین شیخ و مرید پرسیده بود.

-----------

وعلیکم السلام ورحمة الله وبركاته؛ اما بعد:

منظور از رابطه روحانی میان مرید و شیخ در اصطلاح تصوف همان کَینونت معنوی است.

این رابطه هنگامی به ظهور می رسد که علاقه و ارتباط قلبی و معنوی مرید با شیخ ، زیاد باشد.

در این هنگام مرید دایما از سرچشمه شیخ کسب فیض می کند؛ بدون این که ارتباط ظاهری و صوری در بین باشد.

به این حالت در اصطلاح معروف تر و مختصرتر "فناء في الشیخ" می گویند.

۱۰ربیع الآخر_۱۴۲۳ھ.ق.

_____

🌸مکتوبات حضرت قطب الارشاد مولانا محمد عمر سربازی نقشبندی رحمه الله تعالی؛ جلد۶.

حسام الدین
چهارشنبه ۱۳۹۹/۱۱/۲۹
4:20 AM

نماز برای برآورده شدن حاجات

📃توصیه حضرت شیخ‌الحدیث مولانا عبیدالله افروخته حفظه الله برای عموم مردم خصوصا قشر اهل علم  


🔷چهار رکعت نماز بخواند در رکعت اول پس از سوره‌ی فاتحه 《لا اله إلا أنت سبحانك إني كنت من الظالمين، فستجبناله وَ نجيناهُ مِنَ الغَمّ وَ وكذلك ننجى المؤمنين》صد مرتبه بخواند 


و در ركعت دوم پس از سوره فاتحه 《رٍّب انّى مسّنى الضّر و انتَ اَرحمُ الراحمين》را صد مرتبه بخواند 


و در رکعت سوم پس از سوره‌ی فاتحه 《 و اُفوّض أمرِى اِلى الله انّ الله بَصيرٌ بِالعباد》را صد مرتبه بخواند 


و در رکعت چهارم پس از سوره‌ی  فاتحه 《و قالو حَسبنا الله و نعم الوكيل》را صد مرتبه بخواند . 


بعد از اتمام نماز صد مرتبه بگوید 《ربّ انّى مغلوب فَانتَصِر 》


سپس بعد از سلام دادن و اتمام نماز عاجزانه دعا کند


📚 گنجینه اذکار و اوراد /علامه سربازی رحمه‌الله 
القول المقبول/امام شاه ولی الله دهلوی رحمه الله 
مجربات عزیزی / امام شاه عبدالعزیز دهلوی رحمه الله 

 

حسام الدین
پنجشنبه ۱۳۹۹/۰۹/۲۷
4:24 AM

برگی از مکتوبات سربازی

✍ عارف کبیر ، علامه بزرگ ، مولانا محمد عمر سربازی رحمه‌الله


نامه
برای خواستگاری رفته ام اما خانواده دختر آرزو دارد پیامبر صلی الله و علیه السلام را در خواب ببیند و گفتم از مولانا خواهش می کنم که نماز نفل خوانده و دعا کند و قول صددرصد دادم که مولانا سخن مرا قبول میکند (لطفا این کار را انجام دهید)


جواب
عزیزم...
علیکم السلام ورحمة الله وبركاته
این چه آرزوی احمقانه است که بنده نماز بخوانم و دعا بکنم که آنها پیامبر صلی الله و علیه السلام را در خواب ببیند


بنده تا به حال خود را ارزش آن ندیده‌ام که خود تمنای این امر کنم زیرا خودم را ارزشمند دیدار ایشان نمی دانم و از شرمندگی خود هرگز این کار را نکرده‌ام


اما شما خودتان اگر اهلیت دارید این کار را بکنید، بنده حاضرم مهریه تان را پرداخت نمایم که شما زن بگیرید اما این چه تمنا و سوالات خرافی هستند که می کنید


مگر برای همین مرشد می‌گیرند که هر مشکلی را حل کند و یا حمال و جوابگوی هر تمنای مرید گردد ،


(بدون تعارف)بنده از آن مرشد ها نیستم ، اگر کسی این چنین می‌خواهد مرشد دیگر را برای خود در همین کارها پیدا کند والسلام

