تاثیر سحر و چشم زخم و توجه قلبی مرتاضین باید موافق تقدیر خداوندی باشد
[سَوابِقُ الهِمَمِ لا تَخْرِقُ أَسْوارَ الأَقْدَارِ]
یعنی توفیق همتهای عالی نمیتواند شکافت، قلعه محکم تقدیر یزدانی را.
همم جمع همت است و آن اینکه طائفین مرتاضین توجه قلبی بهمت تامه برای جریان بعض امورات از خیر و شر میکنند و اثر آن در بعض موارد ظاهر میشود و سحر و آسیب چشم هم ازین قبیل است.
حضرت شیخ ابن عطاءالله رحمه الله پیش از بیان تدبیر این مقوله آورد که این همم و سحر و غیره آن وقت موثر میافتند که موافق تقدیر آیند ور نه از آن هیچ اثر نمیتواند شد.
پس چونکه این چیزها بلا موافقت تقدیر بیکاراند تدبیر بنده برای بهتری خود بغیر موافقت تقدیر چه میتوان کرد.
بنده بیچاره بکدام زور بازو قلعههای مقدرات پروردگار را میتواند شکست این قلعه را هم سنگ منجنیق تقدیر او میتواند بر هم زدن
لا یحمل العطایا الملک الا مطایاه
يعنی بخششهاي شاه را نميتواند برداشت مگر شتران وی
مثل مشهور است.
درینجا رمزی است مخفی و آن اینکه بر اعمال نیک خود تکیه کردن نباید، و بر همت خود مغرور شدن ابلهی است که خاتمه ستور(پوشیده) است و تقدیر او تعالی در حقش نامعلوم اگر او را شقی نوشته بودند باعمال صالحه آن تقدیر مبدل نمیگردد.
آری! بحکم او تعالی تقدیر ازل مبدل میتواند شد قصه شیطان لعین است که هفت هزار سال در تحت سایه عرش بندگی بجا اورد و هیچ نوع عبادت باقی نماند که او بجا نیاورد اما لشکر تقدیر غالب آمد و او را شقی ازل و مطرود ابد ساخت.
شیخ ملا معین هروی در اسرارالفاتحه نوشته است که روزی فاروق اعظم رضیالله تعالی عنه ابلیس را بر دروازه حرم مدینه مطهره دید که استاده است، بازویش محکم گرفت گفت ای کمبخت اینجا چه کار داری و ترا باین مکان چه مناسبت؟
گفت بگذار ای ابنالخطاب و بگذر من هفت هزار سال در تحت عرش سجده خالق یگانه کردم و جز او نپرستیدم به یک نافرمانی مطرود مخذول گشتم و تو به پنج سجده خود مغرور میشوی
تا دیروز ترا میدیدم که در پیش بت سجده میکردی و حالا مرا گرفتهای.
عمر در گریه افتاد و او از دستش رهایی یافت
شعر:
گر من گنه جمله جهان کردستم
لطف تو امید است که گیرد دستم
گفتی که بروز عجز دستت گیرم
عاجزتر ازین مخواه کاکنون هستم
حکمت سوم
#الحكم_العطائية تصنیف شیخالعارفین، امام المحققین، ترجمانالواصلین ابوالفضل تاجالدین احمد بن محمد بن عبدالکریمبن عطاءالله السکندري المصري المالکي الشاذلي رحمة الله علیه رحمة واسعة
