☪ نکوهش غلو نمودن در احترام و ادب
📝 حکیم الامت مولانا اشرفعلی تهانوی رحمهالله
ترجمه : شمس الحق فقهی
یک شخص از مجلس ( حکیم الامت مولانا اشرفعلی تهانوی رحمهالله) برخاست و چند قدم عقب رفت و خارج شد (بخاطر ادب ظاهری پشت به ایشان نکرد )
مولانا فرمودند:
ای مرد، همانند یک انسان راه برو ! چرا مثل قطار، عقب و جلو میروی؟
سپس فرمودند : وقتی افرادی اینگونه گام برمیدارند (و با تکلف برخورد می کنند)، چنان سنگینی و آزاری بر دلم حس میکنم که نمیتوانم آن را بیان کنم.
مشخص نیست که آیا آنها مرا العیاذ بالله قبله خود میدانند یا چیز دیگری.
این همه، رسوم باطلی است که برخی پیرزادگان ایجاد کردهاند.
چنین رفتارهایی به شدت باعث دلزدگی و آزارم میشوند.
📕 الافاضات اليوميہ : جلد : ۷ ملفوظ شماره ۳۷۷
⚜ ذکر
قطب الارشاد مجدد زمان پیر پیران حضرت مولانا محمدعمر سربازی قدس سره فرمودند:
هر کس می خواهد که به خداوند برسد و در راه عرفان پیروز گردد ، باید به کثرت ذکر اللّٰه جل جلاله بکند ؛ چرا که این ذکر قدرت عجیبی دارد.
زیرا که "اللّٰه" جل جلاله ، اسم اعظم خداوند متعال است و کسی که این ذکر را به کثرت کند ، دارای قدرت عجیبی می گردد .
🔶 منبع : تجلیات سربازی
شخصی به حضرت إمام أبو حنیفه رحمه الله گفت: از الله بترس!
حضرت إمام أبو حنیفه رحمه الله بدنش به لرزه افتاد، چهره اش زرد شد و سرش را پایین انداخت
و (به آن شخص) فرمود:
الله به تو جزای خیر دهد. چقدر مردم نیازمند شخصی هستند که در هر زمان مثلِ این (گفته) را به آنها بگوید.
📒منبع:
سير أعلام النبلاء : ۶/۴۰۰
🟡بسم الله الرحمن الرحیم🟡
🟫برای ظهور اثرات و برکات اوراد و اذکار دو طریق موجودست:
🔸۱.استعداد
🔸۲.کثرت تعداد.
با کثرت تعداد ، استعداد هم رشد می نماید.
لذا سالکان که به درجه کمال کاملین نرسیده اند ، باید به کثرت ذکر کنند.اما کاملان با استعداد و ملکه باطنی اثرات را دریافت می کنند؛ مانند تلاوت آیة الكرسي بعد از فرائض که یکبار سنت هست؛ لیکن شایسته است که ۵ بار یا ۱۰بار خوانده شود تا استعداد ما برای دریافت انوار وبرکات این وظیفه تقویت شود.
✒️برگرفته از افادات ولی کامل شیخ التفسیر فقیه العصر حضرت مفتی محمد زرولی خان قدس سره.
📝محمدعرفان غفرالله تعالی له.
🎙حضرت شیخ الحدیث مولانا عبدالرحمن چابهاری حفظه الله در مورد بغض ورزیدن به علماء
🔰حضرت علی(رضی الله عنه) از رسول اکرم(صلی الله علیه وآله وسلم) نقل میفرمایند: که زمانیکه امتیان من با علمای خود بغض بورزند و ساختمان های بلند و بزرگ بنا بکنند ، و مال و ثروت را ملاک و اساس همه چیز قرار بدهند و در ازدواج و نکاح دادن دختران و پسران تاخیر بورزند.
خداوند متعال چهار نوع عذاب را بر آنها نازل میفرمایند:
۱)قحطسالی و خشکسالی
۲)ظلم توسط قدرت مداران بر جامعه حاکم میشود
۳)حاکمان خیانت خواهند نمود
۴) دشمنان اسلام تقویت و قوت قلب را پیدا میکنند و علیه مسلمین جهان دلیر میشوند
( دشمنان اسلام چیزی ک باعث قوت قلب مسلمانان میشود را پیدا و از همان طریق باعث نابودی مسلمین میگردند)
قرآن به ما خبر داد:
زنی سالخورده و نازا باردار شد.
دختری مجرد و پاکدامن، فرزندی به دنیا آورد.
