تـــصـــوف و عـــرفـــان

(تــزکــیــه و احــســان)

زبان عشق

یک مرتبه ، یک شیخی از ترکیه، (به نام)اسعد افندی ،محضر حضرت حاجی امدادالله مهاجر مکی قدس سره تشریف آورد .

حضرت رحمه الله درس مثنوی می دادند و به زبان اردو بیان می فرمودند و آن شیخ لذت می برد.

یکی از خادمان حضرت رحمه الله عرض کرد که اگر این(شیخ ترکی) اردو می دانست ،بیشتر لذت می برد.

حضرت حاجی صاحب رحمه الله فرمودند : عزیزم! قید زبان در میان نیست . و این شعر را خواندند:

فارسی گو گر چه تازی خوشتر است

عشق را خود صد زبان دیگر است

بوی آن دلبر که پرّان می شود

این زبان ها جمله حیران می شود.

📚معارف الأكابر

🖌ترجمه: محمدعرفان

عشق محتاج زبان نیست

فرید
دوشنبه ۱۴۰۳/۱۰/۰۳
12:48 AM

خانقاه  « تهانه بون»

روزگاری در خانقاه « تهانه بون» سه شخصیت بزرگ

1⃣ حضرت حاج امدادالله مهاجر مکی رحمه الله
2⃣ شیخ محمد محدّث تهانوی رحمه الله
3⃣ حافظ ضامن شهید رحمه الله

بر مسند ارشاد نشسته بودند.

اعلان جهاد از سوی علما بر علیه استعمار انگلیس بلند شد و علمای دیوبند که در رأس امور جهاد قرار داشتند، درس وتدریس را تعطیل نمودند و وارد میدان مبارزه شدند

مشایخ خانقاه « تهانه بون» نیز لباس جهاد بر تن نمودند و مریدان را نیز بسیج نمودند.


حافظ ضامن رحمه الله در این کارزار شدیدا مجروح شدند، حضرت مولانا رشید احمد گنگویی رحمه الله ایشان را بر پشت نهاده و تا مسافت زیاد حمل نمودند تا اینکه کنار مسجدی رسیدند حافظ ضامن فرمودند: آخرین لحظات است مرا بر روی پلّه مسجد بنهید و دوست دارم آخرین نفس هایم را کنار خانه رب العالمین باشم و جان دهم.
در حالی که روده های مبارک از شکم بیرون زده بود با ورد الله الله جان به جان آفرین تسلیم نمودند.

حسام الدین
شنبه ۱۳۹۹/۰۵/۰۴
4:53 PM

آمارگیر وبلاگ

Print <-BlogAndPostTitle->
  • new posts
  • ساعت و تاريخ