زبان عشق
یک مرتبه ، یک شیخی از ترکیه، (به نام)اسعد افندی ،محضر حضرت حاجی امدادالله مهاجر مکی قدس سره تشریف آورد .
حضرت رحمه الله درس مثنوی می دادند و به زبان اردو بیان می فرمودند و آن شیخ لذت می برد.
یکی از خادمان حضرت رحمه الله عرض کرد که اگر این(شیخ ترکی) اردو می دانست ،بیشتر لذت می برد.
حضرت حاجی صاحب رحمه الله فرمودند : عزیزم! قید زبان در میان نیست . و این شعر را خواندند:
فارسی گو گر چه تازی خوشتر است
عشق را خود صد زبان دیگر است
بوی آن دلبر که پرّان می شود
این زبان ها جمله حیران می شود.
📚معارف الأكابر
🖌ترجمه: محمدعرفان
عشق محتاج زبان نیست