چاقو نبرید.
آتش نسوزاند.
ماهی، بندهای را بلعید ولی او را هضم نکرد.
شتری از دل صخره بیرون آمد.
ماه دو نیم شد.
نوزادی سخن گفت.
دریا شکافته شد.
خداوند میخواهد به ما بگوید که او پروردگار ناممکنهاست.
✍🏻:ادهم_شرقاوى
گویی این آخرین نبرد است!!!
نوشته دکتر: ادهم شرقاوی
زوال "اسرائیل" از صفحه روزگار، یک حقیقت قرآنی و وعده پیامبرانه است... پس ما نمیپرسیم که آیا نابود میشود یا نه؟ چون به یقین نابود خواهد شد! به اذن خداوند.
سوال اصلی این است: کی؟
من از آن کسانی نیستم که بنشینم و منتظر معجزه بمانم، بلکه معتقدم معجزه پس از آن میآید که مؤمن نهایت تلاش خود را بکند!
آنگاه که باطل با تمام قوا حمله میکند و یک قدم تا پیروزی فاصله دارد، و حق تا آخرین ذره مقاومت میکند، طوری که گویی در آستانه شکست است... آنگاه معجزه میآید!
قرآن به ما یک حقیقت ثابت را میآموزد: جنگ عقیده با جنگ قدرت فرق دارد!
- در جنگ قدرت، خداوند مردم را به اسباب و موازین قوا وا میگذارد؛ هرکه قویتر باشد، پیروز میشود.
- اما در جنگ عقیده، لازم نیست قوا برابر باشد و موازین علت و معلولی به هم بخورد!
تمام طاغوتهایی که خداوند نابودشان کرد، در اوج قدرتشان نابود شدند:
- وقتی خدا فرعون را هلاک کرد، او در اوج غرور فریاد میزد: "أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلَى" (من پروردگار برتر شما هستم!) و با لشکریان مسلحش نابود شد.
- وقتی خدا نمرود را هلاک کرد، او در اوج تکبر میگفت: "أَنَا أُحْيِي وَأُمِيتُ" (من زنده میکنم و میمیرانم!).
- وقتی خدا قوم عاد را نابود کرد، آنها میگفتند: "مَنْ أَشَدُّ مِنَّا قُوَّةً؟" (چه کسی از ما قویتر است؟).
- وقتی خدا قوم ثمود را هلاک کرد، آنها همچنان در قدرت بودند و کوهها را میتراشیدند.
- و وقتی خدا احزاب (لشکرهای متحد ضد اسلام) را در جنگ خندق شکست داد، زمین بر مؤمنان تنگ شده بود و دلها به گلو رسیده بود!
وقتی جنگ بر غزه آغاز شد، فکر میکردم این هم یک نبرد دیگر است، مثل تمام نبردهای گذشته... اما حالا چیزی در دلم میگوید این بار آخر است!
این وضعیت پایدار نمیماند... به زودی "ریح الأحزاب" (باد نصرت الهی) خواهد وزید، و بادهای خدا هزاران شکل دارند (وَمَا يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ)!
حتی اگر این جنگ هم مثل گذشته تمام شود، از جایی ادامه خواهد یافت که قبلاً تمام شده بود! اما یک چیز قطعی است: این جنگ دیگر در دست ما یا آنها نیست، دست خداست که آن را پیش میبرد.
من ضد عقلانیت و محاسبه واقعیتها نیستم... اما این همه مقاومت، اصلاً عقلانی نیست!
- هیچ کشوری در جهان، زیر این حجم از بمباران و محاصره، اینگونه مقاومت نمیکرد.
- غزه از نظر جغرافیایی یک منطقه باز است (بدون کوه، جنگل یا دره) و از نظر نظامی "منطقه شکستخورده" محسوب میشود... اما هنوز ایستاده است!
- در جنگهای گذشته، ارتشهای عربی در ساعاتی شکست میخوردند... اما امروز، صحبت از "واقعگرایی" خودش یک معجزه است!
هیچ اشغالگری تا ابد نمانده است... این یک قانون تاریخ است، فارغ از عقیده مردم آن سرزمین.
تمام اشغالگران رفتند... و این یکی هم خواهد رفت، دیر یا زود، و امید که زود باشد!
پخش کنید و بشارت دهید...
این متن امید و یقین به نصرت الهی را زنده میکند. هرکس میتواند با اشتراکگذاری آن، جرقهای از امید باشد.