📖 مکتوبات سربازی: ۶/۹

حسام الدین
سه شنبه ۱۳۹۹/۰۹/۲۵
7:52 AM

دلنوشته

صبح چنین روزی بود که خبری ناگوار همچون صاعقه ای بر جامعه اهل‌سنت فرود آمد ، عروج ملکوتی مردی از تبار نیکی ، علامه ی صاحب کمال ، مفسری بزرگ ، شیخ الحدیثی محقق ، مفتی مدقق ، خطیبی توانا ، عارفی بلندپرواز .
سالیان جوانی خویش را در کوه هایی فاقد از امکانات در راستای اشاعت دین سپری نمود ، مردمی مرتد شده بودند و منکر نماز و شریعت و غرق منجلاب شرک و خرافات ، او سالیان سال را با پای پیاده و تنها به دعوت و تبلیغ سپری نمود و بارها دچار ناملایمات شد و قصد جانش را کردند اما او دست از تلاش برنداشت و بعد از مجاهدت ها، روحی جدید در کالبد مردم دمید ،


گم گشتگان تاریکی راهشان را در نور کلامش یافتند ، رهزنان عابد و زاهد ، غافلان ذاکر و دعوتگر شدند ، سنگ بنای مسجد و مدرسه را بنا نمود آن هم در دل کوه های صعب العبور و سر به فلک کشیده ، دیگران در کارش حیران بودند اما غافل از اینکه

لهجه مردی که دارد بوی دوست / ملّتی را می کشاند تا کوی دوست


طلاب و مریدان از اقصی نقاط کشور بسویش آمدند ، جاده ای وجود نداشت، برق نبود ، کمبود آب و نامی از امکانات رفاهی نبود ، اما با وجود همه این کاستی ها مردی مخلص و نیکو سرشت وجود داشت که همگان را مجذوب خود نموده بود ، نگاهش شور عاشقانه داشت ، کلامش بوی محبوب می داد و نشان از راه دوست ، هر قدمش بر شاهراه سنت بود و شریعت خط قرمز و طریقت منش او بود،


اگر یک روز در آن محفل نورانی نمی بود همه جا سوت و کور بود و همگان جای خالی اش را احساس می کردند ، آری او شمع بزم عاشقان بود که پروانه وار گردش می چرخیدند.


عمرش را در یک کلبه بسیار کوچک سنگی سپری نمود اما دیدگاهش وسیع هچون جهانی بود ، و براستی چه زیبا گفتند که انسانهای بزرگ در کلبه های کوچک و انسان های کوچک در خانه های بزرگ یافت می شوند.


آری او پشت به ظواهر دنیا نموده بود ، می توانست بهترین امکانات را داشته باشد و دوست دارانی داشت که همه چیز را فدایش می کردند اما او نمی خواست .


با عملش سخن می گفت و کردارش الگوی همگان شده بود .


او دلبسته مکانی دیگر بود ، او ظاهر و پوست را نمی نگریست بلکه درون و مغز و حقیقت را می دید ، با گرفتن نام الله بغض گلویش را می فشرد و با گرفتن نام محبوب مدنی اشک از چشمانش سرازیر می شد ، چنان به صالحین امت و علمای دیوبند عشق می ورزید که با ذکر یادشان بی تاب می شد ، آری او از دیار خاکی صفتان نبود


مرغ باغ ملکوتم نِیَم از عالم خاک / دو سه روزی قفسی ساخته اند از بدنم


عمرش به کهولت رسیده بود اما عشق به قرآن و حدیث به او انرژی می داد و توانایش می کرد و ساعت ها مشغول تدریس بود.


روزها سپری می شد تا اینکه پیک اجل از راه رسید و در سجده نماز شب با حالتی عاشقانه روحش پرواز نمود ، او رفت و صد داغ حسرت بر دلها گذاشت ، آری دیگر مولانایی نبود...


صبر بسیار بباید پدر پیر فلک را / تا دگر مادر گیتی چو تو فرزند بزاید


صبحگاه شادی به اشک و گریه مبدّل شد و همه خود را یتیم می پنداشتند و جمعیتی که حاضر نبودند نالان بسوی مرکز علمی و یادگار بجا مانده اش سرازیر شدند و تا آخرین عهد و پیمان را با شیخ سرباز مولانا محمد عمر سربازی رحمه الله ببندند و بگویند مولانا راهت را ادامه می دهیم...


شمس الحق فقهی
سه‌شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۹
۲۴ صفر ۱۴۴۲

حسام الدین
سه شنبه ۱۳۹۹/۰۷/۲۲
8:6 PM

آمارگیر وبلاگ

Print <-BlogAndPostTitle->
  • new posts
  • ساعت و تاريخ